تاريخ : ۱۳۸٩/۱/٥ | ۳:۳٦ ‎ب.ظ | نویسنده : کسی که دلش مثل اقیانوس آرام ملتهب بود.

 

زن به دسته ابری که بالای سرش در حرکت بود نگاه کرد و گفت:یادته بهم گفتی یه خونه رو ابرا برام میسازی

مرد سنگی داخل آب دریاچه پرت کرد و گفت:یادم نیست

زن نیش خندی زد و گفت:تو خیلی وقته همه چیز را از یاد بردی

مرد سنگ دیگری پرت کرد و گفت:تو چیزی گفتی



  • قالب وبلاگ | قالب وبلاگ