تاريخ : ۱۳٩٢/۸/۱۳ | ۱٢:٤۳ ‎ق.ظ | نویسنده : کسی که دلش مثل اقیانوس آرام ملتهب بود.

قبلنا که خیلی جوونتر بودم یه کلمه خیلی آرومم می کرد....

امید، امید، امید

حالا که یه ذره جوونتر نیستم

دیگه مثل قبل نادون بودنم تابلو نیست

صندلی نشین تر شدم تا بدو بدو کنم

آروم شدم تا جو سازتر

محیط سازتر شدم تا اینکه تحت تاثیر محیط باشم

تاریخ ساز شدم تا اینکه تاریخ خمم کنه

و به قول معلما حالا که دیگه همون آینده ساز مملکت شدم

و همه این اوصاف ....

دو تا کلمه دیگه خیلی خیلی تر آرومم می کنن

عشق و اعتماد، عشق و اعتماد، عشق و اعتماد

عشق افتادن برگ درخت در پاییز و اعتماد درخت به بازگشت برگ ها

عشق به استواری در زندگی و اعتماد به این استواری در حین تغییرات

عشق به ادامه تحصیل با جیب خالی و اعتماد به آینده ای پربار

عشق پدر ، عشق مادر .... و اعتماد به فرزند برای فراموش نشدن

همه اینها آرومم می کنن

البته دیروز تو مطب یه دکتر بودم این جمله از سقراط رو خوندم

اول شایستگی خود را ثابت کن بعد انتظار اعتماد داشته باش.

به نظر من اثبات شایستگی همون عشق هستش

 



  • قالب وبلاگ | قالب وبلاگ