جک نشنیدی بیا تو

You need hope to cope

جهت زندگی

به نظر من سرعت زندگی کردن خیلی مهمه

اما جهت زندگی خیلی مهمتره

اینکه همه چیز داشته باشی ولی شبا که میای خونه مثل روزا بازم تنهایی

اینکه همه کشورا رفته باشی ولی تنهایی

اینکه یه عالمه نامه رسمی بنویسی ولی کسی نباشه که براش یه نامۀ  غیر رسمی بنویسی

اینکه این همه فرصت رابطه داشته باشی ولی اصلاً به کسی اعتماد نکنی تا نزدیک بشی

اینکه دوست داشته باشی کسی آروم آروم بهت نزدیک بشه ولی همیشه یه چیزی رو بهونه کنن و نزدیک شن

اینکه تعارف کنی، دعوت کنی، مهمونی بدی، آخر خودشونو واست بگیرن

اینکه این همه کار سرت ریخته باشه و بگن چه زندگی مسخره و تکراری داری

اینکه این همه سکوت کنی بعد این همه حرف از اینو اون بشنوی

اینکه مهمترین مسائل زندگیت رو با تصمیم خودشون نابود کنن

اینکه به همه کمک کنی تا ازدواج کنن ولی همونا پشتت رو خالی کنن

اینکه زیبا باشی ولی تو روت بگن تو زشتی اونم وسط محبت کردن

همه بی لطفی هایی که گفتم سریع می گذره

شاید اگه قبلن در موردش 1 ساعت صحبت می کردم

بعدش شد نیم ساعت

بعد تر 10 دقیقه

حالا 1 دقیقه هم نشه

و تا چند وقت دیگه از ذهنم پاک می شه

 

اما جهت رو گم نمی کنم

اینکه وفادار بمونم برای کسی که فقط و فقط 1 دقیقه بی هیچ دلیلی به من محبت کرد

اینکه غمخوار اون پزشکی باشم که تو اوج تب، بالا سرم بود و دست رو سرم می کشید

اینکه خودمو آماده کنم برای یه تشکر اساسی از کسی که بهم تابلو نقاشی هدیه داد

اینکه فراموش نکنم بی احترامی کسی رو که مهمونارو از خونشون بیرون کرد

اینکه نگاه نکنم تو چشمای کسی که پشت سرم، شب و روز دروغ گفت

اینکه نگاهم رو دریغ کنم از کسی که به پدرم بی احترامی کرد

اینکه روز به روز قوی تر شم چون امید خیلیا به من هستش

 

اینا هیچ کدوم نصیحت نیست

آخرین حرفایی بود که تو ذهنم می گذشت

درد و دل بود

 

نگاه کن

ببین

تو هیچ کدوم از افکارم

جایی واسه کثافت کاری و منحرف شدن نیست

دروغ

حسادت

تکبر

مشروب

سیگار

تریاک

قلیون

خانم بازی

 

به خودم قول دادم

تا آخر عمرم خراب نشم

علاوه بر این جلوی خراب شدن بقیه رو هم بگیرم

با بدی هایی که می بینم شاید موهام زودتر از موعد سفید بشه

اما نمیزارم خرابم کنن

توام مراقب خودت باش

من خراب بشو نیستم

این یعنی با سرعت زیادی موهای من سفید می شه

اما جهت زندگی من سالم باقی می مونه

 

خدایا موهامو سفید کن اما خرابم نکن

بالاخره یکی هم منو از تنهایی در میاره

دیر و زود داره ولی سوخت و سوز نداره

اما میخوام اون یه نفر قدر این همه افکار رو بدونه

اذیتم نکنه.....

  
نویسنده : کسی که دلش مثل اقیانوس آرام ملتهب بود. ; ساعت ٢:٤٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۱۱/۳
تگ ها :