تاريخ : ۱۳۸٧/٤/۱٧ | ۱٢:۳٦ ‎ب.ظ | نویسنده : کسی که دلش مثل اقیانوس آرام ملتهب بود.

چندی پیش این سوال در یکی از مدارس انگلستان از بچه های حدود ده ساله شد که از شما دعوت می کنم به این سوال و سوال های دیگری درباره مادر و جواب های بچه های حدودا 10 ساله انگلستانی توجه کنید. بعضی از آنها بسیار جالب هستند.

سئوال اول:

چرا خدا مادر شما را آفریده است؟

- چون تنها کسی در دنیا است که همیشه می داند سی دی "شازده کوچولوی" من در کدام گوشه خانه است.

- شاید برای این که او تمیز کردن خانه را خیلی خوب بلد است.

- چون فقط او می تواند ما را به دنیا بیاورد.

سئوال دوم: چرا خدا تو را به این مادرت داد و به مادرهای دیگر نداد؟

- نمی دانم، شاید قبلا با من بازی نکرده بود و نمی دانست من چقدر شیطان هستم.

- می گویند او قبلا خیلی خوشگل بود و من هم خوشگل هستم.

سئوال سوم: به نظر شما، قبل ازاین که مادرتان با پدرتان ازدواج بکند، می بایست چه سوالی از پدرتان می کرد؟

- اسمش!

- این که حقوقش چقدر است!

- بایست می پرسید که چه طور آدمی است. مثلا دروغ گو است یا نه یا آب جو می خورد یا نه، مست می کند یا نه؟

سئوال چهارم: چه کسی صاحب خانه شما است؟

- مادرم. او نمی خواهد، اما بابا غذا پختن بلد نیست، بابام خیلی کودنه.

- مادرم. هر روز در اتاقم می گردد و چیزهای عجیب و غریبی از زیر تخت خواب بیرون می کشد.

- فکر می کنم مادرم است. برای این که از همه ما بیشتر کار خانه را انجام می دهد.

سئوال پنجم: اگر می توانستید کمی مادرتان را تغییر بدهید، کدام خصوصیت او را تغییر می دادید؟

- مادرم همیشه از من می خواهد اتاقم را تمیز و مرتب کنم و من از این خیلی ناراحت می شوم. دوست داشتم این نقص او را برطرف کنم.

- دوست داشتم مادرم یک کمی باهوش تر بود تا می فهمید که خواهرم گلدان را شکست و نه من!

- همیشه احساس می کنم که پشت سر مادرم هم یک چشم نامریی وجود دارد. دوست داشتم آن چشمش نباشد.



  • قالب وبلاگ | قالب وبلاگ