نادان، پرسه می‌زند و خردمند، سفر می‌کند. و کسی که سفر کرد، فهمید: مردم شهری که همه در آن می لنگند ، به کسی که راست راه می رود می خندند.
  :: کسی که دلش مثل اقیانوس آرام ملتهب بود.

   

You need hope to cope

ماه رمضان ماه بسته شدن درهای جهنم.
۱۳۸٦/٦/٢٥ ساعت ۱:٥٧ ‎ق.ظ | نوشته ‌شده به دست کسی که دلش مثل اقیانوس آرام ملتهب بود. ( نظرات )

ماه رمضان ، ماه بهار قران بر یکا یک دلهای بهاریتان پر از خیر و برکت باد.

به امید فهم و درک بهتر قرآن در سرتاسر این کره خاکی.




:: برچسب‌ها:
تقسیم بندی دکتر علی شریعتی
۱۳۸٦/٦/٢٥ ساعت ۱:۳٥ ‎ق.ظ | نوشته ‌شده به دست کسی که دلش مثل اقیانوس آرام ملتهب بود. ( نظرات )
آنانی که وقتی هستند هستند وقتی که نیستند هم نیستند
 عمده آدمها . حضورشان مبتنی به فیزیک است . تنها با لمس ابعاد جسمانی آنهاست که قابل فهم میشوند . بنابراین اینان تنها هویت جسمی دارند
 
 
 آنانی که وقتی هستند نیستند وقتی که نیستند هم نیستند 
 مردگانی متحرک در جهان . خود فروختگانی که هویتشان را به ازای چیزی فانی واگذاشته اند . بی شخصیت اند و بی اعتبار . هرگز به چشم نمی آیند . مرده و زنده اشان یکی است
 
آنانی که وقتی هستند هستند وقتی که نیستند هم هستند
 آدمهای معتبر و با شخصیت . کسانی که در بودنشان سرشار از حضورند و در نبودنشان هم تاثیرشان را می گذارند . کسانی که هماره به خاطر ما می مانند . دوستشان داریم و برایشان ارزش و احترام قائلیم

 
آنانی که وقتی هستند نیستند وقتی که نیستند هم هستند 
 شگفت انگیز ترین آدمها . در زمان بودشان چنان قدرتمند و با شکوه اند که ما نمیتوانیم حضورشان را دریابیم . اما وقتی که از پیش ما میروند نرم نرم آهسته آهسته درک میکنیم . باز می شناسیم . می فهمیم که آنان چه بودند . چه می گفتند و چه می خواستند . ما همیشه عاشق این آدمها هستیم . هزار حرف داریم برایشان . اما وقتی در برابرشان قرار می گیریم . قفل بر زبانمان می زنند . اختیار از ما سلب میشود . سکوت می کنیم و غرقه در حضور آنان مست می شویم . و درست در زمانی که می روند یادمان می آید که چه حرفها داشتیم و نگفتیم . شاید تعداد اینها در زندگی هر کدام از ما به تعداد انگشتان دست هم نرسد



:: برچسب‌ها:
هوس کشی یا هوس بازی
۱۳۸٦/٦/٢٥ ساعت ۱:٢٩ ‎ق.ظ | نوشته ‌شده به دست کسی که دلش مثل اقیانوس آرام ملتهب بود. ( نظرات )

با سلام بر خواننده محترم:

من هر وقت یاد کتاب خاطرات جاسوسی جنیفر هولمز در کشورهای اسلامی می افتم

 و از طرفی به وضع معلوم الحال فساد به خصوص در قشر زنان(نه دختران) مملکتمون نگاه

می کنم یاد اولین هدف نابودی کشورهای اسلامی توسط کشورهای استعمار گر می افتم

که جنیفر میگه:

اولین هدف ما استفاده از زنان برای بی حجابی بود

چون زن ارزش زیادی برای ما در ترویج بی حجابی داشت،

از طرفی دختر خانواده خود محسوب میشد،

همسر شوهر خویش و از همه مهمتر مادر فرزندانش بود.

زن فاسد، مهمترین و بهترین عامل بر اندازی اسلام به شمار می آید.

با عرض تاسف باید بگم که در جامعه کنونی ما به شدت هرچه تمام زنها از دخترها در زمینه فساد پیشه گرفته اند تا حدی که پسران ما برای هوس بازی گزینه زنان فاسد رو مناسب تر از هم دلی و همراهی با یک دختر می دونن که عوارض این موضوع غیر قابل جبران است.

بنده در مقابل تمام زنان پاکدامن ایرانی سر تعظیم فرود می آورم و که فرزندان پاک محصول اصلی اینچنین انسانهاییست.

برای اینکه بدونید خود غربیها چقدر متعصب تر از ما مسلمونها هستند نامه یک الگوی غربی رو براتون به نمایش گذاشتم.

********************************************

نامه چارلی چاپلین به دخترش

ژرالدین دخترم:
اینجا شب است، یک شب نوئل. در قلعه کوچک من همه سپاهیان بی سلاح خفته اند.
نه برادر و نه خواهر تو و حتی مادرت ، بزحمت توانستم بی اینکه این پرندگان خفته را بیدار کنم ، خودم را به این اتاق کوچک نیمه روشن، به این اتاق انتظار پیش از مرگ برسانم . من از توخیلی دورم، خیلی دور...... اما چشمانم کور باد ،اگر یک لحظه تصویر تو را از چشمان من دور کنند.
تصویر تو آنجا روی میز هست . تصویر تو اینجا روی قلب من نیز هست. اما تو کجایی؟ آنجا در پاریس افسونگر بر روی آن صحنه پر شکوه "شانزلیزه" میرقصی . این را میدانم و چنانست که گویی در این سکوت شبانگاهی ، آهنگ قدمهایت را می شنوم و در این ظلمات زمستانی، برق ستارگان چشمانت را می بینم.


شنیده ام نقش تو در نمایش پر نور و پر شکوه نقش آن شاهدخت ایرانی است که اسیر خان تاتار شده است. شاهزاده خانم باش و برقص. ستاره باش و بدرخش .اما اگر قهقهه تحسین آمیز تماشاگران و عطر مستی گلهایی که برایت فرستاده اند تو را فرصت هشیاری داد، در گوشه ای بنشین ، نامه ام را بخوان و به صدای پدرت گوش فرا دار . من پدر تو هستم، ژرالدین من چارلی چاپلین هستم . وقتی بچه بودی، شبهای دراز به بالینت نشستم و برایت قصه ها گفتم . قصه زیبای خفته در جنگل ،قصه اژدهای بیدار در صحرا، خواب که به چشمان پیرم می آمد، طعنه اش می زدم و می گفتمش برو .


من در رویای دختر خفته ام . رویا می دیدم ژرالدین، رویا.......
رویای فردای تو ، رویای امروز تو، دختری می دیدم به روی صحنه، فرشته ای می دیدم به روی آسمان، که می رقصید و می شنیدم تماشاگران را که می گفتند: " دختره را می بینی؟ این دختر همان دلقک پیره .
اسمش یادته؟ چارلی " . آره من چارلی هستم . من دلقک پیری بیش نیستم. امروز نوبت تو است. برقص. من با آن شلوار گشاد پاره پاره رقصیدم ، و تو در جامه حریر شاهزادگان می رقصی . این رقص ها ، و بیشتر از آن ، صدای کف زدنهای تماشاگران ، گاه تو را به آسمان ها خواهد برد. برو . آنجا برو اما گاهی نیز بروی زمین بیا ، و زندگی مردمان را تماشا کن.
زندگی آن رقاصگان دوره گرد کوچه های تاریک را ، که با شکم گرسنه میرقصند و با پاهایی که از بینوایی می لرزد . من یکی ازاینان بودم ژرالدین ، و در آن شبها ، در آن شبهای افسانه ای کودکی های تو ، که تو با لالایی قصه های من ، به خواب میرفتی، و من باز بیدار می ماندم در چهره تو می نگریستم، ضربان قلبت را می شمردم، و از خود می پرسیدم: چارلی آیا این بچه گربه، هرگز تو را خواهد شناخت؟
............. تو مرا نمی شناسی ژرالدین . در آن شبهای دور، بس قصه ها با تو گفتم ، اما قصه خود را هرگز نگفتم . این داستانی شنیدنی است‌:

داستان آن دلقک گرسنه ای که در پست ترین محلات لندن آواز می خواند و می رقصید و صدقه جمع می کرد .این داستان من است . من طعم گرسنگی را چشیده ام . من درد بی خانمانی را چشیده ام . و از اینها بیشتر ، من رنج آن دلقک دوره گرد را که اقیانوسی از غرور در دلش موج می زند ، اما سکه صدقه رهگذر خودخواهی آن را می خشکاند ، احساس کرده ام.
با اینهمه من زنده ام و از زندگان پیش از آنکه بمیرند نباید حرفی زد . داستان من به کار تو نمی آید ، از تو حرف بزنیم . به دنبال تو نام من است:چاپلین . با همین نام چهل سال بیشتر مردم روی زمین را خنداندم و بیشتر از آنچه آنان خندیدند ، خود گریستم .

 
ژرالدین در دنیایی که تو زندگی می کنی ، تنها رقص و موسیقی نیست .
نیمه شب هنگامی که از سالن پر شکوه تأتر بیرون میایی ، آن تحسین کنندگان ثروتمند را یکسره فراموش کن ، اما حال آن راننده تاکسی را که تورا به منزل می رساند ، بپرس ، حال زنش را هم بپرس.... و اگر آبستن بود و پولی برای خریدن لباس بچه اش نداشت ، چک بکش و پنهانی توی جیب شوهرش بگذار . به نماینده خودم در بانک پاریس دستور داده ام ، فقط این نوع خرجهای تو را، بی چون و چرا قبول کند . اما برای خرجهای دیگرت باید صورتحساب بفرستی .
گاه به گاه ، با اتوبوس ، با مترو شهر را بگرد . مردم را نگاه کن، و دست کم روزی یکبار با خود بگو :" من هم یکی از آنان هستم ." تو یکی از آنها هستی - دخترم ، نه بیشتر ،هنر پیش از آنکه دو بال دور پرواز به آدم بدهد ، اغلب دو پای او را نیز می شکند .


و وقتی به آنجا رسیدی که یک لحظه ، خود را برتر از تماشاگران رقص خویش بدانی ، همان لحظه صحنه را ترک کن ، و با اولین تاکسی خود را به حومه پاریس برسان . من آنجا را خوب می شناسم ، از قرنها پیش آنجا ، گهواره بهاری کولیان بوده است . در آنجا ، رقاصه هایی مثل خودت را خواهی دید . زیبا تر از تو ، چالاک تر از تو و مغرورتر از تو . آنجا از نور کور کننده ی نورافکن های تآتر " شانزلیزه " خبری نیست .
نور افکن رقاصگان کولی ، تنها نور ماه است نگاه کن ، خوب نگاه کن . آیا بهتر از تو نمی رقصند؟

اعتراف کن دخترم . همیشه کسی هست که بهتر از تو می رقصد .
همیشه کسی هست که بهتر از تو می زند .و این را بدان که درخانواده چارلی ، هرگز کسی آنقدر گستاخ نبوده است که به یک کالسکه ران یا یک گدای کنار رود سن ، ناسزایی بدهد .
من خواهم مرد و تو خواهی زیست . امید من آن است که هرگز در فقر زندگی نکنی ، همراه این نامه یک چک سفید برایت می فرستم .هر مبلغی که می خواهی بنویس و بگیر . اما همیشه وقتی دو فرانک خرج می کنی ، با خود بگو : " دومین سکه مال من نیست . این مال یک فرد گمنام باشد که امشب یک فرانک نیاز دارد ."


جستجویی لازم نیست . این نیازمندان گمنام را ، اگر بخواهی ، همه جا خواهی یافت .
اگر از پول و سکه با تو حرف می زنم ، برای آن است که ازنیروی فریب و افسون این بچه های شیطان خوب آگاهم، من زمانی درازمدتی در سیرک زیسته ام، و همیشه و هر لحظه، بخاطر بند بازانی که از روی ریسمانی بس نازک راه می روند، نگران بوده ام، اما این حقیقت را با تو می گویم دخترم : مردمان بر روی زمین استوار، بیشتر از بند بازان بر روی ریسمان نا استوار ، سقوط می کنند . شاید که شبی درخشش گرانبهاترین الماس این جهان تو را فریب دهد .آن شب، این الماس ، ریسمان نا استوار تو خواهد بود ، و سقوط تو حتمی است .
شاید روزی ، چهره زیبای شاهزاده ای تو را گول زند، آن روز تو بند بازی ناشی خواهی بود و بند بازان ناشی ، همیشه سقوط می کنند .
دل به زر و زیور نبند، زیرا بزرگترین الماس این جهان آفتاب است و خوشبختانه ، این الماس بر گردن همه می درخشد .......


.......اما اگر روزی دل به آفتاب چهره مردی بستی ، با او یکدل باش ، به مادرت گفته ام در این باره برایت نامه ای بنویسد . او عشق را بهتر از من می شناسد. و او برای تعریف یکدلی ، شایسته تر از من است . کار تو بس دشوار است ، این را می دانم .
به روی صحنه ، جز تکه ای حریر نازک ، چیزی بدن ترا نمی پوشاند . به خاطر هنر می توان لخت و عریان به روی صحنه رفت و پوشیده تر و باکره تر بازگشت . اما هیچ چیز و هیچکس دیگر در این جهان نیست که شایسته آن باشد که دختری ناخن پایش را به خاطر او عریان کند .
برهنگی ، بیماری عصر ماست ، و من پیرمردم و شاید که حرفهای خنده دار می زنم .

اما به گمان من ، تن عریان تو باید مال کسی باشد که روح عریانش را دوست می داری.

بد نیست اگر اندیشه تو در این باره مال ده سال پیش باشد . مال دوران پوشیدگی . نترس ، این ده سال ترا پیر تر نخواهد کرد.....




:: برچسب‌ها:
مفهوم بازار یابی
۱۳۸٦/٦/۱٥ ساعت ۱٠:۱٤ ‎ق.ظ | نوشته ‌شده به دست کسی که دلش مثل اقیانوس آرام ملتهب بود. ( نظرات )

در دانشگاه استنفورد ، استاد در حال شرح دادن مفهوم بازاریابی به دانشجویان خود بود:

1) شما در یک مهمانی ، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد ، بلافاصله میرین پیشش و می گین : "من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج کن" ، به این میگن بازاریابی مستقیم.

2) شما در یک مهمانی به همراه دوستانتون ، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد ، بلافاصله یکی از دوستاتون میره پیش دختره ،به شما اشاره می کنه و می گه : " اون پسر ثروتمندیه ، باهاش ازدواج کن" ، به این می گن تبلیغات.

3) شما در یک مهمانی ، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد ، بلافاصله میرین پیشش و شماره تلفنش رو می گیرین ، فردا باهاش تماس می گیرین و می گین : "من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج کن" ، به این میگن بازاریابی تلفنی.

4) شما در یک مهمانی ، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد ، بلافاصله کراواتتون رو مرتب می کنین و میرین پیشش ، اون رو به یک نوشیدنی دعوت می کنیین ، وقتی کیفش می افته براش از روی زمین بلند می کنین ، در آخر هم براش درب ماشین رو باز می کنین و اون رو به یک سواری کوتاه دعوت می کنین و میگین : " در هر حال ،من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج می کنی؟" ، به این میگن روابط عمومی.

5) شما در یک مهمانی ، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین که داره به سمت شما میاد و میگه : "شما پسر ثروتمندی هستی ، با من ازدواج می کنی؟" ، به این می گن شناسایی علامت تجاری شما توسط مشتری.

6) شما در یک مهمانی ، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد ، بلافاصله میرین پیشش و می گین : "من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج کن" ، بلافاصله اون هم یک سیلی جانانه نثار شما می کنه ، به این میگن پس زدگی توسط مشتری.

7) شما در یک مهمانی ، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد ، بلافاصله میرین پیشش و می گین : "من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج کن" و اون بلافاصله شما رو به همسرش معرفی می کنه ، به این می گن شکاف بین عرضه و تقاضا.

8) شما در یک مهمانی ، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد ، ولی قبل از این که حرفی بزنین ، شخص دیگه ای پیدا می شه و به دختره میگه : "من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج کن" به این میگن از بین رفتن سهم توسط رقبا.

9) شما در یک مهمانی ، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد ، ولی قبل از این که بگین : "من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج کن" ، همسرتون پیداش میشه ، به این میگن منع ورود به بازار!




:: برچسب‌ها:
نکات زیبا
۱۳۸٦/٦/۱٥ ساعت ۱٠:۱۱ ‎ق.ظ | نوشته ‌شده به دست کسی که دلش مثل اقیانوس آرام ملتهب بود. ( نظرات )

  • قط تنبل‌ها معتقدند کاری را که می‌توان پس‌فردا انجام داد، نباید به فردا موکول کرد.
  • در یک میهانی، وقتی حوصله‌تان سر می‌رود امیدتان را از دست ندهید. همیشه این امید وجود دارد که به خانه‌تان بازگردید.
  • پاها و آرزوها را هرگز نباید از گلیم خود درازتر کرد.
  • تنها عیبی که برابری دارد این است که همه می‌خواهند با بالاتر از خود برابر شوند.
  • زندگی هیچ ارزشی ندارد، ولی در جهان هیچ چیز هم ارزش زندگی را ندارد.
  • انسان برای آن‌که حرف زدن را بیاموزد، به دو سال وقت نیاز دارد اما برای آموختن سکوت، پنجاه سال مهلت لازم دارد.
  • اغلب مردم 8 ساعت در روز برای به دست آوردن پول تلاش می‌کنند و 8 ساعت دیگر را صرف خرج کردن دو برابر پولی می‌کنند که به دست آورده‌اند. 8 ساعت باقی‌مانده را هم در این فکر هستند که چرا خواب‌شان نمی‌برد!
  • آلمانی‌ها معتقدند نظافت، توقفی ست بین دو کثافت.
  • پیری، عالی‌ترین دورهِ عمر یک انسان است ولی افسوس که خیلی بد تمام می‌شود.
  • در حقیقت، یک سوم آن چیزی که می‌خوریم برای ادامهِ زندگی کافی‌ست. دو سوم بقیه برای گذران زندگی پزشکان و داروسازان است.
  • پرخور، قبرش را با چنگال می‌کند. [یک مثل فرانسوی]
  • یک پزشک جراح، جراحی می‌کند ولی طبابت نمی‌داند. یک پزشک داخلی، طبابت می‌کند ولی جراحی نمی‌داند. یک پزشک روانکاو، نه طبابت می‌کند و نه جراحی. فقط، یک آسیب‌شناس (پزشک قانونی) است که هم طبابت می‌داند و هم جراحی می‌کند ولی دیگر خیلی دیر شده است.



  • :: برچسب‌ها:
    آن زمامدار ثروت ملی
    ۱۳۸٦/٦/۱٥ ساعت ۱٠:٠٦ ‎ق.ظ | نوشته ‌شده به دست کسی که دلش مثل اقیانوس آرام ملتهب بود. ( نظرات )

    آن زمامدار ثروت ملی، آن فرماندار امور کلی، آن کرامت کننده ی پول به آقازاده ها، محل جلوس شاهزاده ها، آن یگانه سریر بی مایه ها، وزارت حیف و میل سرمایه ها، آن حامی کسری بودجه ها، آن پیچ درپیچ هزار مارپیچ، شیخنا و سرورِ اُمورنا « وزارت نفت » حفظه ا... تا ابد!

    گویند که در سنه سی و یک هجری و با جهد ملی ها و مذهبی ها و رأی عدالتخانه لاهه، این صنعت خدادادی به ملی شدن گراییده و از آن فایدت بسیار حاصل شد بالا نشینان را. و نقل است که شیخنا سالهاست که عضو شیوخ مصادره کننده یا صادرکننده ی نفت (OPEC) گشته و ما را از آن مباهات بسیار است.

