نادان، پرسه می‌زند و خردمند، سفر می‌کند. و کسی که سفر کرد، فهمید: مردم شهری که همه در آن می لنگند ، به کسی که راست راه می رود می خندند.
  :: کسی که دلش مثل اقیانوس آرام ملتهب بود.

   

You need hope to cope

کم خوری
۱۳٩۳/۱۱/٢۸ ساعت ۱٢:٠۱ ‎ق.ظ | نوشته ‌شده به دست کسی که دلش مثل اقیانوس آرام ملتهب بود. ( نظرات )

یه عمری دنبال یادگیری هستیم،

کلی نکات بهداشتی

کلی نکات تغذیه ای

کلی نکات کاری

کلی نکات علمی

کلی نکات اجتماعی

کلی نکات فرهنگی

کلی نکات اقتصادی

کلی نکات تفریحی

کلی نکات روانی

کلی نکات جسمی

کلی نکات هنری

کلی نکات فنی

کلی نکات ....

یاد می گیریم

آخرش می بینی؛

نون داریم ولی دندون نداریم

 

وقتی هم یاد نمی گیریم؛

نه نون داریم نه دندون.

 

خوش به حال اونایی که پدرشون پولداره؛

البته از مادران پولدار هم گزارشاتی رسیده؛

هم نون دارن هم دندون

ولی اونا هم خر میشن، میرن ازدواج می کنن

خودشونو دستی دستی رسوای هر دوعالم میکنن

 

درود بر خودم که جزء هیچ کدوم از سه دسته بالا نیستم

 

به خاطر اینکه من یه کم نون میخورم

واسه همین کم خوردن

همیشه میخورم

به دندونا هم فشار نمیاد

کسی هم که به من دختر نمیده

با این قد درازم

والا...

و این یعنی خوشبختی




:: برچسب‌ها:
درد دندان و تحمل
۱۳٩۳/۱۱/۱٩ ساعت ٢:۳٥ ‎ق.ظ | نوشته ‌شده به دست کسی که دلش مثل اقیانوس آرام ملتهب بود. ( نظرات )

احتمالاً بعد از گوش درد

دندون درد بدترین دردِ

چون به مغز انسان نزدیکتره

متاسفانه برای من دندون درد از همه دردا بدتره

یعنی درد استخون سوزی واسه من

تا جائیکه اشکمو در میاره

البته نه به خاطر درد جسمی اش به خاطر درد روحی اش

واسه همین تا دندونام درد می کنه اول از همه یه دگزامتازون تزریق می کنم

بعد یه سری مسکن مثل ....

(نیازی نیست انقد اطلاعات پزشکی تون بره بالا

منو می بینی مجبورم...:)))

به هر حال بخوام از دندون دردام و مصادف شدنشون با روزای تلخ زندگیم بگم

باید 5 شبانه روز روبروم بشینی

مثلاً اینطوری باید بگم

دندون عقل بالا سمت راست همونی که بعدا معلوم شد اصلا دندون عقل نیست و دندون اضافی در اومده مصادف بود با اخراجم از کارخونه و اینکه چرا اخراج شدم

دندون جلویی چی شد که شکست

دندون عقل سمت راست پایین که پول نداشتمو از درد به خودم می پیچیدم اما خرید واجبتر داشتم....

اون دندونی که روکش کرده بودم ....

و هزار تا داستان دیگه که دردشون فراتر از درد دندون هستش

امیدوارم این دندون دردا با اون دردای کناریش

برام به خیر تموم بشه

ولی خدا رو شکر

مادرم همیشه بهم میگه؛

"خدا کسی رو که بیشتر دوست داشته باشه

بیشتر بهش درد میده

تا بیشتر قدر خودشو بدونه

واسه همین نباید قُر قُرو باشی

و فقط باید تحمل کنی"

 

الانم حوصلۀ خاطرات تلخ و با این دندون درد ندارم

با اجازه تون دگزامتازون تزریق می کنم

به سلامتی همه اونایی که  الان دارن درد تنهایی می کشن

صداشونم در نمیاد

ولی سرشون بالاست که؛

دنبال هیچی تو این دنیا نبودن

دنبال مال و منال مردم نبودن

دنبال شهرت و قدرت نبودن

.

.

.

.

.

.

.

فقط و فقط دنبال همه چی تو وجود خودشون بودن




:: برچسب‌ها: درد دندان, صبر و تحمل, وجود خویشتن, قدر دانستن
Sometimes YES, Sometimes NO
۱۳٩۳/۱۱/۱٧ ساعت ٩:۱٤ ‎ب.ظ | نوشته ‌شده به دست کسی که دلش مثل اقیانوس آرام ملتهب بود. ( نظرات )
زندگی کردن
۱۳٩۳/۱۱/۱۱ ساعت ٩:٠۸ ‎ق.ظ | نوشته ‌شده به دست کسی که دلش مثل اقیانوس آرام ملتهب بود. ( نظرات )

هر کسی یه تعریفی از زندگی کردن داره...

