نادان، پرسه می‌زند و خردمند، سفر می‌کند. و کسی که سفر کرد، فهمید: مردم شهری که همه در آن می لنگند ، به کسی که راست راه می رود می خندند.
  :: کسی که دلش مثل اقیانوس آرام ملتهب بود.

   

You need hope to cope

غمِ غمِت
۱۳٩۳/۸/۳ ساعت ۱۱:٤٢ ‎ب.ظ | نوشته ‌شده به دست کسی که دلش مثل اقیانوس آرام ملتهب بود. ( نظرات )

اونقدر غصه اینو اونو خوردم

که خودم الکی شادم

سالهاست که؛

هر کی میخواد یه کار اشتباهی کنه

یه بار واسه دست گرمی جلوی من مرور می کنه

منم اونقدر به طرف گوشزد می کنم که؛

عزیز من

دلبند من

درد و بلات به جونم

قربونت بشم

قدر خودتو بدون

نکن این کارو

انگار نه انگار

تازه با این همه تأکید من

مطمئن می شه که کارش درسته

اونوقت یه موج از اشتباهات راه میندازه

خودش که مثل قبل خیالش نیست

هر چند من می مونم با یه دنیا غصه

خداوکیلی دیگه قلبم داغون شده

انقدی که غمِ ندونم کاریای دیگران رو خوردم

در 100% مواقع هم اصلاً به روی خودم نمیارم

البته می دونم این کار من اشتباهه

ولی چه می شه کرد

جنس خاک منم اینطوری دیگه

شاید باورتون نشه

بعضی وقتا فقط یه رفتار اشتباه کوچیک این همه مشکل ساز می شه،مثل؛

پول پرستی

ظاهر بینی

دهن بینی

غرور

خودخوری

رو راست نبودن

حرف زدنای بیجا

حرف پس و پیش کردن

چشم ناپاکی

دخالت های بیجا

بی تفاوتی های زننده

.

.

.

.

.

.

خدایا همچنان توکل بر تو

والا به خدا، تهش یه ذره همدیگرو دوست داشته باشیم بد نیست

من که همین جا اعلام میکنم همه بشریت رو دوست دارم

قلبم جایی برای کینه و نفرت نداره

و تا جایی که بتونم به همه کمک می کنم




:: برچسب‌ها: غمخواری, توکل بر خدا, رفتار غلط, مشکل سازی