نادان، پرسه می‌زند و خردمند، سفر می‌کند. و کسی که سفر کرد، فهمید: مردم شهری که همه در آن می لنگند ، به کسی که راست راه می رود می خندند.
  :: کسی که دلش مثل اقیانوس آرام ملتهب بود.

   

You need hope to cope

چه خوب می شد اگر....
۱۳۸٥/٤/٢٠ ساعت ۱٢:٤۱ ‎ق.ظ | نوشته ‌شده به دست کسی که دلش مثل اقیانوس آرام ملتهب بود. ( نظرات )

چه خوب می شد اگر....

اطلاعات را با عقل اشتباه نمی گرفتیم و

عشق را باهوس و

حقیقت رابا واقعیت و

حلال را با حرام و

دنیا رابا عقبی و

رحمان را با شیطان و

احتیاط را با ترس و

بی دینی را با روشنفکری و

تحقیق را با تقلید و

آزادگی رابا آزادی و

بزرگواری رابا بزرگی و

شهوت رابا محبت و

تکوین را با تشریع و

فلسفه رابا سفسطه و

شرفلسفی را باشر اخلاقی  و

علت فلسفی را با علت فیزیکی و

اعاده را با تکرار و

سلب تحصیلی را با ایجاب عدولی و

اصالت وجودرا با  اصالت ماهیت و

مغالطه را با منطق و

رقت قلب را با ضعف نفس و

صبر با بی خیالی و

عدالت را با تبعیض و

سیاست را با خیانت و

انسان شناسی را با هستی شناسی و

صراحت لهجه رابا  اهانت و

جهل مرکب را با علم و

موسیقی قدسی را با موسیقی سکسی و

فقر اجباری رابا فقر اختیاری و

حوریان بهشتی رابا زنان خیابانی و

ظلم را با قدرت و

اقتدار با استکبار و

اعتدال دینی را با التقاط دینی و 

اقلیت واکثریت رابا حقانیت و 

 تکلیف را با نتیجه و

قیل وقال مطبو عاتی را با فریاد بیدارگر و

 حقیقت را با مصلحت و

 مصلحت را با منفعت و

 تفکر قرآنی راباتفکر غربی و

 افکار مقلدانه را با افکار محققانه و

 تقلید آگاهانه رابا پیروی کورکورانه و

 پرسیدن برای یادگیری رابا پرسیدن برای حالگیری

 کار را با شغل و

اسلام محمدی را با اسلام آمریکایی و

دست آقاعلی ابن ابیطالب را با پای حجاج ابن یوسف و

دوست داشتن رابا قبول داشتن  و

قبول نداشتن را بااحترام نگذاردن و

جغرافیای فکری را باجغرافیای اقلیمی و 

 خلیفه میمون را با خلیفه خدا و

شو خی کردن را با دل شکستن و

با ید حقوقی را با باید اخلاقی و

پلورالیسم عملی را با پلورالیسم نظری و

تقوای ستیز را با تقوای پرهیز و

آ ب را با سراب و

انسانیت را با جنسیت و

راحتی رابا خوشبختی و

روزه را با تشنگی و گرسنگی و

خودراباخود.




:: برچسب‌ها: