نادان، پرسه می‌زند و خردمند، سفر می‌کند. و کسی که سفر کرد، فهمید: مردم شهری که همه در آن می لنگند ، به کسی که راست راه می رود می خندند.
  :: کسی که دلش مثل اقیانوس آرام ملتهب بود.

   

You need hope to cope

حسابگر بی نهایت ها باشیم....
۱۳٩۳/٥/۱٠ ساعت ٦:٢٢ ‎ب.ظ | نوشته ‌شده به دست کسی که دلش مثل اقیانوس آرام ملتهب بود. ( نظرات )

فکر کن از الآن تا روزی که از دنیا بری 100 میلیون نفس دیگه برات باقی مونده

با هر نفسی که می کشی یه قدم به اون روز نزدیک می شی

حسابش نزار از دستت در بیاد

فکر کن با 10 تا نفس می تونی یه نیت خوب کنی و یه جفت کفش نامرتب و جفت کنی و با همون 10 تا نفس فحش بدی به کسی که کفشاشو نامرتب در آوورده

فکر کن با 100 تا نفس می تونی یه دلی رو شاد کنی و با همون 100 تا نفس هم می تونی قلبی رو بشکونی

فکر کن با 1000 تا نفس می تونی تلفنو برداریو به مادرت یا خواهرت یا نمی دونم مادر شوهرت یا دامادت زنگ بزنی و حالشو بپرسی در حالیکه با همون 1000 تا نفس هم می تونی پشت همون فرد یه عالمه غیبت کنی

مشکل اینه که برای این نفسای بی حساب نباید فکر کرد

باید بی حساب مهربونی کرد

باید بی حساب خرج کرد

نه برای رسیدن به چیزی

یا حتی ارضا شدن برای لحظه ای

فقط برای اینکه نفس های ما، به شکل غیر قابل کنترلی خرج می شه

و تو باید مثل خود نفس

غافلگیرش کنی

حتی وقتی خوابی

با خوابایی که می بینی

می گن روزی که علم زیاد بشه

و دانشمندا بتونن برن تو خواب افراد

زندگیا به کل تغییر می کنه

پس بی وضو نخواب

شاید......

 

 




:: برچسب‌ها: نفس, خواب, بی حساب, زندگی