نادان، پرسه می‌زند و خردمند، سفر می‌کند. و کسی که سفر کرد، فهمید: مردم شهری که همه در آن می لنگند ، به کسی که راست راه می رود می خندند.
  :: کسی که دلش مثل اقیانوس آرام ملتهب بود.

   

You need hope to cope

ادب مرد به ز دولت اوست
۱۳٩٢/۸/۱٧ ساعت ٧:٢۸ ‎ق.ظ | نوشته ‌شده به دست کسی که دلش مثل اقیانوس آرام ملتهب بود. ( نظرات )

ادب از که آموختی، گفت: از بی ادبان.

ادب خرجی ندارد، ولی همه چیز را می‌خرد.

با ادب باش تا بزرگ شوی.

و اما جمله طلایی؛

همه چیز با زیاد شدن بی ارزش می گردد الا ادب.




:: برچسب‌ها: آداب اجتماعی, ادب مرد, بی ادب, بی ارزش
عشق و اعتماد....
۱۳٩٢/۸/۱۳ ساعت ۱٢:٤۳ ‎ق.ظ | نوشته ‌شده به دست کسی که دلش مثل اقیانوس آرام ملتهب بود. ( نظرات )

قبلنا که خیلی جوونتر بودم یه کلمه خیلی آرومم می کرد....

امید، امید، امید

حالا که یه ذره جوونتر نیستم

دیگه مثل قبل نادون بودنم تابلو نیست

صندلی نشین تر شدم تا بدو بدو کنم

آروم شدم تا جو سازتر

محیط سازتر شدم تا اینکه تحت تاثیر محیط باشم

تاریخ ساز شدم تا اینکه تاریخ خمم کنه

و به قول معلما حالا که دیگه همون آینده ساز مملکت شدم

و همه این اوصاف ....

دو تا کلمه دیگه خیلی خیلی تر آرومم می کنن

عشق و اعتماد، عشق و اعتماد، عشق و اعتماد

عشق افتادن برگ درخت در پاییز و اعتماد درخت به بازگشت برگ ها

عشق به استواری در زندگی و اعتماد به این استواری در حین تغییرات

عشق به ادامه تحصیل با جیب خالی و اعتماد به آینده ای پربار

عشق پدر ، عشق مادر .... و اعتماد به فرزند برای فراموش نشدن

همه اینها آرومم می کنن

البته دیروز تو مطب یه دکتر بودم این جمله از سقراط رو خوندم

اول شایستگی خود را ثابت کن بعد انتظار اعتماد داشته باش.

به نظر من اثبات شایستگی همون عشق هستش

 




:: برچسب‌ها: امید, عشق اعتماد, اعتماد, زندگی