یکی یه عمر زندگی می کنه تا پولدار بشه

پولدار شدن رو هم گره می زنه به آسایش زن و بچه اش

 

یکی یه عمر زندگی می کنه که قدرتمند بشه

قدرت رو هم گره می زنه به اعتبار شخصی خودش و اطرافیان

 

یکی یه عمر زندگی می کنه که یه موقعه خدای نکرده کسی نگه چیزی داره

بی چیز بودن رو هم گره می زنه به اینکه یه موقعه مردم به مال و منالش چشم ندوزن

 

یکی ......

به هر حال هرکی هر طوری که دوست داره زندگی می کنه

 

ولی به نظر من مهم نیست کدوم جهت برم،

به سمت پول، قدرت، اعتبار یا ...

من فقط در لحظه تصمیم می گیرم

 

برای مثال

یه موقعه ای پول نداشته باشی، اعتبار هم نداری

وقتی پول تلفن میاد و تو پول نداری بدی که تلفن قطع نشه

 

بعضی وقتا پول داشته باشی، اعتبار نداری

موقعی که از ندونستن طرف سوء استفاده می کنی ولی وای به روزی که آگاه بشه

 

و گاهی هم پول نداشته باشی، اعتبار داری

مواقعی که مثل یه معلم همه جا اعتبار داری ولی پول خرید خیلی چیزا رو نداری

 

حالا شما خودت جای پول و اعتبار رو می تونی با چیزای دیگه عوض کنی

مثل

قدرت و پول

حسرت و خوشی

 

آدمیزاد در هر لحظه اوضاعش متغیره

 

بعضی وقتا تو یه مجلسی مهمونا رو تکون بدی میلیاردها تومن پول میریزه رو زمین

ولی خود صاحبخونه با هزار تا استرس و دلهره از سر بی پولی سفره پهن کرده

 

خیلی حالم می گیره

پیش خودم میگم ما بزرگ نداریم به ما مسیر زندگی رو نشون بدن

بعد میگم نه شاید از لقمه حرام هستش که انقد اطرافیانمون درگیرن

شایدم حسادت

شایدم فقر فکری

شایدم حرف بیجا

شایدم افکار بیجا

شایدم .....

 

فعلاً که سکوت بهترین کاره

ولی اون هم یه حدی داره

یه وقتی داره

یه بهاری داره

 

اگه برای ما بزرگی نکردن من بزرگی می کنم

اگه در حق ما خیانت کردن من خیانت نمی کنم که هیچ حق همه رو میدم

اگه حرف، فکر یا عمل بیجا دیدم من یاد می گیرم که اینطوری نباشم

اگه قبلیا باج میدادن به بی حرمتی ها من یاد می گیرم که باج ندم حتی به قیمت اینکه خیلی چیزا رو از دست بدم

اگه دلمونو خون کردن من یاد گرفتم که دل آروم کنم

اگه جون آدما قیمت نداشت و نداره من یاد می گیرم که جون بدم، امید بدم

اگه .....

 

لازم نیست سر کلاس درس

یا نصیحتای یه پیر خرابات

یا ......

بشینیم

 

زندگی داره خودشو نشون میده

فقط حواستو خوب جمع کنه

خواستی ببینی طرفت کیه

خوب به حرفا گوش بده

اگه از دوستی و محبت صحبت کرد برو سمتش

اگه غصه ات رو خورد برو سمتش

اگه روزای سخت زندگیت دلداریت داد برو به طرفش

اگه پشتت و خالی کرد برو به سمتش البته در جهت معکوس اونقد برو که دیگه نبینیش

اگه پیش تو جسارت کرد و از این و اون بد گفت ازش دور شو

اگه تجسس کرد تو زندگیت بی خیالش شو

اگه .....

 

بازم حواستو جمع کن

وقتی باهاش دست دادی و اونم تو رو گرفت تو بغلش، برو به سمتش

اگه دست دادی و اونم خیلی شل دستت رو گرفت ازش فرار کن

 

به چشماش نگاه کن

اگه دیدی با تمام وجود تو چشمات نگاه می کنه برو پیشش

اگه دیدی تو چشماش پر از تمسخره آروم آروم راهش کن

 

به تیپ و راه رفتنش نگاه کن

اگه دیدی وقتی تو خیابون باهاش راه میری و سرت رو به خاطر خوش تیپ بودنش بالا می گیری برو به سمتش

اگه دیدی با کسی هستی که همش باید سرت پایین باشه همین الان ازش دور شو

 

در کل زندگی چیزی نیست که با تعداد برگه های دست چک و موجودی حساب بشه تفسیر کرد

 

زندگی درک لحظه به لحظۀ ثانیه هاست

درک لحظه به لحظۀ رفتارها، برخوردها و عکس العمل هاست

 

با شخصیتت آدم پولدار بی ادب رو خورد کن

با شخصیتت آدم پولدار با ادب رو بزار رو سرت

 

با ادبت خیلیا رو عاشق خودت کن

با ادبت خیلیا رو تنبیه کن

 

با جسارتت کارا رو پیش ببر

با جسارتت نزار خیلی کارای اشتباه انجام بشه

 

با اجتماعی بودنت نزار خیلی از بی ادبا عرض اندام کنن

با اجتماعی بودنت اجازه بده تا افراد مودب قدر خودشون رو بدونن

 

این همه نعمت تو وجودتت هست

که اصلا مانع از این می شه که به چیزای مادی فکر کنی

آدم یه ذره هم قدر خودشو بدونه بد نیست

مراقب خودت باش

 

یا علی




:: برچسب‌ها:
جهت زندگی
۱۳٩۳/۱۱/۳ ساعت ٢:٤٤ ‎ق.ظ | نوشته ‌شده به دست کسی که دلش مثل اقیانوس آرام ملتهب بود. ( نظرات )

به نظر من سرعت زندگی کردن خیلی مهمه

اما جهت زندگی خیلی مهمتره

اینکه همه چیز داشته باشی ولی شبا که میای خونه مثل روزا بازم تنهایی

اینکه همه کشورا رفته باشی ولی تنهایی

اینکه یه عالمه نامه رسمی بنویسی ولی کسی نباشه که براش یه نامۀ  غیر رسمی بنویسی

اینکه این همه فرصت رابطه داشته باشی ولی اصلاً به کسی اعتماد نکنی تا نزدیک بشی

اینکه دوست داشته باشی کسی آروم آروم بهت نزدیک بشه ولی همیشه یه چیزی رو بهونه کنن و نزدیک شن

اینکه تعارف کنی، دعوت کنی، مهمونی بدی، آخر خودشونو واست بگیرن

اینکه این همه کار سرت ریخته باشه و بگن چه زندگی مسخره و تکراری داری

اینکه این همه سکوت کنی بعد این همه حرف از اینو اون بشنوی

اینکه مهمترین مسائل زندگیت رو با تصمیم خودشون نابود کنن

اینکه به همه کمک کنی تا ازدواج کنن ولی همونا پشتت رو خالی کنن

اینکه زیبا باشی ولی تو روت بگن تو زشتی اونم وسط محبت کردن

همه بی لطفی هایی که گفتم سریع می گذره

شاید اگه قبلن در موردش 1 ساعت صحبت می کردم

بعدش شد نیم ساعت

بعد تر 10 دقیقه

حالا 1 دقیقه هم نشه

و تا چند وقت دیگه از ذهنم پاک می شه

 

اما جهت رو گم نمی کنم

اینکه وفادار بمونم برای کسی که فقط و فقط 1 دقیقه بی هیچ دلیلی به من محبت کرد

اینکه غمخوار اون پزشکی باشم که تو اوج تب، بالا سرم بود و دست رو سرم می کشید

اینکه خودمو آماده کنم برای یه تشکر اساسی از کسی که بهم تابلو نقاشی هدیه داد

اینکه فراموش نکنم بی احترامی کسی رو که مهمونارو از خونشون بیرون کرد

اینکه نگاه نکنم تو چشمای کسی که پشت سرم، شب و روز دروغ گفت

اینکه نگاهم رو دریغ کنم از کسی که به پدرم بی احترامی کرد

اینکه روز به روز قوی تر شم چون امید خیلیا به من هستش

 

اینا هیچ کدوم نصیحت نیست

آخرین حرفایی بود که تو ذهنم می گذشت

درد و دل بود

 

نگاه کن

ببین

تو هیچ کدوم از افکارم

جایی واسه کثافت کاری و منحرف شدن نیست

دروغ

حسادت

تکبر

مشروب

سیگار

تریاک

قلیون

خانم بازی

 

به خودم قول دادم

تا آخر عمرم خراب نشم

علاوه بر این جلوی خراب شدن بقیه رو هم بگیرم

با بدی هایی که می بینم شاید موهام زودتر از موعد سفید بشه

اما نمیزارم خرابم کنن

توام مراقب خودت باش

من خراب بشو نیستم

این یعنی با سرعت زیادی موهای من سفید می شه

اما جهت زندگی من سالم باقی می مونه

 

خدایا موهامو سفید کن اما خرابم نکن

بالاخره یکی هم منو از تنهایی در میاره

دیر و زود داره ولی سوخت و سوز نداره

اما میخوام اون یه نفر قدر این همه افکار رو بدونه

اذیتم نکنه.....




:: برچسب‌ها: