نادان، پرسه می‌زند و خردمند، سفر می‌کند. و کسی که سفر کرد، فهمید: مردم شهری که همه در آن می لنگند ، به کسی که راست راه می رود می خندند.
  :: کسی که دلش مثل اقیانوس آرام ملتهب بود.

   

You need hope to cope

چند ضرب المثل
۱۳٩۳/۱/۱٤ ساعت ۱۱:۱٧ ‎ب.ظ | نوشته ‌شده به دست کسی که دلش مثل اقیانوس آرام ملتهب بود. ( نظرات )

بد دانا ز نیک نادان به

بدرد کسان دل مدارید شاد

بد کسی دان که دوست کم دارد

بد همه را بد داند

برای هر نخور یک بخور پیدا می شود

بر باد رود هرآنچه از باد آید

بر کنده بر آن ریش که در دست زنان باشد

بر گذشته ها صلوات

برگ عیشی بر گور خویش فرست

برناید از هیچ ویرانه دود

برناید از خانه باز جغد

بر نکوکاری هرگز نکند خلق زیان

برو شیر درنده باش ای دغل

بزرگ آنکه با نامداران بساخت

بزرگی خرج دارد

بزرگی دست خود آدم است

بسا شکسته بیابان که باغ خرم گشت

بس تجربه کردیم در این دیر مکافات/ با دردکشان هرکه در افتاد ور افتاد

بس که گفتم زبان من فرسود

به کچل گفتند: شستی، گفت: بافتم.

بسیار زیان باد اندک نگرش

به سیری مردن به که به گرسنگی جان سپردن

بشکرها تف می اندازد

به شتر مرغ گویند بار کش، گوید: من مرغم، گویند پرواز کن، گوید: من شترم.

به شهری که بد باشد آب و هوا/ کجوی و مخور هر چث آید هوا

به شهر خویش هر کس شهریار است

بعمل کار برآید به سخندانی نیست

بغیر از زیان نیست در خودفروشی




:: برچسب‌ها: