نادان، پرسه می‌زند و خردمند، سفر می‌کند. و کسی که سفر کرد، فهمید: مردم شهری که همه در آن می لنگند ، به کسی که راست راه می رود می خندند.
  :: کسی که دلش مثل اقیانوس آرام ملتهب بود.

   

You need hope to cope

به پیری چون رسد انسان دگر برنا نمی گردد
۱۳٩٤/٦/۱٠ ساعت ۱٠:٤٠ ‎ق.ظ | نوشته ‌شده به دست کسی که دلش مثل اقیانوس آرام ملتهب بود. ( نظرات )

به پیری چون رسد انسان دگر برنا نمی گردد  

قد سروی اگر خم شد دگر رعنا نمی گردد


مده بیهوده از کف گوهر نقد جوانی را 

 که این درّ گران مایه دگر پیدا نمی گردد


به گل مبند ای دل به فکر توشه ره باش

  که با مرگ من و تو ، آخرِ دنیا نمی گردد


مخور هرگز فریب زرق و برق مال دنیا را 

 که شیرین کام کس از گفتن حلوا نمی گردد


مکن تعریف از فضل و کمال دیگران ای دل

 که از تعریف کردن هیچ کس دانا نمی گردد


        لیاقت باید انسان را که گردد منجیّ مردم 

  هر آن فردی به کف گیرد عصا ، موسی نمی گردد


من از حسن خدادای که یوسف داشت فهمیدم

  به آرایش رخ زشت کسی زیبا نمی گردد

 


علی (علیه اسلام)یک عمر با افتادگان بنشست تا گوید

  از این بالا نشستنها کسی والا نمی گردد




:: برچسب‌ها: