نادان، پرسه می‌زند و خردمند، سفر می‌کند. و کسی که سفر کرد، فهمید: مردم شهری که همه در آن می لنگند ، به کسی که راست راه می رود می خندند.
  :: کسی که دلش مثل اقیانوس آرام ملتهب بود.

   

You need hope to cope

اظراف خود را با سیه رویان احاطه کرده اید یا سفید رویان؟؟؟
۱۳٩۳/٥/٢٥ ساعت ۱:٠٦ ‎ق.ظ | نوشته ‌شده به دست کسی که دلش مثل اقیانوس آرام ملتهب بود. ( نظرات )

گویند حضرت آدم نشسته بود: شش نفر آمدند;
سه نفر طرف راستش نشستند و سه نفر طرف چپ;
سه تا سفید بودند; سه تا سیاه.
به یکی از سفیدها گفت: تو کیستی؟ گفت: عقل،
پرسید جای تو کجاست؟ گفت: مغز
از دومی پرسید: تو کیستی؟ گفت: مهر،
پرسید: جای تو کجاست؟ گفت: دل
از سومی پرسید: تو کیستی؟ گفت: حیا،
پرسید: جایت کجاست؟ گفت چشم .  
سپس به جانب چپ نگریست
و از یکی از سیاهان سوأل کرد: تو کیستی؟ جواب داد: تکبر،
پرسید: محلت کجاست؟ گفت: مغز،
گفت: با عقل یکجایید؟ گفت: من که آمدم عقل می رود.
از دومی سوأل کرد: تو کیستی؟ جواب داد: حسد،
محلش را پرسید: گفت: دل، پرسید: با مهر یک مکان دارید؟ گفت: من که بیایم مهر خواهد رفت.
از سومی پرسید: کیستی؟ گفت: طمع،
پرسید: مرکزت کجاست؟ گفت: چشم، گفت: با حیا یک جا هستید؟ گفت:چون من داخل شوم حیا خارج شود.




:: برچسب‌ها: