شرط موفقیت: تعادل تعادل تعادل

امروز میخوام اینو بگم که اون چیزی باعث راه رفتن ما درمسیر پیشرفت

می شه پولدار شدن یا نمیدونم صاحب منصب و قدرت شدن نیست

بلکه تعادله.


همین الآن دارم از مراسم عزاداری بر میگردم ی چیزی که که تو اینجور

مراسما منو متوجه خودش میکنه این هستش که افراد عزادار به راحتی

تحت تاثیر ولوم صدای مداح قرار میگیرن و نسبت ضربه ای که موقعه

سینه زدن وارد میکنن رابطه مستقیمی با این صدا داره یعنی چی؟

یعنی اینکه 100 نفر آدم  جوگیر، حالا هرکسی به ی عنوانی کنترل

خودشو از دست میده.


من کاری به این ندارم که شورو هیجان خوبه یا بد من دارم ی بحث

منطقی می کنم یعنی تعادل.


ما باید یاد بگیریم در بدترین شرایط استقلال فکری مون رو از دست ندیم

و الا همیشه جوگیر این و اون می شیم.


 در کل ما تحت 4 شرایط جوگیر می شیم:

اولیش چیزایی که مربوط به سلامتی فیزیکی و روحی ما می شه. که

من فکر میکنم جو مجالس رقص و شادی که باعث می شه ما بدجوری

جوگیر شیم از این نشآت می گیره.


 مثلا روضه خون می گه هر کی تو دنیا واسه فلانی گریه کن اون دنیا

تنش آتیش نمی بینه حالا بیا ببین یارو از ترس آتیش جهنم چه فشاری

میاره تا ی پیام عصبی به مغز مخابره شه که آقا گریه کنه.


 در صورتی که من معتقدم من هر چند که این حدیث درست باشه ی

حدیث بهتر از اون رو می خونم وتو زندگیم عمل می کنم هم باعث

پیشرفتم میشه هم پیام الکی به مغز عزیزم مخابره نمی کنم.


 من عاشق این جمله از امام علی هستم که میگه:

هیچ کاخی بنا نمی شود مگر آنکه خانه مظلومی ویران شود.


مثلا من تصمیم گرفتم تو این مملکت هیچ وقت نماینده مجلس نشم

چون یکی از زیباترین بناهای ایران هستش که مطمئنم آه مظلومای

زیادی پشتشه حالا بگذریم از بقیه پستایی که ...


 دومین چیز پول هستش.آره پول که دقیقا فاصله ها با اون تعیین میشه.

تو مدرسه غیر انتفاعی به معلم میگن نمره ها رو خوب بدین چون پول

میگیریم میخوایم مشتریمون بمونن. ی معلم نباید معلم باشه چون مدیر

مدرسه رو جو پول گرفته، التبه همون مدیر مدرسه ای که هیآت عزاداری

اداره میکنه.


 بعد از پول میرسیم به شخصیت. خدا نکنه یارو ی کاره باشه و تو متوجه

نشی و ی کم خاکی با هاش بر خورد کنی، شما حساب کنید طرف

مقابلت مدیر باشه وبهش اعتراض کنی دادو بیداد میکنه که آقا تو یک

صدم تجربه منو نداری ،من ی مدیرم درک می کنی یا نه؟و کلا میره تو

جو. اتفاقا این همون مدیریه که بچه ها رو به اندازه پول باباشون دوست

داره و شبا هم هیآت عزاداری برپا می کنه که ولوم صدای مداح تعادل ها

رو به هم می ریزه.


 و آخرین جوگیری عشق هستش. بیشتر این جوگیری تو جوونا رخ میده.

بد جوری هم تعادل رو به هم می ریزه تا جایی که بعد از 25 سال زندگی

مشترک می فهمن یکی از عوامل ازدواجشون جو مازاد بر نیاز بوده حالا

چه  دختر باشه چه پسر.

 ما اگه بتونیم جلوی این چهار جو وایسیم می تونیم ی زندگی طولانی

مدت همراه با بدن و روحی سالم داشته باشیم.

/ 0 نظر / 3 بازدید