جک نشنیدی بیا تو

You need hope to cope

 

تركه زمين ميخوره، براي اينكه سه نشه تا خونه سينه خيز ميره!

---------------------------------------------

تركه پسرش رفته بوده زير ماشين، با سنگ ميزنه درش بياره!
--------------------------------------------

تركه ميره تو خواربار فروشي ميگه: نيم كيلو پنير بدين، يارو بهش ميگه: ببخشيد، شما تركين؟ ميگه: از كجا فهميدين؟ ميگه: از لهجتون. تركه با خودش ميگه: من بايد اين لهجمو درست كنم. پا ميشه ميره خارج بعد از ده سال برميگرده، ميره همون جا ميگه: آقا نيم كيلو پنير بدين. يارو باز ميگه: آقا شما تركين؟ ميگه: اِاِا... از كجا فهميدي؟ مگه من هنوز لهجه دارم. يارو ميگه: نه، ولي آخه اينجا پنج ساله كه بانك شده!
-------------------------------------------

تركه ميره كله پاچه فروشي، يارو بهش ميگه: قربون چشم بگذارم؟ تركه ميگه: نه آقا! حداقل صبر كن من برم قايم شم!

  
نویسنده : کسی که دلش مثل اقیانوس آرام ملتهب بود. ; ساعت ۱٢:۳٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٢/٥/٧
تگ ها :