نادان، پرسه می‌زند و خردمند، سفر می‌کند. و کسی که سفر کرد، فهمید: مردم شهری که همه در آن می لنگند ، به کسی که راست راه می رود می خندند.
  :: کسی که دلش مثل اقیانوس آرام ملتهب بود.

   

You need hope to cope

ما بازی را جدی ولی جدی را به بازی می گیریم
۱۳۸٦/٧/۱٧ ساعت ٥:٥۳ ‎ب.ظ | نوشته ‌شده به دست کسی که دلش مثل اقیانوس آرام ملتهب بود. ( نظرات )

دلم می سوزه ماه رمضان داره تمام میشه و کم کم سفره میهمانی داره جمع میشه

خدا جون ممنونم که من را هم در مهمانی پذیرفتی.

***********الهی و ربی من لی غیرک*****************

الهی، اگر ستّار العیوب نبودی. ما از رسوایی چه می‌كردیم؟

الهی، به حق خودت حضورم ده و از جمال آفتاب آفرینت نورم ده!

الهی، وای بر من اگر دانشم رهزنم شود و كتابم حجابم!

الهی، همه از تو دوا خواهند، و حسن از تو درد.

الهی، راز دل را نهفتن دشوار است و گفتن دشوارتر!

الهی، اگر گلم و یا خارم از آن بوستان یارم.

الهی، گرگ و پلنگ را رام توان كرد، با نفس سركش چه باید كرد؟

الهی، آن خواهم كه هیچ نخواهم.

الهی چون تو حاضری چه جویم، و چون تو ناظری چه گویم.

الهی، رجب بگذشت و ما از خود نگذشتیم، تو از ما بگذر!

الهی، همه سر آسوده خواهند، و حسن دل آسوده.

الهی، روزم را چون شبم روحانی بگردان، و شبم را چون روزم نورانی‌!

الهی، كلمات و كلامت كه این قدر شیرین و دلنشین‌اند، خودت چونی؟

الهی، آن كه تو را دوست دارد، چگونه با خلقت مهربان نیست.

الهی، خوشا آن دم كه در تو گمم!

الهی، از من و تو گفتن شرم دارم؛ «انت انت.»

الهی، «یا من یعفو عن الكثیر و یعطی الكثیر بالقلیل»، از زحمت كثرتم وا رهان و رحمت وحدتم ده!

الهی، سالیانی می‌پنداشتم كه ما حافظ دین توایم، «استغفرك اللّهّم». در این لیله الرغائب 1390 فهمیدم كه دین تو حافظ ماست، «أحمدك اللهم»!

الهی، از پای تا فرقم، در نور تو غرقم. «یا نور السموات و الارض، أنعمت فزد!»

الهی، شأن این كلمة كوچك كه به این علّو و عظمت است، پس «یا علی یا عظیم»، شأن متكلّم این همه كلمات شگفت لاتتناهی چون خواهد بود؟

الهی، چگونه گویم نشناختمت كه شناختمت، و چگونه گویم شناختمت كه نشناختمت.

الهی، خودت آگاهی كه دریای دلم را جزر و مد است؛ «یا باسط» بسطم ده، و «یا قابض» قبضم كن!




:: برچسب‌ها: