نادان، پرسه می‌زند و خردمند، سفر می‌کند. و کسی که سفر کرد، فهمید: مردم شهری که همه در آن می لنگند ، به کسی که راست راه می رود می خندند.
  :: کسی که دلش مثل اقیانوس آرام ملتهب بود.

   

You need hope to cope

روزگار میگذره و رو سیاهی به زغال می مونه
۱۳٩۳/٧/٦ ساعت ۱۱:۱٤ ‎ب.ظ | نوشته ‌شده به دست کسی که دلش مثل اقیانوس آرام ملتهب بود. ( نظرات )
پستمو به یه شعر از مولانا شروع می کنم بعد هم حرف خودمو می زنم...
هر لحظه که تسلیمم در کارگه تقدیر،
 آرامتر از آهو، بی باک تر از شیرم.

هر لحظه که میکوشم در کار کنم تدبیر،
 رنج از پی رنج آید زنجیر پی زنجیر.

(مولانا)

سعی کن کمی رو شعر بالا تأمل کنی

چته؟؟؟          
عشقت ولت کرده رفته؟؟؟          
بهت خیانت کرده؟؟؟
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
جمع کن بابا......         
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
لباستو بپوش سوار ماشین شو برو پایین شهر یه چرخی تو ﺷﻬﺮ بزن!
 
 
 
ببین بچه ها چجوری واسه یه لقمه غذا گریه میکنن...          
 
 
 
 
ببین پدریو که واسه یه لقمه نون سرش تو سطل آشغاله که پلاستیک پیدا کنه....          
 
 
 
 
ببین دختره واسه جای خواب تن فروشی میکنه...          
 
 
بیا "بیمارستان" ببین چندتا خانواده منتظرن تا خبر زنده بودن مریضاشونو بشنون...          
 
آره...
 
گرسنگی نکشیدی خوشگله...         
 
 زندگی یعنی این،
 
نه چیزی که تو درگیرشی         
 
ﻗﺪﺭ ﺳﻼﻣﺘﯽ ﻭ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﺧﻮﺑﺘﻮ ﺑﺪﻭﻥ      
 
 
   
ﮔﻮﺭ ﭘﺪﺭ ﻫﺮﭼﯽ ﺁﺩﻡ ﻧﺎﻣﺮﺩﻭ ﺑﯽ ﻣﺮﺍﻣﻪ.....!!!



:: برچسب‌ها: مولانا, چته, بی باک, آرام