نادان، پرسه می‌زند و خردمند، سفر می‌کند. و کسی که سفر کرد، فهمید: مردم شهری که همه در آن می لنگند ، به کسی که راست راه می رود می خندند.
  :: کسی که دلش مثل اقیانوس آرام ملتهب بود.

   

You need hope to cope

سيندرلای ما
۱۳۸٦/٤/٩ ساعت ۱۱:۱٢ ‎ق.ظ | نوشته ‌شده به دست کسی که دلش مثل اقیانوس آرام ملتهب بود. ( نظرات )

يکي بود ، دو تا نبود ، زير گنبد کبود که شايدم کبود نبود و آبي بود ، يه دختر خوشگل بي پدر مادر زندگي مي کرد. اسم اين دختر خوشگله سيندرلا بود که بلا نسبت دختراي امروزي، روم به ديوار روم به ديوار ، گلاب به روتون خيلي خوشگل بود .


سيندرلا با نامادريش که اسمش کبرا خانم بود و 2 تا خواهر ناتنياش که اسمشون زري و پري بود زندگي مي کرد . بيچاره سيندرلا از صبح که از خواب پا مي شد بايد کار مي کرد تا آخر شب .

 آخه کبرا خانم خيلي ظالم بود . همش مي گفت سيندرلا پارکت ها رو طي کشيدي؟ سيندرلا لوور دراپه ها رو گرد گيري کردي؟ سيندرلا ميلک شيک توت فرنگيه منو آماده کردي ؟ سيندرلا هم تو دلش مي گفت : اي بترکي ، ذليل مرده ي گامبو ، کارد بخوره به اون شکمت که 2 متر تو آفسايده ، و بلند مي گفت : بعله مامي صغي ( همون صغرا خانم خودمون ) .

خلاصه الهي بميرم براي اين دختر خوشگله که بدبختيهاش يکي دو تا نبود . .... القصه ، يه روز پسر پادشاه که خاک بر سرش شده بود و خوشي زير دلش زده بود ، خر شد و تصميم گرفت که ازدواج کنه . رفت پيش مامانش و گفت مامان جونم ..... مامانش : بعله پسر دلبندم .... شاهزاده : من زن مي خوام ..... مامانش : تو غلط مي کني پسره ي گوش دراز ، نونت کمه ، آبت کمه ؟ ديگه زن گرفتنت چيه؟.........

 شاهزاده : مامان تو رو خدا ، دارم پير پسر مي شم ، دارم مثل غنچه ي گل پرپر مي شم .....مامانش در حالي که اشکش سرازير شده بود گفت : باشه قند عسلم ، شير و شکرم ، پسر گلم ، مي خواي با کي مزدوج شي؟ .......

شاهزاده : هنوز نمي دونم ولي مي دونم که از بي زني دارم مي ميرم ......

 مامانش : من از فردا سراغ مي گيرم تا يه دختر نجيب و آفتاب مهتاب نديده و خوشگل مثل خودم برات پيدا کنم . خلاصه شاهزاده ديگه خواب و خوراک نداشت . همش منتظر بود تا مامانش يه دختر با کمالات و تحصيل کرده و امروزي براش گير بياره.

يه روز مامانش گفت : کوچولوي عزيز مامان ، من تمام دختراي شهر رو دعوت کردم خونمون، از هر کدوم که خوشت اومد بگو تا با پس گردني برات بگيرمش ، شاهزاده گفت : چرا با پس گردني؟ مامانش گفت : الاغ ، چرا نمي فهمي ، براي اينکه مهريه بهش ندي، پس آخه تو کي مي خواي آدم بشي ؟ روز مهموني فرا رسيد ، سيندرلا و زري و پري هم دعوت شده بودند .

 زري و پري هزار ماشاالله ، هزار الله اکبر ، بزنم به تخته ، شده بودند مثل 2 تا بچه ميمون ، اما سيندرلا ، واي چي بگم براتون شده بود يه تيکه ماه ، اصلا" ماه کيلويي چنده ، شده بود ونوس شايدم ...( مگه من فضولم ، اصلا" به ما چه شبيه چي شده بود ) . 

کبرا خانم حسود چشم در اومده سيندرلا رو با خودش نبرد ، سيندرلا کنار شومينه نشست و قهوه ي تلخ نوشيد و آه کشيد و اشک ريخت . يهو ديد يه فرشته ي تپل مپل با 2 تا بال لنگه به لنگه ، با يه دماغ سلطنتي و چشماي لوچ جلوي روش ظاهر شد ....سيندرلا گفت : سلام....... فرشته : گيريم عليک . حالا آبغوره مي گيري واسه من ؟ ......

سيندرلا : نه واسه خودم مي گيرم .......

فرشته : بيجا مي کني ، پاشو ببينم ، من اومدم که آرزوهات رو بر آورده کنم ، زود باش آرزو کن ......

سيندرلا : آرزو مي کنم که به مهمونيه شاهزاده برم ......

فرشته : خوب برو ، به درک ، کي جلوي راهتو گرفته دختره ي پررو ؟ راه بازه جاده درازه........ سيندرلا : چشم ميرم ، خداحافظ ......

فرشته : خداحافظ ....

سيندرلا پا شد ، مي خواست راه بيفته . زنگ زد به آژانس ، ولي آژانس ماشين نداشت . زنگ زد به تاکسي تلفني ولي اونجا هم ماشين نبود . زنگ زد پيک موتوري گفت : آقا موتور داريد؟ يارو گفت : نه نداريم. سيندرلا نا اميد گوشي رو گذاشت و به فرشته گفت ؟ هي ميگي برو برو ، آخه من چه جوري برم؟ فرشته گفت : اي به خشکي شانس ، يه امشب مي خواستم استراحت کنم که نشد ، پاشوبيا ببينم چه مرگته !!!! بلاخره يه خاکي تو سرمون مي ريزيم . با هم رفتند تو انباري ، اونجا يدونه کدو حلوايي بود ، فرشته گفت بيا سوار اين شو برو ،

سيندرلا گفت : اين بي کلاسه ، من آبروم مي ره اگه سوار اين بشم . فرشته گفت : خوب پس بيا سوار من شو !!!

سيندرلا گفت : يه آناناس اونجاست فرشته جون ، به دردت مي خوره؟ .... فرشته : بعله مي خوره .....سيندرلا : پس مبارکه انشاالله . خلاصه فرشته چوب جادوگريش و رو هوا چرخوند و کوبيد فرق سر آناناس و گفت : يالا يالا تبديل شو به پرشيا. بيچاره آناناس که ضربه مغزي شده بود از ترسش تبديل شد به يه پرشياي نقره اي.

فرشته به سيندرلا گفت : رانندگي بلدي؟ گواهينامه داري؟....... سيندرلا : نه ندارم ........ فرشته : بميري تو ، چرا نداري؟.....

سيندرلا : شهرک آزمايش شلوغ بود نرفتم امتحان بدم......

فرشته : اي خاک بر اون سرت ، حالا مجبورم برات راننده استخدام کنم. فرشته با عصاش زد تو کله ي يه سوسک بدبخت که رو ديوار نشسته بودو داشت با افسوس به پرشيا نگاه مي کرد . سوسکه تبديل شد به يه پسر بدقيافه ، مثل پسراي امروزي .

سيندرلا گفت : من با اين ته ديگ سوخته جايي نميرم.....فرشته : چرا نميري؟........

سيندرلا : آبروم مي ره.......

فرشته : همينه که هست ، نمي تونم که رت باتلر رو برات بيارم .......

سيندرلا : پس حداقل به اين گاگول بگو يه ژل به موهاش بزنه . خلاصه گاگول ژل زد به موهاش و با هر بدبختي بود حرکت کردند سمت خونه ي پادشاه. وقتي رسيدند اونجا ديديند واي چه خبره !!!!! شکيرا اومده بود اونجا داشت آواز مي خوند ، جنيفر لوپز داشت مخ پدر پادشاه رو تيليت مي کرد . زري و پري هم جوگير شده بودند و داشتند تکنو مي زدند . کبرا خانم هم داشت رو مخ اصغر آقا بقال راه مي رفت (آخه بي چاره کبرا خانم از بي شوهري کپک زده بود )

خلاصه تو اين هاگير واگير شاهزاده چشمش به سيندرلا افتاد و يه دل نه صد دل عاشقش شد . سيندرلا هم که ديد تنور داغه چسبوند و با عشوه به شاهزاده نگاه کرد و با ناز و ادا اطوار گفت : شاهزاده ي ملوسم منو مي گيري ؟.......

شاهزاده : اول بگو شماره پات چنده ؟........

سيندرلا : 37 ....... شاهزاده در حالي که چشماش از خوشحالي برق مي زد گفت : آره مي گيرمت ، من هميشه آرزو داشتم شماره ي پاي زنم 37 باشه. خلاصه عزيزان من شاهزاده سيندرلا رو در آغوش کشيد و به مهمونا گفت : اي ملت هميشه آن لاين ، من و سيندرلا مي خواهيم با هم ازدواج کنيم ، به هيچ خري هم ربط نداره .

همه گفتند مبارکه و بعد هم يک صدا خوندند : گل به سر عروس يالا ... داماد و ببوس يالا ... سيندرلا هم در کمال وقاحت شاهزاده رو بوسيد و قند تو دلش آب شد ( بعد هم مرض قند گرفت و سالها بعد سکته کرد و مرد) سپس با هم ازدواج کردند و سالهاي سال به کوريه چشم زري و پري و کبرا خانم ، به خوبي و خوشي در کنار هم زندگي کردند و شونصد تا بچه به دنيا آوردند




:: برچسب‌ها:
پیش فرض های رابطه با امریکا
۱۳۸٦/٤/٩ ساعت ٢:٤٩ ‎ق.ظ | نوشته ‌شده به دست کسی که دلش مثل اقیانوس آرام ملتهب بود. ( نظرات )
 

از ان جایی که در هر جا هر چیزی به ما هیچ ربطی ندارد و ما فقط می توانیم که هر گونه رابطه با امریکا را تکذ یب کنیم پیش فرض های رابطه با این انگل را تشریح می کنیم :

*فرض اول

-نتیجه هر چی خانوما بگن ( زن سالاری )

*

کار به جاهای باریک کشیده والبته کمی هم خجالت چیز بدی نیست

فرض سوم : ایران مرد باشد امریکا مرد باشد

 *فرض چهارم : ایران مرد باشد امریکا معلوم الجنس باشد .

<- دود از کنده بلند می شه >

*فرض پنجم

نتیجه تورم بیکاری بیشتر انفجار سارس آنفالانزای مرغی کوفت زهر مار و

 *فرض ششم : امریکا زن باشد ایران مرد باشد.

خانوما همه جا کارا رو خراب می کنن زود احساساتی می شن

*فرض هفتم

:ایران زن باشد امریکا زن باشد

-نتیجه بچه بازی می شود

*فرض هشتم

چنین فرضی وجود خارجی ندارد

خاطر نشان می گردد تمامی کسانی که مایل به برقراری ارتباط با مشترک مورد نظر دارند با در دست داشتن شناسنامه خود می توانند به شعب مختلف مرا جعه ونسبت به تجدید فراش ویا کارهای غیر اقدام نمایند

.
: ایران معلوم الجنس باشد امریکا معلوم الجنس باشد .

...(فاجعه)
: ایران زن باشد امریکا معلوم الجنس باشد ...
: امریکا مرد باشد ایران زن باشد



:: برچسب‌ها:
سير تکاملی دخترها
۱۳۸٦/٤/٩ ساعت ٢:۱۱ ‎ق.ظ | نوشته ‌شده به دست کسی که دلش مثل اقیانوس آرام ملتهب بود. ( نظرات )

سال 1230:

مرد: دختره خیر ندیده من تا نکشمت راحت نمی شم...

زن: آقا حالا یه غلطی کرد ، شما بگذر.نامحرم که خونمون نبوده. حالا این بنده خدا یه بار بلند خندیده...

مرد: بلند خندیده؟ این اگه الان جلوشو نگیرم لابد پس فردا می خواد بره مش حسین آقا بقالی ماست بخره.

نخیر نمی شه باید بکشمش.. برو کنار مینم..... آی ی ی

- بالاخره با صحبتهای زن ، مرد خونه از خر شیطون پیاده می شه و دختر گناهکارشو می بخشه

سال 1300:

مرد: واسه من می خوای بری درس بخونی؟ می کشمت تا برا بقیه درس عبرت بشه.  یه بار که مُردی دیگه جرات نمی کنی

 از این حرفا بزنی. تو غــلـــــــــــــــــــــــط می کنی(اینو با لهجه بابای نازی ). تقصیر من بود که گذاشتم این ضعیفه بهت قرآن

خوندن یاد بده. حالا واسه من میخای درس بخونی جونم مرگ شده ؟؟؟

زن: آقا ، آروم باشیــن. یه وقت قلبتون خدای نکرده می گیره ها!  ... خورد (شما بخونین شکر).

 دیگه از این مارک ...(شکرا) نمی خوره. قول میده...

مرد( با نعره حمله می کنه طرف دخترش   ): من باید بکشمت. تا نکشمت آروم نمی شم. خودت بیای خودتو تسلیم کنی بدونه درد می کشمت...

-- بالاخره با صحبتهای زن، مرد خونه از خر شیطون پیاده می شه و دختر گناهکارشو می بخشه

 سال1350:

مرد: چی؟ دانشچی چی ؟ (همون دانشگاه خودمون) حالا می خوای بری دانشسرا؟ می خوای سر منو زیر ننگ بوکونی؟

 فاسد شدی برا من؟؟ شیکمتو سورفه (سفره) می کونم...

زن: آقا، ترو خدا خودتونو کنترل کنین. خدا نکرده یه وخ (وقت) سکته می کنین آ...

مرد: چی چی  می گوی  ززززززن؟؟ من اگه اینو امشب نکوشم (نکشم) دیگه فردا نیمی تونم جلوی این فسادو بیگیرم.

 یه دانشسرایی نشونت بدم که خودت کیف کونی...

-- بالاخره با صحبتهای زن، مرد خونه از خر شیطون پیاده می شه و دختر گناهکارشو می بخشه

 سال1380

مرد: کجا؟ می خوای با تکپوش (از این مانتو خیلی آستین کوتاها که نیم مترم پارچه نبردن و وقتی می پوشیشون

مث جلیقه نجات پستی بلندی پیدا می کنن  ) و شلوارک (از این شلوار خیلی برموداها) بری بیرون؟ می کشمت.

 من... تو رو... می کشم...( این یکیو با لهجه هندی برین... )

زن: ای آقا. خودتو ناراحت نکن بابا. الان دیگه همه همینطورین (شما بخونید اکثرا).

مرد: من... اینطوری نیستم. دختر لااقل یه کم اون شلوارو پائین تر بکش که تا زانوتو بپوشونه. نه... نه... نمی خواد. بدتر شد. 

همون بالا ببندیش بهتره...

سال1400

دختر: چی؟ چی گفتی مرتیکه ی....؟ دارم بهت می گم ماشین بی ماشین. همین که گفتم. من با الکس  قرار دارم ماشینم می خوام.

 میخوای بری بیرون پیاده برو...

باباه:جیکش در نمی یاد...

زن: دخترم. حالا بابات یه غلطی کرد. تو اعصاب خودتو خراب نکن. لاک ناخنت می پره. آروم باش عزیزم.

 رنگ موهات یه وقت کدر می شه آ مامی. باباتم قول می ده دیگه از این حرفا نزنه...

بالاخره با صحبتهای زن، دخترخونه از خر شیطون پیاده می شه و بابای گناهکارشو می بخشه !!




:: برچسب‌ها:
موضوع انشاء: فصل بهار را توصیف کنید.
۱۳۸٦/٤/٩ ساعت ٢:٠٥ ‎ق.ظ | نوشته ‌شده به دست کسی که دلش مثل اقیانوس آرام ملتهب بود. ( نظرات )

فصل باهار فصل خیلی خوبی است چند سال است که من نمیدانم هر وخت عید میشود باهار می آید یا هر وخت باهار می آید عیدمیشود!!

وختی هم که از بابام می پرسم می گوید بچه این فوضولیا به تو نیومده برو درست را بخون که بارا خودت یه آدمی بشی " 

من نمیدانم مگر آنهایی که درس نخوانده اند آدم نیستند؟؟ یعنی آدم اول میشود بعد درس میخواند با اول باید درس بخواند تا آدم شود؟؟!!!

اما من فکر میکنم که آدم اول باید درس بخواند تا بعد شاید آدم بشودچون اگر همین جوری آدم, آدم  میشد پس دیگر فایده درس خواندن چه بود؟ خلاصه من امسال هم نفهمیدم که اول عید شد یا اول باهار آمد.

ولی خب  فصل باهار  علاوه بر میوه های خوب خوب ,آجیل و شیرینی هم دارد . البته خانهء ما زیاد ندارد اما خانهء عمو علی اینا خیلی دارد . فکر کنم آنجا بیشتر باهار می آید . در عید ما عیدی هم میگیریم و با آن تا 13 بدر  صفا میکنیم و قوسول میدهیم اما من بعدش باید عیدیهایم را به بابا بدهم که حقوقش را هنوز نگرفته البته بابا میگوید که من عیدیت را بعدا بهت میدم ولی یادش میرود البته من فکر میکنم بابام میخواهد برای من یک ماتیز آلبالویی  بگیرد و دارد قسط هایش را میدهد و یک روزی میگوید بیا بچه اینم سوویچ ماشینت.

در باهار 2هفته ای مدرسه ها تعطیل است و بچه ها خوشحالند و بشکن میزنند, مخصوصا امسال که دیگه از پیک بهاری هم خبری

 نبود و ما تو اونجامون عروسی بوود!!

 راستی در باهار 13بدر هم هست اما نمیدانم چرا در ماههای دیگر نیست؟! 13بدر روزی است که ما به دامن طبیعت میرویم و آنرا به گُه میکشیم و روی پوست درختان مینویسیم:

 **** " این یادگار من است هر کس بخواند خر است."

 فقط یک چیزش بد است و آنهم کمبود دستشویی هایش است و به قول بابام نمیدانم چرا این مسئولین جاکش یه فکری به حال آن نمیکنند. من نمیدانم جاکش یعنی چه ولی فکر کنم یه چیز تو مایه های زحمتکش باشد.

خلاصه بهار خیلی خوب و خوشکل است و من دوستش دارم و خدا کند او هم من را دوست داشته باشد.

پاورقی

-------------------------------

**** منتظر انشای تابستون تو فصل پاییز باشید!!!




:: برچسب‌ها:
راهکارهای جديد برای تنبلها
۱۳۸٦/٤/٩ ساعت ۱:٤٥ ‎ق.ظ | نوشته ‌شده به دست کسی که دلش مثل اقیانوس آرام ملتهب بود. ( نظرات )
تنبلهاي عزيز توجه فرمائيد راهكار هاي جديد رسيد:

1. روزها استراحت كنيد تا شبها بتوانيد راحت بخوابيد.
2. در نزديكي تختتان صندلي راحتي بگذاريد، تا اگر از خواب بيدار شديد، روي آن بنشينيد و استراحت كنيد.
3. خوابيدن به نشستن، نشستن به ايستادن، ايستادن به راه رفتن الويت دارد.
4. جايي كه مي توانيد بنشينيد چرا مي ايستيد.
5. كار امروز را به فردا موكول كنيد و كار فردا را به پس فردا.
6. اگر حس كار كردن به شما دست داد، كمي صبر كنيد.




:: برچسب‌ها:
شعر اتل متل توتوله تحريم شد
۱۳۸٦/٤/٩ ساعت ۱:٤۳ ‎ق.ظ | نوشته ‌شده به دست کسی که دلش مثل اقیانوس آرام ملتهب بود. ( نظرات )
وزارت ارشاد شعر «اتل، متل، توتوله» را به دلايل زير ممنوع كرد:

1. وجود كلمات توتوله، پستان و تحريك كودكان 2.استفاده از كشور هندوستان 3.زن كردي 4. ترويج بي حجابي

شعر اصلاح شده:....اتل متل زباله، گاو حسن باحاله، هم شير داره هم آستين، شيرشو بردن فلسطين، بگير يك زن راستين، اسمشو بذار حكيمه، كه چادرش ضخيمه.

  




:: برچسب‌ها:
تفسیر سیاسی روز !!!
۱۳۸٦/٤/٦ ساعت ٦:۳۱ ‎ب.ظ | نوشته ‌شده به دست کسی که دلش مثل اقیانوس آرام ملتهب بود. ( نظرات )
در پی اعلام سازمان هواشناسی مبنی بر احتمال بروز سیل در استان های جنوبی کشور از جمله هرمزگان بنزین سهمیه بندی شد !!!

هم اینک در اقصی نقاط میهن عزیزمان تاثیر بنزین بر سایر قیمت ها به بحث سیاسی روز تیدیل شده است !!! ما نیز در نظر داریم در مورد این مورد!!! نظرات خود را ابراز و ابراز وجود نماییم !!!

۱- با توجه به اینکه راننده های محترم که تاکنون مسافرکشی می کرده اند اکنون با ۳ لیتر بنزین حتی نمی توانند همسرشان را تا محل اداره برسانند و مجبورنددر خانه بنشینند بی شک شاهد افزایش چشم گیر قیمت مسکن و اجار خانه خواهیم بود !!! نکته جالب توجه این است که قیمت خانه و اجاره خانه و زمین و سیمان سفید و ... در ایران مستقل از هر قیمتی افزایش می یابد و نیازی به بهانه ندارد!!!

۲-از آنجا که این راننده ها در خانه اند و نیازی به تلفن همراه ندارند احتمالا شاهد کاهش قیمت سیم کارت و گوشی خواهیم بود ولی قیمت خط تلفن ثابت رو به افزایش خواهد نهاد !!! این در حالی است که اگر این افراد اوقات فراغت خود را به اس ام اس بازی بگذرانند بی شک عواقب وخیمی را در فیش تلفن آنها به همراه خواهد داشت که باعث مجادلات خانوادگی خواهد شد که ممکن است تا مرز طلاق پیش رود !!!

۳- نیروی انتظامی تهران بزرگ اعلام کرد که احتمالا با توجه به مجادلات خانوادگی قریب الوقوع خیابان های منتهی به محضر های ثبت طلاق یک طرفه خواهد شد !!!

۴-بی شک ایجاد مراکز ثبت طلاق سیار می تواند به حل این مشکل کمک نماید !!!

۵- پیش بینی می شود که قیمت سیم کارت های ایرانسل همینطوری الکی گران شود !!!

۶- افزایش قیمت بنزین قاعدتا باید با کاهش قیمت اتومبیل همراه باشد که چنین چیزی هنوز در ایران رسم نیست !!!

۷-احتمالا جهت جلوگیری از رفت و آمد اساتید که هزینه زیادی برای آنها در بر خواهد داشت کلاس های دانشگاه به صورت فشرده و ۴ ساعته برگزار گردد!!!

۸- با توجه به افزایش کرایه آژانس و اینکه کسانی که قصد ازدواج دارند نمی توانند به خانه های متعدد جهت خواستگاری و ابراز عشق سر بزنند احتمالا شاهد افزایش مهریه خواهیم بود !!! امید است این امر به خلوت شدن محضر های ثبت طلاق کمک نماید !!!

۹- آقا از الان گفته باشم !!! ویزیت پزشکا گرون میشه ها !!! چونه هم نباشه !!!

۱۰- با توجه به اینکه با افزایش هزینه ویزیت پزشکان محترم باید مگس بپرانند.قیمت انواع مگس کش دستی افزایش و قیمت تارو مار و انواع مختلف حشره کش های شیمیایی به دلیل  عملکرد سریع کاهش خواهد یافت !!! قیمت انواع روزنامه ها نیز به دلیل اضافه شدن ۶ جدول به آنها افزایش خواهد یافت !!!

فعلا اینا باشه تا بعد دوباره اگه پیش بینی دیگه ای داشتم می ذارم تو پست بعد !!! راستی شماها هم می تونین پیش بینی هاتونو بگین تا با اسم خودتون ثبت بشه تو پست بعد !!!

هر کی درست پیش بینی کرد یه لیتر بنزین جایزه داره !!!




:: برچسب‌ها: