نادان، پرسه می‌زند و خردمند، سفر می‌کند. و کسی که سفر کرد، فهمید: مردم شهری که همه در آن می لنگند ، به کسی که راست راه می رود می خندند.
  :: کسی که دلش مثل اقیانوس آرام ملتهب بود.

   

You need hope to cope

زندگی کردن
۱۳٩۳/۱۱/۱۱ ساعت ٩:٠۸ ‎ق.ظ | نوشته ‌شده به دست کسی که دلش مثل اقیانوس آرام ملتهب بود. ( نظرات )

هر کسی یه تعریفی از زندگی کردن داره...

یکی یه عمر زندگی می کنه تا پولدار بشه

پولدار شدن رو هم گره می زنه به آسایش زن و بچه اش

 

یکی یه عمر زندگی می کنه که قدرتمند بشه

قدرت رو هم گره می زنه به اعتبار شخصی خودش و اطرافیان

 

یکی یه عمر زندگی می کنه که یه موقعه خدای نکرده کسی نگه چیزی داره

بی چیز بودن رو هم گره می زنه به اینکه یه موقعه مردم به مال و منالش چشم ندوزن

 

یکی ......

به هر حال هرکی هر طوری که دوست داره زندگی می کنه

 

ولی به نظر من مهم نیست کدوم جهت برم،

به سمت پول، قدرت، اعتبار یا ...

من فقط در لحظه تصمیم می گیرم

 

برای مثال

یه موقعه ای پول نداشته باشی، اعتبار هم نداری

وقتی پول تلفن میاد و تو پول نداری بدی که تلفن قطع نشه

 

بعضی وقتا پول داشته باشی، اعتبار نداری

موقعی که از ندونستن طرف سوء استفاده می کنی ولی وای به روزی که آگاه بشه

 

و گاهی هم پول نداشته باشی، اعتبار داری

مواقعی که مثل یه معلم همه جا اعتبار داری ولی پول خرید خیلی چیزا رو نداری

 

حالا شما خودت جای پول و اعتبار رو می تونی با چیزای دیگه عوض کنی

مثل

قدرت و پول

حسرت و خوشی

 

آدمیزاد در هر لحظه اوضاعش متغیره

 

بعضی وقتا تو یه مجلسی مهمونا رو تکون بدی میلیاردها تومن پول میریزه رو زمین

ولی خود صاحبخونه با هزار تا استرس و دلهره از سر بی پولی سفره پهن کرده

 

خیلی حالم می گیره

پیش خودم میگم ما بزرگ نداریم به ما مسیر زندگی رو نشون بدن

بعد میگم نه شاید از لقمه حرام هستش که انقد اطرافیانمون درگیرن

شایدم حسادت

شایدم فقر فکری

شایدم حرف بیجا

شایدم افکار بیجا

شایدم .....

 

فعلاً که سکوت بهترین کاره

ولی اون هم یه حدی داره

یه وقتی داره

یه بهاری داره

 

اگه برای ما بزرگی نکردن من بزرگی می کنم

اگه در حق ما خیانت کردن من خیانت نمی کنم که هیچ حق همه رو میدم

اگه حرف، فکر یا عمل بیجا دیدم من یاد می گیرم که اینطوری نباشم

اگه قبلیا باج میدادن به بی حرمتی ها من یاد می گیرم که باج ندم حتی به قیمت اینکه خیلی چیزا رو از دست بدم

اگه دلمونو خون کردن من یاد گرفتم که دل آروم کنم

اگه جون آدما قیمت نداشت و نداره من یاد می گیرم که جون بدم، امید بدم

اگه .....

 

لازم نیست سر کلاس درس

یا نصیحتای یه پیر خرابات

یا ......

بشینیم

 

زندگی داره خودشو نشون میده

فقط حواستو خوب جمع کنه

خواستی ببینی طرفت کیه

خوب به حرفا گوش بده

اگه از دوستی و محبت صحبت کرد برو سمتش

اگه غصه ات رو خورد برو سمتش

اگه روزای سخت زندگیت دلداریت داد برو به طرفش

اگه پشتت و خالی کرد برو به سمتش البته در جهت معکوس اونقد برو که دیگه نبینیش

اگه پیش تو جسارت کرد و از این و اون بد گفت ازش دور شو

اگه تجسس کرد تو زندگیت بی خیالش شو

اگه .....

 

بازم حواستو جمع کن

وقتی باهاش دست دادی و اونم تو رو گرفت تو بغلش، برو به سمتش

اگه دست دادی و اونم خیلی شل دستت رو گرفت ازش فرار کن

 

به چشماش نگاه کن

اگه دیدی با تمام وجود تو چشمات نگاه می کنه برو پیشش

اگه دیدی تو چشماش پر از تمسخره آروم آروم راهش کن

 

به تیپ و راه رفتنش نگاه کن

اگه دیدی وقتی تو خیابون باهاش راه میری و سرت رو به خاطر خوش تیپ بودنش بالا می گیری برو به سمتش

اگه دیدی با کسی هستی که همش باید سرت پایین باشه همین الان ازش دور شو

 

در کل زندگی چیزی نیست که با تعداد برگه های دست چک و موجودی حساب بشه تفسیر کرد

 

زندگی درک لحظه به لحظۀ ثانیه هاست

درک لحظه به لحظۀ رفتارها، برخوردها و عکس العمل هاست

 

با شخصیتت آدم پولدار بی ادب رو خورد کن

با شخصیتت آدم پولدار با ادب رو بزار رو سرت

 

با ادبت خیلیا رو عاشق خودت کن

با ادبت خیلیا رو تنبیه کن

 

با جسارتت کارا رو پیش ببر

با جسارتت نزار خیلی کارای اشتباه انجام بشه

 

با اجتماعی بودنت نزار خیلی از بی ادبا عرض اندام کنن

با اجتماعی بودنت اجازه بده تا افراد مودب قدر خودشون رو بدونن

 

این همه نعمت تو وجودتت هست

که اصلا مانع از این می شه که به چیزای مادی فکر کنی

آدم یه ذره هم قدر خودشو بدونه بد نیست

مراقب خودت باش

 

یا علی




:: برچسب‌ها: