نادان، پرسه می‌زند و خردمند، سفر می‌کند. و کسی که سفر کرد، فهمید: مردم شهری که همه در آن می لنگند ، به کسی که راست راه می رود می خندند.
  :: کسی که دلش مثل اقیانوس آرام ملتهب بود.

   

You need hope to cope

با ترجمه متن ترانه Let Her Go - Passenger
۱۳٩۳/۸/٢۸ ساعت ٢:٤٧ ‎ب.ظ | نوشته ‌شده به دست کسی که دلش مثل اقیانوس آرام ملتهب بود. ( نظرات )

حتماً این آهنگ رو دانلود کنید

خیلی زیباست

لینک دانلود

Well you only need the light when it's burning low
تو فقط وقتی به چراغ احتیاج پیدا می کنی که نور کم باشه


Only miss the sun when it starts to snow
فقط وقتی داره برف می باره دلت برای خورشید تنگ میشه


Only know your lover when you let her go
فقط وقتی گذاشتی معشوقت بره متوجه اش میشی

Only know you've been high when you're feeling low
فقط موقعی که ناراحتی متوجه میشی که یه روزی خوشحال بودی


Only hate the road when you're missin' home
فقط موقعی از جاده متنفر میشی که دلت برای خونه تنگ شده باشه


Only know your lover when you've let her go
فقط وقتی گذاشتی معشوقت بره متوجه اش میشی


And you let her go
و میذاری بره

Staring at the bottom of your glass
به ته لیوان ت خیره میشی


Hoping one day you will make a dream last
و امیدواری که یه روز بتونی آرزوت و بدست بیاری


The dreams come slow and it goes so fast
خیلی طول می کشه که یه آرزو رو بدست بیاری ولی خیلی رود از دست میره


You see her when you close your eyes
فقط موقعی می تونی اونو ببینی که چشمات و بستی


Maybe one day you will understand why
شاید یه روز دلیلشو بفهمی


Everything you touch all it dies
به هر چیزی که دست می زنی می میره

But you only need the light when it's burning low
ولی تو فقط وقتی به چراغ احتیاج پیدا می کنی که نور کم باشه


Only miss the sun when it starts to snow
فقط وقتی دلت برای خورشید تنگ میشه که داره برف می باره


Only know your lover when you've let her go
فقط وقتی گذاشتی معشوقت بره متوجه اش میشی


Only know you've been high when you're feeling low
فقط موقعی که ناراحتی متوجه میشی که یه روزی خوشحال بودی


Only hate the road when you're missin' home
فقط موقعی از جاده متنفر میشی که دلت برای خونه تنگ شده باشه


Only know your lover when you've let her go
فقط وقتی گذاشتی معشوقت بره متوجه اش میشی

Staring at the ceiling in the dark
توی تاریکی به سقف خیره شدی


Same all empty feeling in your heart
با همون احساسای خالی توی قلبت


Love comes slow and it goes so fast
بدست آوردن عشق زمان زیادی می خواد ولی خیلی زود از دست میره


Well you see her when you fall asleep
حالا فقط تو خواب اون و می بینی


But never to touch and never to keep
ولی نه برای لمس کردن و نگه داشتن


Because you loved her to much
چون خیلی دوستش داشتی


And you dive too deep
و خیلی عمیق شیرجه میری

Well you only need the light when it's burning low
تو فقط وقتی به چراغ احتیاج داری که نور کم باشه


Only miss the sun when it starts to snow
فقط وقتی داره برف می باره دلت برای خورشید تنگ میشه


Only know your lover when you let her go
فقط وقتی گذاشتی معشوقت بره متوجه اش میشی


Only know you've been high when you're feeling low
فقط موقعی که ناراحتی متوجه میشی که یه روزی خوشحال بودی


Only hate the road when you're missin' home
فقط موقعی از جاده متنفر میشی که دلت برای خونه تنگ شده باشه


Only know your lover when you've let her go
فقط وقتی گذاشتی معشوقت بره متوجه اش میشی

And you let her go
و میذاری بره

Ooooo ooooo oooooo
And you let her go
و میذاری بره


Ooooooo ooooo ooooo
You let her go
و میذاری بره

Because you only need the light when it's burning low
چون فقط موقعی به چراغ احتیاج پیدا می کنی که نور کمه


Only miss the sun when it starts to snow
فقط وقتی داره برف می باره دلت برای خورشید تنگ میشه


Only know your lover when you've let her go
فقط موقعی که گذاشتی بره متوجه معشوقت میشی


Only know you've been high when you're feeling low
فقط موقعی که ناراحتی متوجه میشی که یه روزی خوشحال بودی


Only hate the road when you're missin' home
فقط موقعی از جاده متنفر میشی که دلت برای خونه تنگ شده باشه


Only know your lover when you've let her go
فقط وقتی گذاشتی معشوقت بره متوجه اش میشی


Because you only need the light when it's burning low
چون فقط موقعی به چراغ احتیاج پیدا می کنی که نور کمه


Only miss the sun when it starts to snow
فقط وقتی داره برف می باره دلت برای خورشید تنگ میشه


Only know your lover when you've let her go
فقط موقعی که گذاشتی بره متوجه معشوقت میشی


Only know you've been high when you're feeling low
فقط موقعی که ناراحتی متوجه میشی که یه روزی خوشحال بودی


Only hate the road when you're missin' home
فقط موقعی از جاده متنفر میشی که دلت برای خونه تنگ شده باشه


Only know your lover when you've let her go
فقط وقتی گذاشتی معشوقت بره متوجه اش میشی
And you let her go
و میذاری بره




:: برچسب‌ها: passenger
حالا حالاها بر نمیگردم...
۱۳٩۳/۸/٢۱ ساعت ۱٠:٢۸ ‎ب.ظ | نوشته ‌شده به دست کسی که دلش مثل اقیانوس آرام ملتهب بود. ( نظرات )

وقتی سن با لا میره

باید دختر و پسر خوبی باشیم

آدم باشیم

حرف گوش بدیم

لج نکنیم

خواستگاری واژه ناآشنایی برامون نباشه

ازدواج کنیم

مودب باشیم

تازه حرف همسرمونم گوش بدیم

آره عزیزم با شما هستم

اصلاً استرس نداشته باشیم

.

.

.

.

.

.

حرف گوش بدین دیگه....

واااا

شما با من چیکار دارین؟؟؟

منو می بینی نمی تونم حرف گوش بدم

نه اینکه نخوام

والا کور از خدا چی می خواد

دلیلش اینه که

من اون نزدیکیا نیستم

و حالا حالاها بر نمیگردم....

شما به من نگاه نکنین

بچسبین به زندگیتون

......

یه بار یکی همین مطلبو خوند

ولی توجه نکرد

میگن الآن سوسک شده




:: برچسب‌ها: سوسک, ازدواج خوب
شاهین و مار
۱۳٩۳/۸/۱٦ ساعت ۱۱:٥٧ ‎ب.ظ | نوشته ‌شده به دست کسی که دلش مثل اقیانوس آرام ملتهب بود. ( نظرات )
ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ﭼﻨﮕﻴﺰ ﻭ ﺩﺭﺑﺎﺭﻳﺎﻧﺶ ﺑﺮﺍﯼ ﺷﻜﺎﺭ ﺑﻪ ﺟﻨﮕﻞ ﺭﻓﺘﻨﺪ . ﻫﻮﺍ ﺧﻴﻠﯽ ﮔﺮﻡ ﺑﻮﺩ ﻭﺗﺸﻨﮕﯽ ﺩﺍﺷﺖ ﭼﻨﮕﻴﺰ ﻭ ﻳﺎﺭﺍﻧﺶ ﺭﺍ ﺍﺯ ﭘﺎ ﺩﺭ ﻣﯽ ﺁﻭﺭﺩ. ﺑﻌﺪ ﺍﺯﺳﺎﻋﺘﻬﺎ ﺟﺴﺘﺠﻮ ﺟﻮﻳﺒﺎﺭ ﻛﻮﭼﻜﯽ ﺩﻳﺪﻧﺪ . ﭼﻨﮕﻴﺰ ﺷﺎﻫﻴﻦ ﺷﻜﺎﺭﻳﺶ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺯﻣﻴﻦ ﮔﺬﺍﺷﺖ، ﻭ ﺟﺎﻡ ﻃﻼﯾﯽ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺟﻮﻳﺒﺎﺭ ﺯﺩ ﻭ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﺁﺏ ﺑﻨﻮﺷﺪ ، ﺍﻣﺎ ﺷﺎﻫﻴﻦ ﺑﻪ ﺟﺎﻡ ﺯﺩ ﻭ ﺁﺏ ﺑﺮ ﺭﻭﯼ ﺯﻣﻴﻦ ﺭﻳﺨﺖ . ﺑﺮﺍﯼ ﺑﺎﺭ ﺩﻭﻡ ﻫﻢ ﻫﻤﻴﻦ ﺍﺗﻔﺎﻕ ﺍﻓﺘﺎﺩ، ﭼﻨﮕﻴﺰ ﺧﻴﻠﯽ ﻋﺼﺒﺎﻧﯽ ﺷﺪ ﻭ ﻓﻜﺮ ﻛﺮﺩ ، ﺍﮔﺮ ﺟﻠﻮﯼ ﺷﺎﻫﻴﻦ ﺭﺍ ﻧﮕﻴﺮﻡ ، ﺩﺭﺑﺎﺭﻳﺎﻥ ﺧﻮﺍﻫﻨﺪ ﮔﻔﺖ: ﭼﻨﮕﻴﺰ ﺟﻬﺎﻧﮕﺸﺎ ﻧﻤﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﺍﺯ ﭘﺲ ﯾﮏ ﺷﺎﻫﻴﻦ ﺑﺮﺁﻳﺪ ؛ ﭘﺲ ﺍﻳﻦ ﺑﺎﺭ ﺑﺎ ﺷﻤﺸﻴﺮ ﺑﻪ ﺷﺎﻫﻴﻦ ﺿﺮﺑﻪ ﺍﯼ ﺯﺩ . ﭘﺲ ﺍﺯ ﻣﺮﮒ ﺷﺎﻫﻴﻦ ﭼﻨﮕﻴﺰ ﻣﺴﻴﺮ ﺁﺏ ﺭﺍ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﻛﺮﺩ ﻭ ﺩﻳﺪ ﻛﻪ ﻣﺎﺭﯼ ﺑﺴﻴﺎﺭ ﺳﻤﯽ ﺩﺭ ﺁﺏ ﻣﺮﺩﻩ ﻭ ﺁﺏ ﻣﺴﻤﻮﻡ ﺍﺳﺖ . ﺍﻭ ﺍﺯ ﻛﺸﺘﻦ ﺷﺎﻫﻴﻦ ﺑﺴﻴﺎﺭ ﻣﺘﺎﺛﺮ ﮔﺸﺖ. ﻣﺠﺴﻤﻪ ﺍﯼ ﻃﻼﯾﯽ ﺍﺯ ﺷﺎﻫﻴﻦ ﺳﺎﺧﺖ ، ﺑﺮ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺑﺎﻟﻬﺎﻳﺶ ﻧﻮﺷﺘﻨﺪ : ﯾﮏ ﺩﻭﺳﺖ ﻫﻤﻴﺸﻪ ﺩﻭﺳﺖ ﺷﻤﺎﺳﺖ ؛ ﺣﺘﯽ ﺍﮔﺮ ﻛﺎﺭﻫﺎﻳﺶ ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﺑﺮﻧﺠﺎﻧﺪ. ﺭﻭﯼ ﺑﺎﻝ ﺩﻳﮕﺮﺵ ﻧﻮﺷﺘﻨﺪ : ﻫﺮ ﻋﻤﻠﯽ ﻛﻪ ﺍﺯ ﺭﻭﯼ ﺧﺸﻢ ﺑﺎﺷﺪ ﻣﺤﻜﻮﻡ ﺑﻪ ﺷﻜﺴﺖ ﺍﺳﺖ ... ﺧﺪﺍﯾﺎ ﮐﻤﮏ ﮐﻦ ... ﺩﯾﺮﺗﺮ ﺑﺮﻧﺠﯿﻢ ، ﺯﻭﺩﺗﺮ ﺑﺒﺨﺸﯿﻢ ، ﮐﻤﺘﺮ ﻗﻀﺎﻭﺕ ﮐﻨﯿﻢ ، ﻭ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﻓﺮﺻﺖ ﺑﺪﻫﯿﻢ  ...



:: برچسب‌ها:
سال 2020 و شبکه های ماهواره ای پخش سریال
۱۳٩۳/۸/٩ ساعت ٧:٤٧ ‎ق.ظ | نوشته ‌شده به دست کسی که دلش مثل اقیانوس آرام ملتهب بود. ( نظرات )

دیروز دفترمون مهمون اومده بود

ایشون از اساتید دانشگاه های تهران بودن

بحث به جامعۀ زنان کشیده شد

استاد بیان فرمودند که؛

هدف اصلی کانال های تلویزیونی پخش سریال برای سال 2020 هستش

یعنی سال 2020 کاری می کنن که مردا، با علاقۀ فراوان

از خانوماشون درخواست آرایش بیشتر می کنن

تا وقتی وارد جامعه شدن آقای سال 2020

به همه خانومشو نشون میده

و این یعنی داشتن یک فرهنگ والای اجتماعی در خانواده ها

 

*** نتیجه گیری

من از این انشاء نتیجه می گیرم که،

ما پسرها باید از هم اکنون به دنبال آرایشگاه های معتبر

برای همسر آینده یمان باشیم

همین سر کوچه ما، آرایشگاهی است با نام وال

اون روز یه دختر داشت خارج می شد

ندونستم دختر یا زن

ابروهاشو خیلی نازک و کوتاه برداشته بود

یه آرایشگاه اونطرفتر مال راحله خانومه

می گن خیلی کارش خوبه

دوره مربیگری رو هم دبی گذرونده

در ضمن آرایشگاه تماشا، دی و .... مراجعه نکنین

می گن خیلی صورتو بد درست می کنن

به هر حال من حوصله ندارم تا 6 سال دیگه این بلا رو سرم بیارن

از همین حالا در موردش فکر می کنم

یه ضرب المثل فرانسوی هست که میگه؛

وقتی به شما تجاوز کردن یک راه بیشتر نداری؛

1- اگه تونستی، فرار کن.

2- اگه نتونستی، سعی کن لذت ببری.

در ضمن سریال فاطماگل رو هم ببینید....




:: برچسب‌ها: پخش سریال, فاطما گل, آرایشگاه, سال 2020
داستان فرار به جای بهتر
۱۳٩۳/۸/٩ ساعت ٥:٥٠ ‎ق.ظ | نوشته ‌شده به دست کسی که دلش مثل اقیانوس آرام ملتهب بود. ( نظرات )

بیست روزی هستش که عضو فعال وایبر شدم

تو این 20 روز تقریباً 19 روز کارای شرکت رو باهاش انجام دادم

تا اینکه امروز خیلی طمع کردم

و به 500 نفر پیامک تبلیغاتی فرستادم

بعد از این همه تلاش

یه پیغام یه از وایبر اومد

مبنی بر اینکه وایبر اوت خواهی شد

من توجهی نکردم

همین که پیام بعدی رو به نفر 501 فرستادم

دیدم وایبر پرید

الآن سه ساعت دارم با شمارم کد فعالسازی می گیرم

وایبر میگه نمی دم که نمی دم

آخه نگاه کن تو رو خدا

فردا باید یه نامه بدم به مدیر وایبر

و بگم که ازشون ناراضیم

تازه دلشونم بخواد

یه پسر با این قد و بالای بلند

چشمای خوشگل

موهای پر پشت

خوش تیپ

خوش صحبت

با سواد

سر به زیر

چی بگم والا

ما که رفتیم واتس اپ

همین دیگه

کی گند واتس آپ

مثل وایبر، فیس بوک، توئیتر و لینکداین در بیاد خدا می دونه

ولی می دونم به همین زودی ها

همین پرشین بلاگ

دیگه اینجا راهم نمی ده

البته قبلاً یکی دو بار برقش مارو گرفته

 

****نتیجه گیری

من از این انشاء نتیجه می گیرم که بعضی از افراد روابط اجتماعی بالایی دارند

اما مدیران، والدین، معلم ها، همسر، دوستان دختر و پسر، فامیل های دور و نزدیک

تمام تلاششان را می کنند تا طرف کله پا شود

ولی چه فایده که نمی دانند طرف می رود با یک شبکه اجتماعی دیگر آشنا می شود

آن هم بهتر، راحتتر و جادارتر از قبل

همین چند وقت پیش بود مادرم از یخچال پارس گلگی کرد

و رفت یک یخچال امرسان (زیبا، جادار، مطمئن) خرید

ولی نمی دانم چرا من رفتم یک یخچال دونار خریدم

شاید یخچال دونار هیچ کدام از موارد بالا را نداشته باشد

ولی هر چی هست، من مسیر مادرم را پیش نگرفتم

آدم باید خودش به فکر راحتی، جاداری و اطمینانش باشد

تمام




:: برچسب‌ها: وایبر, واتس آپ, فیس بوک, فرار
کجا دستاتو گم کردم که پایان من اینجا شد؟
۱۳٩۳/۸/۸ ساعت ٤:۱٧ ‎ب.ظ | نوشته ‌شده به دست کسی که دلش مثل اقیانوس آرام ملتهب بود. ( نظرات )

سکوت

آرامش

آرامشِ دل

دل

آرام

دلِ آرام

دلآرام

کجایی تو؟؟؟

بیا دیگه

گرفتاریم به خدا

وقتی میگم آرامشِ دل

یاد جاده های قشنگ کشور آلمان می افتم

مسیر قلعۀ نیختن اشتاین به مونیخ

آروم روم بارون می اومد

ماه فروردین بود

ولی پر بود از بوی ماه مهر

شیشه اتوبوس بخار کرده بود

بادست روی شیشه شکلک می کشیدم

گه گاه از ته اتوبوس به مسافرا نگاه می کرد

حس خوبی بود




:: برچسب‌ها: ارامش دل, دل آرام, آلمان, بوی ماه مهر
امشب من
۱۳٩۳/۸/٥ ساعت ۱۱:۳٧ ‎ب.ظ | نوشته ‌شده به دست کسی که دلش مثل اقیانوس آرام ملتهب بود. ( نظرات )
حالا که رها شدم
۱۳٩۳/۸/٥ ساعت ۱:٢٤ ‎ق.ظ | نوشته ‌شده به دست کسی که دلش مثل اقیانوس آرام ملتهب بود. ( نظرات )

چند روزیه که یه حس عجیب و غم انگیزی دارم

اصلاً نمی دونم چیه؟؟؟

چون همۀ کارای من دلیل داره

این حس بی دلیل رو نمی پسندم

همه کاری هم کردم

- فکر کنم مسافرتی که پیش رو دارم شاید حالمو بهتر کنه

- شایدم افکار دیگران باشه

اگه این فرض درست باشه،

خدایا، از طرف من به گوششون برسون که؛

جون مادرتون

تو رو جدتون

دست از سر من بردارید

بابا آدم ضایع تر از من پیدا نکردین!!!

آدم مردم آزارتر از من پیدا نکردین!!!

آدم داغونتر از من پیدا نکردین!!!

وقتی حرف می زدم می گفتین حرف نزن

وقتی حرف نمی زدم می گفتین محل نمیدی

می خندیدم می گفتین مسخره نکن

ناراحت می شدم می گفتین اصلاً بهت نمیاد

آخر هم گفتین دوست نداریم ریختتو ببینیم

آخر هم گفتین تو دیگه اینورا جایی نداری

آخر هم گفتین به همه چی شک داری

آخر هم گفتین تنها که بمونی، تنبیه می شی

حالا که تنهای تنها شدم

حالا که یه مرد تنها شدم

حالا که رها شدم

انقدر فکر و خیال نکنید

کلاً فکر کنید شخصی به اسم من نبوده

کلاً فکر کنید شخصی با مشخصات من نبوده

منو حذف کنید

تمنا می کنم

یه جهان جدید واسه خودتون بسازید

بعد وابسته همون جهان جدید بشین

بی برو برگرد چاکر همتونم هستم

بی برو برگرد مخلص همتونم هستم

بی برو برگرد ذره ای دلخوری ازتون ندارم

خدا حفظتون کنه و تنتون سالم باشه

مطمئن باشین برای من راه برگشتی نیست

مطمئن باشین دور برگردونی نیست

مطمئن باشین .....

خدا حافظتون




:: برچسب‌ها: رهایی, تنهایی, حس عجیب, خداحافظ
ساعت بیولوژیک
۱۳٩۳/۸/٤ ساعت ۳:۳٥ ‎ق.ظ | نوشته ‌شده به دست کسی که دلش مثل اقیانوس آرام ملتهب بود. ( نظرات )

1 ساعت بیولوژیک ------------

دوستم گفت: فردا میای بریم پیاده روی؟؟؟

پرسیدم: چه ساعتی؟؟؟

گفت: 6 یا 6.5 صبح.

گفتم: دلبندم اون ساعتی که تو میخوای بری پیاده روی من تازه می خوام بخوابم.

بیچاره شوک شده بود ....

 

2 شب------------------------

ولی چه فایده

تنهایی حال نمیده

یکی باشه تا صبح باهاش حرف بزنی

وسطای صحبت از خنده بترکی

اونم یه سره آلارم بده که آرومتر

 

3 روز-------------------------

چند روز پیش با اتوبوس یه مسیری رو می رفتم

یه پسر 19 ساله داشت با دوست دخترش حرف می زد

ناراحت بود

بعد اینکه حرفش تموم شد

ازش پرسیدم: پسر به این خوشگلی چرا باید ناراحت باشه؟

گفت: دهنم صاف می شه تا دوست دخترمو ببینم

گفتم اینکه کاری نداره شبا وقتی همه خوابن برو دیدنش

چمشاش یه برق عجیبی انداخت،

خواست بیشتر چیز یاد بگیره

گفت: آخه مشکل ما اینکه جایی نداریم راحت باشیم

خونه ما 70 متر، خونۀ اونا فکر کنم 100 متر

منم گفتم: حالا دوسش داری یا نه؟؟؟

بدون هیچ معطلی گفت:آره، خیلییییی

نمی بینی چقدر ناراحتم از اینکه ندیدمش

بهش گفتم من یه عالمه جا دارم

کاش هیچ کدوم از اونا رو نداشتم ولی الآن تنها نبودم

کاش الآن جای تو بودم

غصۀ جا رو نخور

غصۀ منو بخور که این همه جا دارم ولی حتی یه نفرم ندارم باهاش تلفنی حرف بزنم

پسر باحالی بود دید من ناراحت شدم، اونم خودشو ناراحت نشون داد.

دم خودشو دوست دخترش گررررررررم

 

4 بی قانونی-------------------

ظلم ظالم، جور صیاد

آشیانم داده بر باد

 

5 نتیجه گیری -----------------

من از این انشاء نتیجه می گیرم که

زندگی چیزی نمی گوید، نشانت می دهد.

 همچنین بنده بسیار خانواده هایی را دیده ام که آشیانه دیگران را به لجن کشیدند و خداوند آشیانه یشان را سوزاند

دیدم کسانی را که خورشید را از پنجره همسایه گرفتند تا رطوبت عامل استخوان درد کودکی شود و خداوند بر زندگیشان سایه انداخت

حتی دیدم کسانی را که تخم باد کاشتند و طوفان درو کردند




:: برچسب‌ها:
غمِ غمِت
۱۳٩۳/۸/۳ ساعت ۱۱:٤٢ ‎ب.ظ | نوشته ‌شده به دست کسی که دلش مثل اقیانوس آرام ملتهب بود. ( نظرات )

اونقدر غصه اینو اونو خوردم

که خودم الکی شادم

سالهاست که؛

هر کی میخواد یه کار اشتباهی کنه

یه بار واسه دست گرمی جلوی من مرور می کنه

منم اونقدر به طرف گوشزد می کنم که؛

عزیز من

دلبند من

درد و بلات به جونم

قربونت بشم

قدر خودتو بدون

نکن این کارو

انگار نه انگار

تازه با این همه تأکید من

مطمئن می شه که کارش درسته

اونوقت یه موج از اشتباهات راه میندازه

خودش که مثل قبل خیالش نیست

هر چند من می مونم با یه دنیا غصه

خداوکیلی دیگه قلبم داغون شده

انقدی که غمِ ندونم کاریای دیگران رو خوردم

در 100% مواقع هم اصلاً به روی خودم نمیارم

البته می دونم این کار من اشتباهه

ولی چه می شه کرد

جنس خاک منم اینطوری دیگه

شاید باورتون نشه

بعضی وقتا فقط یه رفتار اشتباه کوچیک این همه مشکل ساز می شه،مثل؛

پول پرستی

ظاهر بینی

دهن بینی

غرور

خودخوری

رو راست نبودن

حرف زدنای بیجا

حرف پس و پیش کردن

چشم ناپاکی

دخالت های بیجا

بی تفاوتی های زننده

.

.

.

.

.

.

خدایا همچنان توکل بر تو

والا به خدا، تهش یه ذره همدیگرو دوست داشته باشیم بد نیست

من که همین جا اعلام میکنم همه بشریت رو دوست دارم

قلبم جایی برای کینه و نفرت نداره

و تا جایی که بتونم به همه کمک می کنم




:: برچسب‌ها: غمخواری, توکل بر خدا, رفتار غلط, مشکل سازی
مطلبی به مناسبت شروع ماه محرم
۱۳٩۳/۸/۳ ساعت ۳:٥٠ ‎ق.ظ | نوشته ‌شده به دست کسی که دلش مثل اقیانوس آرام ملتهب بود. ( نظرات )

کاری به این ندارم که برای ماه محرم؛

لباس چه رنگی می خوای بپوشی

چند کیلو برنج یا ..... هر چیز دیگه نذری داری

کدوم هیأت میخوای بری واسه سینه زنی

کدوم امامزاده میری واسه تغییر حال و هوا

چقدر میخوای این مراسمای مذهبی رو ربط بدی به عقب موندگی ایرانیا

یا حتی اینکه اصلاً بحثای ماه محرم برات مهمه یا نه

من فقط یه چیز رو می دونم

اونم اینه که هر سال یه عده سعی می کنن به ما؛

عشق

وفاداری

غیرت

راستگویی

آبروداری

نجابت

حیاء

صبوری

و خیلی چیزای خوب دیگه رو تعریف کنن

من که همیشه خوب گوش دادم

 

یا امام حسین خیلی چاکرم.....




:: برچسب‌ها: ماه محرم, امام حسین (ع), عشق حسین, غیرت
همیشه هیچ وقت اینطور نبودم
۱۳٩۳/۸/٢ ساعت ۳:۱۸ ‎ق.ظ | نوشته ‌شده به دست کسی که دلش مثل اقیانوس آرام ملتهب بود. ( نظرات )

شعرای ترانه های ابی، سیاوش و داریوش و به قول بعضیا امید بی نظیرن

ابی یه ترانه خونده به اسم " خدا با ماست"

تقریباً وسطای ترانه جایی که اوج مطلبو میخواد بیان کنه می گه؛

ملخ افتاده توی خرمن گندم

منم مثل همه از کار بی کارم 

به جای داس شونه تویه دستامه

فقط به فکر گندم زار موهاتم 

 

وای امروز 124947373756456 این یه تیکه رو گوش دادم


ملخ

داس

من

علی دایی

کاندولیزا رایس

خیلی با حاله....




:: برچسب‌ها: داس, مزرعه, مو, علی دایی