نادان، پرسه می‌زند و خردمند، سفر می‌کند. و کسی که سفر کرد، فهمید: مردم شهری که همه در آن می لنگند ، به کسی که راست راه می رود می خندند.
  :: کسی که دلش مثل اقیانوس آرام ملتهب بود.

   

You need hope to cope

هیچ کس و همه کس
۱۳۸٦/۸/٢٦ ساعت ۱:٠٠ ‎ق.ظ | نوشته ‌شده به دست کسی که دلش مثل اقیانوس آرام ملتهب بود. ( نظرات )

چهار نفر بودند بنامهای همه کس-یک کس-هر کس و هیچ کس.


یک کار مهم وجود داشت که میبایست انجام می شد و از

 همه کس خواسته شد آن را انجام دهد.
همه کس میدونست که یک کسی آن را انجام خواهد داد
هر کسی میتوانست آن را انجام دهد اما هیچ کس آن را انجام نداد
یک کسی از این موضوع عصبانی شد به خاطر اینکه این وظیفه همه کس بود.
همه کس فکر میکرد هر کسی نمیتواند آن را انجام دهد اما هیچ کس نفهمید

که هر کسی آن را انجام نخواهد داد.
سرانجام این شد که همه کس یک کسی را برای کاری که هر کسی

نمی توانست انجام دهد و هیچ کس انجام نداد سرزنش کرد.

**************ی دوبیتی زیبا*****************

من از روییدن خس بر سر دیوار دانستم

که نا کَس ، کَس نمی گردد بدین بالا نشینی ها

و از افتادن سوسن به روی خاک دانستم

که کَس ، ناکَس نمی گردد بدین افتان خیزان ها

************و اما یک جمله زیبا***************

مردانی که خطاهای کوچک همسرشان را نمی بخشند,

      ازفضیلت های بزرگ آنان نیز محروم می مانند.




:: برچسب‌ها: