نادان، پرسه می‌زند و خردمند، سفر می‌کند. و کسی که سفر کرد، فهمید: مردم شهری که همه در آن می لنگند ، به کسی که راست راه می رود می خندند.
  :: کسی که دلش مثل اقیانوس آرام ملتهب بود.

   

You need hope to cope

خوب بخونيد
۱۳۸٢/٥/٤ ساعت ۱:٤٤ ‎ق.ظ | نوشته ‌شده به دست کسی که دلش مثل اقیانوس آرام ملتهب بود. ( نظرات )

((الهی))

به هر انسانی سَری دادی و به هر سری عضوی

وبه هر عضوی خصلتی

که هر خصلتی را شرحی

و هر شرحی را مطلبی:

الهی

هر انسانی را پیشانی دادی و نه پشیمانی

و در هر پیشانی خطوطی

و تعداد خطوط را نشان از خُلق و خویی

                                    کمش نماد خوش خُلقی و زیادش نماد بد خُلقی

الهی

هر کسی را ابرویی بود

و  هر ابرویی را خمی بود

و هر خمی را زیبایی بود

و هر که را که خم ابرویی عمیق بود

اصلاحی دقیق بود

الهی

هر بشری را چشمانی عطا کردی

و هر عطایی مایه نشاطی

هر نشاطی از دو راه دادی؛

ویکی بدی و دیگری خوبی

بدی در ما و خوبی در تو

الهی

به هر صورتی گونه ای

و در هر گونه ای غم یا شادی نشاندی

و به هر گونه ای که غم دیدم نتیجتن خنده ندیدم

و در هر گونه ای که شادی دیدم نتیجتن غصه ندیدم

الهی

به هر بویی که خلقیدی بوگیری در پی آن نهادی

و بو گیر ما همان بینی ماست

و در هر بینی دو غار علیصدری خلقیدی

و در هر غار تهویه ای

و هر تهویه ای دفعی

و هر دفعی را مزیتی

که از گفتن آن عاجزماندمی.

الهی

به هر مذکری و نیز به هر مونثی دهانی دادی

و در هر دهانی زبانی کاشتی

و هر زبانی موجب تحریک دهانی

و هر تحریک دهانی موجب ساییده شدن فکی

و چون به مونثات زبانی دراز دادی

پس فکی ساییده شده تر در قیامت خواهی

الهی

به هر بنده ای گوشی دادی

و در هر گوشی نیروی جستجویی

و در هر جستجویی نشان از گفتگویی

و هر گفتگویی رانشان از نعمتی یا خدمتی یا غیبتی

نعمتی است چون رفع بیکاریست

خدمتی است چون رفع حاجتیست

غیبتی است چون طعم صحبتیست

الهی

وقت تنگ است و عمر کوتاه

و این هم از سری که هزار سودا دارد

نویسنده:

موسی اکس پی

خواجه عبد الله انصاری

الهی

در طفلی پستی،در جوانی مستی،در پیری سستی

پس کی خدا پرستی!!!؟؟؟

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 




:: برچسب‌ها: