نادان، پرسه می‌زند و خردمند، سفر می‌کند. و کسی که سفر کرد، فهمید: مردم شهری که همه در آن می لنگند ، به کسی که راست راه می رود می خندند.
  :: کسی که دلش مثل اقیانوس آرام ملتهب بود.

   

You need hope to cope

خدایا شکر
۱۳٩٤/۸/٢٢ ساعت ۱٠:۳٠ ‎ق.ظ | نوشته ‌شده به دست کسی که دلش مثل اقیانوس آرام ملتهب بود. ( نظرات )

به نظر من اگر یک انسانی در کل عمرش برای یک ثانیه هم که شده یه خاطرۀ خوش تو ذهنش داشته باشه کافیه تا از حلقۀ ناشکرا بیاد بیرون

چرا؟

چون خوشی رو تجربه کرده

و همین کافیه

از کجا معلوم بقیه عمرش رو عذاب بکشه به خاطر همون حداقل خوشی ها

پس به دو دلیل من خر کله، باید شکرگذار باشم:

1- روی خوشی رو دیدم

2- مکافات یا عذاب به خاطر همون خوشی ها باشه

بزار تیکه بندازن

مسخره کنن

بخندن

و .....

در هر صورت رابطۀ انسان با یک ماورائ طبیعی که از اون راضیه

هیچ وقت به پشیمونی منتهی نمی شه

تنها کار درست ممکن از دید من

منظورم از ماورائ طبیعی تو مایه های خدای خودمون

خدایا بهم فرصت بده

خیلی چاکرتم

جبران می کنم




:: برچسب‌ها:
تصویرسازی های زندگی من
۱۳٩٤/۸/٢٠ ساعت ۱٠:٢٥ ‎ق.ظ | نوشته ‌شده به دست کسی که دلش مثل اقیانوس آرام ملتهب بود. ( نظرات )

تصویر اول-----

میلیون ها سال از به وجود اومدن اولین سلول میگذره

فکر کن مقداری که من عمر می کنم چه اندازه از قدمت اون رو پر می کنه

چیزی برابر با هیچی

مغرور نمیشم

تصویر دوم-------

اگه به عقب برگردم

من محصول یه دوست داشتن ساده هستم

که تبدیل شد به من

البته بعدا دست و پا درآووردم

پس مهربون میشم

تصویر سوم------

فکر میکنم همه هستی

کل هستی

هیچی وجود نداره

و فقط من هستم و من

بیشتر قدر اطرافیانم رو می دونم

تصویر چهارم ----

در هرشرایطی

هزار برابر خوشخت تر از اون چیزی هستم که فکر می کنم

تصویر پنجم -----

منو از خونه یکی از بهترین دوستام بیرون می کنن

این یعنی دوستای بهتری منتظرم هستن

تصویر ششم ----

مبتلا به سرطان شدم

واسه درمان میرم دنبال 2 تا چیز میگردم:

تو زندگی از چه چیزایی ترسیدم، چه کسایی رو نبخشیدم

تا حالا به عمرم نترسیدم و از کسی هم کینه به دل نگرفتم

تصویر هفتم ----

ولی زیباترین تصویری که همیشه منتظرشم

اون روزی که به خیلیا کمک کردم

بچه یتیمی رو بزرگ کردم

زن پیری رو کمک کردم

پیرمردی رو بردم حموم

دانشجویی رو تا مقاطع بالا حمایت کردم

دختری رو بدون نگرانی فرستادم خونه بخت

کت و شلوار عروسی جوونی رو تهیه کردم

.

.

.

.

.

.

 الانم قلبم درد می کنه

چون شما این تصویرارو فقط میخونین

ولی من تدوینشون هم می کنم

با آهنگای روز

و با تکنولوژی جدید

آخر یه روزی به خاطر این افکارم

از دست میرم




:: برچسب‌ها:
گمراه میشی
۱۳٩٤/۸/۱٦ ساعت ۱۱:٠٥ ‎ق.ظ | نوشته ‌شده به دست کسی که دلش مثل اقیانوس آرام ملتهب بود. ( نظرات )

از خواب بیدار میشی، گمراه میشی

تحویلت نمیگیرن، گمراه میشی

بی پولی، گمراه میشی

پولداری، گمراه میشی

بیکاری، گمراه میشی

بی سوادی، گمراه میشی

با سوادی، گمراه میشی

هوا سرد میشه، گمراه میشی

هوا گرم میشه، گمراه میشی

دلتنگ میشی، گمراه میشی

دلتنگت میشن، گمراه میشی

کلاً گمراه میشی

گمراه میشی

گمراه میشی

آخه نفهم مگه زدن تو سرت

بیا و آدم باش

چرا انقدر گمراه میشی

 

((مکالمات پسری که گمراه شده))




:: برچسب‌ها: گمراه میشی, آدم باش, نفهم, پسر
16 آبان
۱۳٩٤/۸/۱٦ ساعت ۱٠:٥٢ ‎ق.ظ | نوشته ‌شده به دست کسی که دلش مثل اقیانوس آرام ملتهب بود. ( نظرات )

بی خودترین کاردنیا اینه که؛ هر سال تاریخ تولدت یادت باشه

و از همه بدتر اینکه؛ همه بهت تبریک بگن

بابا بیخیال

به نظر من یه جور دیکتاتوری و خودشیفتگیه

همیشه منو یاد شعار مرگ بر آمریکا

مرگ بر اسرائیل و مرگ بر انگلیس می ندازه

الکی مگه

یه ملتی شعار میدن

لابد رفتن مطالعه کردن یا دیدن که دارن شعار میدن

خلاصه سالگرد تولد گرفتن اصلا چیز خوبی نیست

همین که من، علی کریمی و محمود احمدی نژاد آبانی هستیم

بزرگترین عذاب برای بشریت هستش....




:: برچسب‌ها: 16 آبان, ماه تولد, احمدی نژاد, کریمی