    چند سالی است که برای طنزنمایانی چون ما سئوال پیش آمده که چرا تا هذا الیوم، نوبت به زمامداری سالانه ی دولت ما بر اجلاسِ شیوخ نگشته است! مگر بر مبنای حروف الفبا نیست؟ مگر یازده شیخ بیشتر در گرو حاضرند؟ما از این واقعه غریب سخت انگشت به فام مانده و از زمامدار امورنا شیخ وزیر النفت – حفظه ا... مقامه – پرسیدیم: یا شیخ، مگر این الفبای شما چند حرف دارد؟!

    شیخ فی الفور فرمود: اولاً که الفبای ما عین خودمان است و حرف ندارد! ثانیاً بر سر تعداد حروف بین علمای دیپلماسی خارجه اختلاف است، ولی آنچه مسلم است مناعت طبع ما ایرانی هاست! – ا... اکبر – در این لحظه بود که ما و جمیع اطرافیان ما به جِد مرید این بزرگواری و حس بی نیازیِ زمامدارِ امورِ شیخنا گشتیم.

    از دست و زبان که برآید کز عهده ی وصفش به درآید؟!




    :: برچسب‌ها:
    يک مناظره زيبا (محيط يا وراثت؟)
    ۱۳۸٦/٦/۱٥ ساعت ٢:٢٩ ‎ق.ظ | نوشته ‌شده به دست کسی که دلش مثل اقیانوس آرام ملتهب بود. ( نظرات )

    این سوال از طرف بنده تو سایت متخصصین مطرح شد و جوابی از طرف آقای دامن پاک به ایمیل من رسید.

    صفحه شخصی من در سایت متخصصین ایران

    به نظر شما محيط بر روي ما به چه ميزاني تا ثير داره،و ما چقد رو اون تاثير داريم؟

    ________________________________________________________

    صفحه شخصی آقای دامن پاک در سایت متخصصین

    با سلام خدمت دوست عزيزم آقاي  رمضاني

    اغلب افراد  وراثت و محيط را با هم در رفتار افراد موثر مي دانند ولي من اثر وراثت را خيلي بيشتر مي دانم /همه به يك ميزان تحت تاثير محيط قرار نمي گيرند . هر كسي با يك ويژگي هاي ژنتيك خاص به دنيا مي آيد كه همه چيز فرد را تحت كنترل دارند ، اخلاق ، رفتار ، ميزان شدت عكس العمل در مقابل محركات محيطي و ... مثلا ممكن است من با يك جمله از كوره در بروم ولي شما اين طور نباشيد . اگر در باره تيپ هاي افراد دقت كرده باشيد هر تيپي يك ويژگي هاي خاص دارد

    من مي گويم اگر شخصي در يك محيط فاسد قرار بگيرد ميزان تاثير پذيري او بستگي مستقيم به ژن هاي وراثتي او دارد . كساني هستند كه ساليان سال با افراد فاسد سر و كار داشته اند و در فاسد ترين محيط ها زندگي كرده اند ولي غباري بر دامن آن ها ننشسته است .

    من خودم معلم هستم و در طول يك سال تحصيلي به دانش آموزان كلاسم كه سي نفر هستند به يك شيوه درس مي دهم ولي هر كدام به بخش هاي خاصي علاقه دارند مثلا يك نفر اصلا رياضي نمي فهمد ولي ديكته اش هميشه بيست  است من در خانواده او هم تحقيق كرده ام پدر و پدر بزرگش هم همين طور هستند . محيط كه براي همه يكي بوده پس اين تفاوت از چيست ؟ اين كودك از طرف پدر در يادگيري رياضي ضعف دارد .

    حالا بعضي مي گويند همين كودك اگر با فلان روش به او تدريس شود چه خواهد شد /بله من هم قبول دارم ولي موضوع در شرايط يكسان كلاس من و در يك مدرسه  روستا يي   است /

    بعضي افراد بطور ارثي ترسو هستند شايد شما با آن ها برخورد كرده باشيد و اين خصلت از قيافه آن ها پيدا است /  «« از كوزه آن تراود كه در اوست  »»

    .من معتقدم رفتار هر فرد ارتباط مستقيم با تيپ و قيافه اش دارد / انتخاب چهره  هر شخص دست خودش نيست و اين از مواردي است كه از كنترل ما خارج است محيط مي تواند خصوصيات هر كس را آشكار كند/  شما به ظاهر جوجه عقاب و كبوتر نگاه كنيد ! خونخواري از چهره جوجه عقاب  نمايان است ( با اينكه هنوز جوجه است )  ولي از چهره كبوتر چه برداشتي داريد ؟ چهره پلنگ را با آهو مقايسه كنيد /  يك  كودك  وقتي حتي براي اولين بار  پلنگ ( يا حيوانات درنده ديگر ) را در تلويزيون مي بيند جيغ مي زند ولي وقتي آهو را مي بيند شادي مي كند من اين ها را بارها آزمايش كرده ام آيا او  قبلا  با پلنگ يا آهو زندگي كرده و خصوصيات آن ها را ديده است ؟.««  اين كودك  از روي قيافه آن ها  تشخيص مي دهد »» !!!

    ژن ها  ، تعيين كننده خصوصيات بدني مانند قيافه ، رنگ پوست ، گروه خوني  و ... و حتي خلق و خوي فرد هستند / ميزان كشش دروني افراد به محرك هاي بيروني را نيز همان عامل وراثت تعيين مي كند / در كتب قيافه شناسي مثلا"  براي افرادي كه تمايل زيادي به موضوعات جنسي دارند مشخصات ويژه اي ذكر شده كه حتي مي توان با يك نگاه  فرد را شناخت و نيز بقيه خصوصيات مانند تند خويي ، ، و...

     هر كسي در برابر محرك هاي مختلف ظرفيت خاصي دارد و با توجه به همان پاسخ هاي افراد در برابر يك موضوع خاص با هم متفاوت است ..  فردي كه تلويزيون در ارتباط با اعمال منافي عفت با او مصاحبه مي كرد مي گفت چون آن دختر با لباس تنگ بيرون آمده بود من تحريك شدم /  مگر فقط همان يك نفر او را ديده بود ؟ چرا بقيه تحريك نشدند يا اگر هم شده بودند دست به چنين اقدامي نزدند ؟ / پاسخ او در برابر اين صحنه با بقيه افرادي كه او را هر روز مي ديدند متفاوت بود   / چه بسا كارهاي مشابه ديگري انجام داده بود كه كسي خبر ندارد / اغلب كارمندان بانك ها مي توانند دست به كارهاي خلاف بزنند ولي فقط تعداد معدودي  اين كار را مي كنند و دست به اختلاس مي زنند/ اين ها اگر در هر دوره و زماني باشند و فرصت پيدا كنند چنين خواهند كرد / تحملشان در برابر وسوسه خيلي كم است .

    يك نفر كت و شلوار قرمز را دوست دارد و براي خريد آن هفته ها وقت صرف مي كند  ولي اگر به من مبلغ زيادي هم  بدهند كه يك روز با چنين رنگي بيرون بروم حاضر نمي شوم / اين نوع سليقه ها ارثي هستند . هر كسي از رنگي بيشتر خوشش مي آيد /

    محيط تا حدودي تاثير دارد ولي به نظر من ارث يا همان ژن ها خيلي بيشتر نقش دارند //

    بعضي از بچه ها از همان اوايل كودكي از آزار حيوانات لذت مي برند

    دو كودك را چند سال قبل ديدم گربه اي را آتش زده بودند ، بعد از چند لحظه يكي از آن ها با صداي بلند شروع به گريه كرد و به طرف خانه دويد و ديگري همچنان مي خنديد / كودكي كه گريه مي كرد بطور ذاتي  خاصيت حيوان آزاري نداشته  و محيط (دوستش ) او را به اين كار وادار كرده بود ولي بلافاصله متوجه شد و مطمئن هستم تا آخر عمر پشيمان است /

    من در سن حدود هفت سالگي با تير كمان كه همه بچه ها داشتند يك گنجشك را زدم ، پشت بام دويدم تا شكارم را بياورم و به همه نشان بدهم / باور بفرماييد وقتي لاشه آن گنجشك بيچاره را ديدم حالي به من دست داد كه چيزي نمانده بود از پشت بام به پايين پرت شوم و آن اولين و آخرين شكار من بود و هنوز هم ناراحت هستم / در حالي كه بعضي ها يك انسان را سوار اتومبيل مي كنند و بعد از انجام نيت هاي خود خيلي راحت سر او را  مي برند و بعد آتش مي زنند / خيلي ها وقتي اين ها را مي شنوند مو بر بدنشان راست مي شود /

    من اين ها را اثر محيط نمي دانم چون خيلي از آن ها اين كارها را در جايي ياد نگرفته اند طبق خاصيت  شهوت پرستي و بي رحمي كه به ارث برده اند دست به چنين كارهايي مي زنند / بله زمينه در محيط مهيا مي شود ولي تعداد خيلي معدودي پاسخ مي دهند  و لازم نيست اين خاصيت در پدر او باشد بلكه از اجداد دور هم به ارث مي رسد ولي در پدر يا پدر بزرگش بصورت نهفته بوده و در اين فرد آشكار مي شود / محيط فقط نقش آشكار شدن قابليت هاي مختلف را دارد با فراهم كردن زمينه / ولي فعلي كه انجام مي شود بستگي مستقيم به خصوصيات ارثي و ژنتيك دارد /  خيلي ها به بسياري  از محرك هاي محيط اصلا پاسخ نمي دهند  / نمونه هايش را خودتان بهتر مي دانيد.

    تمام.

    ـــــــــــــــــ---------------ــــــــــــــــــــــ--------------ـــــــــــــــــــ

    وقتی بنده از جواب ایشون قانع نشدم ایمیل زیر رو ارسال کردم و آقای دامن پاک مجددا جوابگوی سوالات بنده شدن،

    شما رو به ادامه این مناظره دعوت میکنم.

    ـــــــــ----------ـــــــــــــ-------------ــــــــــــــــــ--------------ــــــــــ 

    سلام بر سرور گرامی آقای دامن پاک؛

    آقای دامن پاک ابتدا تشکر میکنم از این بابت که این موضوع رو بررسی کردید.

    من ابتدا می گویم که به سخنان شما کاملا ایمان و اعتقاد دارم ولی من در سوالم به چند نکته اشاره کردم.

    من گفتم ما انسانها ولی شما در بعضی از قسمتهای این نامه به مقایسه حیوانات پرداختید بنده منکر این قضیه نیستم که ذات تاثیردارد ولی

    نه به اندازه گذشته ها.تازه شما در بخشی از نامه گفتید اگر یک نفر خلافکار شد و پدرش خوب بود حتما این ژن در ذات او نهان بوده است

    پس لطفا توضیح دهید اینجا اراده چه می شود؟

    در دنیایی که بزرگترین قدرتها فقط میخواهند جوانان کثیری را اهل سکس و مشروب و بی بندوباری کنند و از بهترین شیوه های تبلیغاتی استفاده می کنند عملا به نوعی محیط را کثیف می کنند تا ما حتی دیگر وقت فکر کردن برای اصلاح خود را نداشته باشیم.

     وقتی به یک گناهی عادت کردید دیگر ترک آن مشکل است.اگر شما به شکار ادامه میدادید شاید ورزش مورد علاقه شما میشد.هم اکنون جامعه جهانی به محیط اعتقاد خاصی دارد و عامل رشد و ترقی را در محیط میجوید چون همان محیط است که روی محیط خانواده تاثیر میگذارد.برای روشنتر شدن لیوان پر آبی را فرض کنید که دمای محیط دمای آن را تغییر میدهد.کجا که این لیوان در یخچال یخ میزند و کجا که در دمای بالا میجوشد.

     باتمام اینها حالا سوال بنده این است که محیط  به نوعی وراثت را تحت پوشش قرار میدهد یا نه؟

    ــــــــــــــ------------------ــــــــــــــــــــــ-----------------ــــــــ

    باسلام خدمت دوست عزيزم آقاي رمضاني

    من در اي ميل اشاره به حيوانات كردم چون معتقدم تشابه زيادي بين انسان و حيوان است  منتها تنها اختلافي كه بعضي به آن اشاره مي كنند عقل است كه من مي گويم آثار  وجود چيزي شبيه تفكر در خيلي از حيوانات هم ديده مي شود / نمونه اش را خدمت شما عرض مي كنم /در يكي از مجلات علمي كه الان در منزل دارم موضوع جالبي در باره مورچه ها نوشته بود /

     يك محقق در مسير رفت و آمد مورچه ها يك كانال  كوچك ايجاد مي كند / و آن را پر از آب مي كند مورچه ها به دو طرف كانال كه مي رسند متوقف مي شوند / محقق مي نويسد پس از گذشت مدتي  ديدم يكي از مورچه ها يك ساقه گياه كه قدري از كانال بزرگتر بود را با خود آورد وروي كانال انداخت و از آن به عنوان پل استفاده كردند جالب است كه او مي گويد در بين آن ها حتي مهندس هم وجود دارد كه اين طور دقيق اندازه كانال را گرفته بودند و چوبي را مناسب ( نه كوتاهتر و نه بلند تر ) آوردند /

    ما فكر مي كنيم فقط انسان است كه مي فهمد / خداوند به اندازه لازم به همه مخلوقات خود شعور داده است /

     خداوند مي فرمايند همه آفريده هاي ما  ، ما را عبادت مي كنند از پرنده گرفته تا جامدات/

     ولي اسرار آن ها هنوز براي ما آشكار نشده است/ حتي آتش و آب از فرمان خدا اطاعت مي كنند در داستان حضرت ابراهيم و موسي /

    آزمايش هاي زيادي در باره درك گياهان انجام شده است كه در وبلاگم نمونه اي از آن را آورده ام  ( يك گياه صاحبش را مي شناسد )

    از كوچكترين ذره هستي  الكترون ها تا بزرگترين آن ها كه ما مي شناسيم كهكشان ها همه با يك نظم خاص در حال حركتند و به هم به نوعي شبيه هستند /

    تمام خصوصيات بدني /داشتن دستگاه تنفس / هاضمه و دستگاه توليد مثل  و ....در همه موجودات با شباهت زيادي به هم ساخته شده اند و اگر من حيوانات را مثال آوردم به همين  خاطر است /فكر مي كنم بنده و شما در يك مورد با هم اختلاف عقيده داريم و آن اين كه من به قيافه خيلي بها مي دهم ولي شما نه / من مي گويم رفتار افراد بستگي خيلي زيادي به قيافه آن ها دارد /

    محيط هم موثر است ولي من آن را به اندازه وراثت مهم نمي دانم / همان  ليواني كه شما مثال زديد اگر در يك ليوان شيشه اي با جنس اعلا آب بريزيم و در محل سرد بگذاريم براي ليوان هيچ اتفاقي نمي افتد ولي اگر نوع شيشه اش نامرغوب باشد بلافاصله خواهد شكست / جنس خيلي مهم است /

    بشر داراي قابليت هاي زيادي است و خيلي هم ناشناخته / موضوع سكس چيز جديد و ناشناخته اي نيست بلكه از آغاز خلقت با او بوده است و در هر زمان به شكلي بروز مي كند / آيا در هزار سال قبل سكس نبوده ؟ چرا ولي كمتر و به شكل ديگري تظاهر مي كرده است و امروزه با فيلم و ... و در آينده شايد به شكل ديگر/ميزان انحراف مردم در برابر هجوم تبليغات يكسان نيست حتي اگر همه منحرف شوند ولي ميزان انحراف آن ها متفاوت است كه تاثير ارث است /

    هر كسي بواسطه كشش دروني خود كه ارثي است تا حدي به سكس بها مي دهد / اين را قبول نداريد ؟

    من در يكي از كتب دانشگاهي خواندم از قول پيامبر اكرم كه در انتخاب همسر خيلي دقت كنيد   و مضمون بقيه حديث اشاره به پاكدامن بودن خانواده دارد كه ان شاء الله در اولين فرصت آن را به اطلاع خواهم رساند / اشاره به( ارث ) 

       بعضي افراد همه چيز را از محيط مي دانند ولي من هردو را موثر مي دانم ولي درصد بيشتري براي وراثت ارزش قائل هستم

    در پاسخ سوال شما كه آيا محيط وراثت را به نوعي تحت پوشش قرار مي دهد يا نه ؟ عرض بنده اين است بله قرار مي دهد ولي در همه افراد به يك ميزان نيست و هر كس تا اندازه خاصي تحت تاثير قرار مي گيرد كه به ارث مربوط است /

     همان مثال كشش به مسائل جنسي كه در همه يك نوع نيست / بعضي در اين مورد حرص دارند ( از قيافه شان پيداست ) ولي اغلب مردم تا حد معقولي به آن مي پردازند.

    با تشكر

    ــــــــــــــــ-------------ـــــــــــــــــــــ--------------ــــــــــــــــــــ-------

    دوستان گرامی بنده ادامه مناظره را به نتیجه نظر سنجی موکول کردم تا شما هم به نوعی به بنده کمک کنید تا بتونم درک صحیحی از این موضوع داشته باشم  و به پاسخ این سوال با همفکری دوستان برسم.

    منتظر ایمیل ها و نظرات شما هستم.




    :: برچسب‌ها:
    سيگار نكشيد!
    ۱۳۸٦/٦/۱٥ ساعت ٢:٠٦ ‎ق.ظ | نوشته ‌شده به دست کسی که دلش مثل اقیانوس آرام ملتهب بود. ( نظرات )

    -   استعمال دخانيات مهمترين عامل مرگ هاي قابل پيشگيري است.

    -        دود تنباكو و سيگار حاوي بيش از 4000 ماده شيميايي است كه شمار زيادي از آنها مواد محرك يا سمي و سرطان زا هستند.

    -        دود سيگار بيش از 40 نوع تركيب سرطان زا دارد.

    -        جزء اعتياد آور سيگار، نيكوتين است كه با اثر بر دستگاه اعصاب مركزي موجب اعتياد مي شود. نيكوتين سيگار، تنباكو  به سرعت جذب جريان خون مي شود و ظرف 30 ثانيه به مغز مي رسد و روي سلولهاي عصبي آن اثر مي گذارد.

    - برخي گازهاي سمي موجود در دود سيگار عبارتند از : مونوكسيد كربن ، آمونياك ، دي متيل نيتروزامين ، فرمالدييد ، سيانيا هيد روژن و آكرولئين .

    -        دود تنباكو و سيگار مانند آزيت ( پنبه نسوز) ، آرسنيك ، بنزن و گاز رادون جزء  مواد سرطان زا ي درجه يك طبقه بندي مي شود.

    -        نيتروزامين ها فعال ترين مواد سرطان زاي موجود در دود  سيگار و  تنباكوهستند.

    -        خطر پيدايش سرطان در سيگاري ها بيشتر از ديگران است و اين افراد حداقل 15 سال زودتر از غير سيگاري ها به سنين در معرض خطر سرطان مي رسند.

    -        ذرات زيان آور موجود در دود سيگار شامل موادي مانند قطران ، نيكوتين ، بنزن و بنزو پيرن است.

    -        دود سيگار براي اطرافيان نيز زيان آور است . 85% دود سيگاري كه دريك اتاق جمع مي شود، ناشي از سوختن نوك سيگار است و نه دودي كه فرد سيگاري از راههاي هوايي اش خارج مي كند.

    -        بيش از 30 درصد مرگهاي ناشي از سرطان مربوط به استعمال دخانيات است .

    - علت بيش از 80%  مرگهاي ناشي از سرطان ريه، استعمال دخانيات است .

    - خطر مرگ ناشي از سرطان ريه با افزايش تعداد سيگارهايي كه فرد  در روز مي كشد، زياد مي شود.

    - خطر بيماري قلبي و سرطان ريه در افراد غير سيگاري كه در خانه در معرض دود سيگار اطرافيانشان هستند، 25% بيشتراز ديگران است.

    - در افرادي كه سالهاي زياد حتي تا زمان ميانسالي سيگار كشيده اند، قطع كامل استعمال دخانيات خطر پيدايش سرطان ريه را به ميزان زيادي  كاهش مي دهد.

    -        استعمال دخانيات ( به هر شكل ) يك عامل خطر براي سرطانهاي حنجره ، حفره دهان و مري به شمار مي رود.

    -        بيش از 90% مبتلايان به سرطان حفره دهان از تنباكو به صورت كشيدن ( تدخيني ) يا جويدني استفاده كرده اند. سرطان هاي حفره دهان شامل سرطان هاي لب، زبان ، دهان وگلو است.

    -        خطر پيدايش سرطان سينه درزنان سيگاري و حتي در زناني كه درمعرض دود سيگاراطرافيان هستند ( درمكانهاي سربسته )، بيش از زناني است كه با دود سيگار تماس ندارند.

    -        استعمال دخانيات خطر سرطان لوزالمعده را افزايش مي دهد و با ترك دخانيات، درصد اين خطر پس از چند سال مشابه افراد غير سيگاري خواهد شد.

    -        خطرسرطان خون ( لوسمي ) در سيگاري ها بيشتر از ساير افراد جامعه است .

    -        50% سرطان هاي مثانه در مردان و بيش از 30% سرطان هاي مثانه درزنان با  استعمال دخانيات ارتباط دارد و سرطان كليه نيزدر افراد سيگاري شايع تر است .

    -        سيگار عامل مهم ايجاد سرطان هاي ريه ، حفره دهان ، گلو ، حنجره ، مثانه و... است و مبارزه با سيگار مهمترين راهكار پيشگيري از سرطان است .

    -        اگر سيگار مي كشيد ، هر چه زودتر آن را ترك كنيد و اگر سيگاري نيستيد، هرگز طرف آن نرويد زيرا نيكوتين موجود در تنباكو اعتياد آور است .

    -        با خوردن سبزيها و ميوه جات تازه و مواد غذايي پر فيبر، خطر بروز سرطان هاي دستگاه گوارش را كاهش دهيد.

    -        مصرف زياد نوشابه هاي الكلي موجب پيدايش سرطان مي شود .

    -        اشكال در بلع به ويژه مواد جامد غذا بايد به طور جدي پيگيري شود.

    -        در صورت پيدايش برجستگي يا لكه يا خونريزي درحفره دهان يا وجود زخم طول كشيده ، سريعاً به پزشك مراجعه كنيد .

    -        در صورت همراهي سرفه هاي مزمن با خلط خوني يا گرفتگي صدا سريعاً به پزشك مراجعه نماييد.

    -        اگر سيگاري هستيد ،  در صورت افزايش دفعات سرفه يا پيدايش تغيير صدا سريعاً به پزشك مراجعه كنيد. اين تغييرات ممكن است ناشي از سرطان ريه باشد.

    -        كاهش وزن زياد ،  بي اشتهايي و تب ها ي مزمن مي توانند نشانه بدخيمي باشند . در صورت وجود اين علائم  به پزشك مراجعه نماييد.

      -    پيدايش توده هاي بزرگ شونده در هر جاي بدن ممكن است  نشانه اي از يك سرطان باشد.

    -پيشگيريبسيار بهتر از درمان است.

     




    :: برچسب‌ها:
    مقايسه مصاحبه ‌ها
    ۱۳۸٦/٦/۱٥ ساعت ٢:٠۳ ‎ق.ظ | نوشته ‌شده به دست کسی که دلش مثل اقیانوس آرام ملتهب بود. ( نظرات )

    مقايسه مصاحبه‌های احمدی‌نژاد و «ماهاتيرمحمد» با شبكه دوم سيما

    نوروز: چندی پیش آقای «محمود احمدی‌نژاد» شبکه دو سیما را به انجام مصاحبه‌ای در نهاد ریاست جمهوری دعوت کرد. چند ماه قبل از آن هم شبکه دو سیما آقای «ماهاتیر محمد» نخست وزیر اسبق مالزی را جهت انجام مصاحبه‌ای مشابه به استودیوی گفتگوی ویژه خبری شبکه دو فرا خواند. اگرچه تکرار تجربیات کشورها عینا ممکن نیست و الگوهای توسعه هر کشور با مقتضیات همان کشور قابل تدوین است. با این‌حال، شما را به مرور بخشهای مشابه دو مصاحبه ( وبصورت تکمیل یافته با گزیده هایی از سایر اظهارات بیان شده ) دعوت می‌کنیم:

    *************************************************
    محمود احمدی‌نژاد: دسترسی ما به انرژی هسته‌ای معادلات دنیا را به سرعت تغییر خواهد داد. نه آمریکا و نه هیچ کشور دیگری توان حمله و آسیب‌رسانی به جمهوری اسلامی ایران را ندارند، زیرا کارشناسان ما بطور دقیق تمامی حرکات آنان را مورد تحلیل قرار می‌دهند.

    ماهاتیر محمد: اگر قدرت اقتصادی داشته باشید، دولت شما قدرت دارد از کشور دفاع کند. چرا که ازتجارت و کارآفرینی قدرت حاصل می‌شود ومی‌تواند جهت دفاع هم بکار گرفته شود. ما نتوانستیم کشور صنعتی شویم چون مستعمره بودیم .بعدها در کنار هم در رقابت شرکت کردیم. ما کشوری فقیر با درآمد سرانه 300 دلار بودیم که با حفظ «ثبات سیاسی»، تولید ناخالص خود را از 12 میلیارد دلار به 230 میلیارد دلار رساندیم.

    ***********************************************
    محمود احمدی‌نژاد: ما دنبال مردمی‌سازی هستیم نه خصوصی‌سازی. مشارکت مردم را بصورت مستقیم به شکل سهام عدالت وبصورت غیر مستقیم به شکل واگذاری در بورس انجام می‌دهیم.ما مخالف سرمایه‌گذاری نیستیم، بلکه مخالف تبعیض و تصرف منابع مالی توسط عده قلیلی هستیم.

    ماهاتیر محمد: ما در کنار حقوق اکثریت به حقوق گروههای کوچک هم توجه کردیم به طوری‌که مخل حقوق گروه اکثریت نشود. نتیجه آنکه سطح فقر از 32 به 4 درصد رسید. نه اینکه به هر قیمتی باید به توسعه رسید اما به هرحال باید قیمت آن را بپردازید. همانقدر که به فقرا رسیدگی می‌شود، به ثروتمندان هم باید رسیدگی شود. ما معتقديم سود بخش خصوصي از طريق ماليات به دولت نيز مي‌رسد. دولت 28درصد از سود بخش خصوصي را به عنوان ماليات دريافت مي‌كند در عوض دولت هيچ سرمايه‌گذاري در زمينه‌هايي كه بخش خصوصي فعال است، نمي‌كند.

    ***********************************************
    محمود احمدی‌نژاد:در9 ماهه گذشته صادرات غیر نفتی 41 درصد افزایش یافته است. در همین یکسال اخیر مبادلات ما با کشورهای دیگر سرعت چشمگیری داشته است. امسال6000 میلیارد تومان پروژه‌های زود بازده را فعال کردیم. تقاضای سرمایه‌گذاری در 9 ماهه اول امسال 91 درصد رشد داشته است.

    ماهاتیر محمد: يك دولت نمي‌تواند در كوتاه مدت كاري انجام دهد.من معتقدم بايد يك دوره ده ساله باشد. زيرا طرحهاي توسعه نيازمند اين دوره است.گاهی برای اینکه سیاستهای خود را عملی کنید، مدت زمان زیادی احتیاج دارید. وقتی رهبران سریع عوض می‌شوند، ایده‌ها به همراه آنها فراموش می‌شود.

    *************************************************
    محمود احمدی نژاد:اگرکشوری رقیب ماست، باید نقطه ضعف او را بشناسیم.سیاست فعال یعنی همین. چرا غربیها در کار ما دخالت می‌کنند؟ چرا ما دخالت نکنیم؟ دیدیم نقطه آسیب غرب همین جاست. ما دیدگاههای ملت ایران را برای دنیا تشریح کرده‌ایم. پیشرفت ملت ایران در مسائل علمی و سیاسی امروزه به الگویی برای «تمامی جهان» تبدیل شده است.

    ماهاتیر محمد:ما مي‌توانيم در مالزي فقط به فكر شكست همسايه ابرقدرتـــــي مثل چين باشيم و همواره درحال جنگ باشيم، اما ما به خود مي‌گوييم: بهتر است از يك كيك كه درحال ترقي و رشد است، لقمه‌اي اندازه خود برداريم، نه كل كيك را كه در آن بمانيم. ما دو گزینه داشتیم: خارجی‌ها با تکنولوژی خود کشور ما را صنعتی کنند یا خودمان توسعه پیدا کنیم. از آنجا که 30 -40 سال طول می‌کشد تا یکی از این تکنولوژیها را بیاموزیم، پس گزینه اول را انتخاب کردیم. قرار نیست تکنولوژی در سیاست وارد شود.

    ***********************************************

    محمود احمدی‌نژاد:دشمنان هروقت امکان ضربه به ما داشتند، کوتاهی نکردند. ما اعلام کردیم اگر شما ادعا دارید، ما هم ادعا داریم.

    نپذیرفتند مناظره کنیم. هر کشوری که هسته‌ای شد، تحت فشار آمریکا قرار گرفت . برای هسته‌ای شدن تقریبا هیچ هزینه‌ای نداده‌ایم.

    ماهاتیر محمد: ایران روش رویارویی با غرب را در پیش‌گرفته است. ما در مالزی اراده کردیم هرچه که خوب بود، از شرق و غرب بگیریم. اين سياست در زماني اتخاذ شد كه كشورهاي تازه استقلال‌يافته مي‌خواستند از شر خارجيان راحت شوند و شركتها را ملي نمايند، اما مالزي برعكس عمل كرد. اين اصلي است غيرقابل گريز كه ما بايد با كشورهاي ديگر و حتي با قدرتهاي بزرگ در تعامل و ارتباط باشيم.

    ***********************************************
    محمود احمدی‌نژاد:ما اگر ده سال بقيه کارها را تعطيل کنيم و به صورت متمرکز بر روی انرژی هسته‌ای کار کنيم، می‌توانيم 50 سال جلو برويم و اين کار می‌ارزد.

    ماهاتیر محمد:اگر به فن‌آوری اطلاعات توجه نکنیم، یکبار دیگر از غرب عقب خواهیم افتاد. تحقیقات در اکثر دنیا انگلیسی است. باید به این دانش دستیابی بکنیم و علوم را به انگلیسی آموزش دهیم. مديران و نخبگان موفق خارجي را مي‌آوريم تا روشهاي نوين را به اندوخته‌هاي ما اضافه كنند.

    *************************************************
    محمود احمدی‌نژاد: اشتغال‌آفرینی همان آوردن پول نفت است.

    ماهاتیر محمد: ما اجازه داديم كه شركتهاي خارجي بيايند وتکنولژی بیاورند و كارهايي را انجام دهند كه ما توان انجام آن را نداشتيم. شهروندان مالزي توسط خارجي‌ها استخدام شدند و علم و دانش كسب كردند. ما نه تنها ايجاد شغل كرديم، بلكه تخصص نيز بدست آورديم.خارجیها سرمایه های زیادی آوردند و اشتغال ایجاد کردند و ما امروز توانسته‌ایم نیاز سایر کشورها را برطرف کنیم.

    ***********************************************
    محمود احمدی نژاد:بخشی از وظیفه دولت مبارزه با فساد و مبارزه با مافیایی است که از گذشته داخل حکومت راه پیدا کرده است و ارتباطات و مقررات را می‌شناسد. ما در مبارزه با ویژه خواری و رانت‌خواری مصمم هستیم .

    ماهاتیر محمد:برای مبارزه با فساد اطمینان حاصل کنید که روند ساده و کوتاه است . مردم رشوه می‌دهند تا فرآیند پیچیده را ساده کنند.

    ***********************************************
    محمود احمدی نژاد: با اجرای عدالت است که کشور ساخته می‌شود. همه باید در جهت اجرای عدالت گام بردارند. توزیع سهام عدالت همان توزیع پول نفت بر سر سفره های مردم است.

    ماهاتیر محمد: بیش از صد آیه در قرآن درباره عدالت است اما به شیوه‌های آن اشاره نکرده است. ما این شیوه را برای اجرای عدالت انتخاب کردیم. اگر عدالت نباشد، مهم این نیست.




    :: برچسب‌ها:
    مناجات
    ۱۳۸٦/٦/٢ ساعت ۱:٠۳ ‎ب.ظ | نوشته ‌شده به دست کسی که دلش مثل اقیانوس آرام ملتهب بود. ( نظرات )

    خداوندا :

    برای مردم کشورم که سکوت را چاره دانسته ، غیرت !
    برای زن سرزمینم که عشوه را راه حل کرده ،  حیا !
    برای همسایه كه نان مرا ربود، نان !!
    برای عزیزانی كه قلب مرا شكستند، مهربانی !!
    برای كسانی كه روح مرا آزردند، بخشش !!
    و برای خویشتن خویش ، آگاهی و عشق می طلبم !!

    *********************************************

    سلام بر دوستان گرامی:

    بچه ها ی دنیا حرف دارم میخوام بزنم ولی چه کنم

     که کسی نیست برام تایپ کنه.(اینم از اثرات منفی تنها بودن هستش)

    ولی تا آخر شهریور مطالب زیر رو با این سر فصلها میخوام بیان کنم.

    ۱-محبت کردن

    ۲-آزادی بیان

    ۳-بنزین

    ۴-درد و دل

    ۵-هوس ُکشی یا هوس بازی

    ۶-تو میگی بیشتر محیط روی ما تاثیرداره یا وراثت؟

    (حتما در نظر سنجی شرکت کنید)

    ۷-معجزه ادیان

    ۸-انسانیت در سخن گفتن

    ۹-پاسخ به ایمیل ها و نظرات شما

    شما هم به من کمک کنید.




    :: برچسب‌ها: