نادان، پرسه می‌زند و خردمند، سفر می‌کند. و کسی که سفر کرد، فهمید: مردم شهری که همه در آن می لنگند ، به کسی که راست راه می رود می خندند.
  :: کسی که دلش مثل اقیانوس آرام ملتهب بود.

   

You need hope to cope

شهر هرت
۱۳۸٥/۱۱/۱٤ ساعت ٢:٢٤ ‎ب.ظ | نوشته ‌شده به دست کسی که دلش مثل اقیانوس آرام ملتهب بود. ( نظرات )

ی ایمیل خوشگل و زیبا از ی دوست زیباتر از زیبا رسیده که واقعن قشنگ به قول با سوادا تامل بر انگیز هستش امیدوارم که این مطلب تامل شما رو هم بر انگیزونه.

مهندس از بابت ایمیل متشکرم.

شهر هرت جايي است که رنگهاي رنگين کمان مکروهند و رنگ سياه مستحب
شهر هرت جايي است که اول ازدواج مي کنند بعد همديگ ه رو مي شناسن
شهر هرت جايي است که همه ب َد َ ن مگر اينکه خلافش ثابت بشه
شهر هرت جايي است که دوست بعد از شنيدن حرفات بهت مي گه:‌ دوباره لاف زدي؟؟
شهر هرت جايي است که بهشتش زير پاي مادراني است که حقي از زندگي و فرزند و همسر ندارند
شهر هرت جايي است که درختا علل اصلي ترافيک اند و بريده مي شوند تا ماشينها راحت تر برانند
شهر هرت جايي است که کودکان زاده مي شوند تا عقده هاي پدرها و مادرهاشان را درمان کنند
شهر هرت جايي است که شوهر ها انگشتر الماس براي زنانشان مي خرند اما حوصله 5 دقيقه قدم زدن را با همسران ندارند
شهر هرت جايي است که همه با هم مساويند و بعضي ها مساوي تر
شهر هرت جايي است که براي مريض شدن و پيش دکتر رفتن حتماْ بايد پارتي داشت
شهر هرت جايي است که با ميلياردها پول بعد از ماهها فقط مي توان براي مردم مصيبت ديده چند چادر برپا کرد
شهر هرت جايي است که خنده عقل را زائل مي کند
شهر هرت جايي است که زن بايد گوشه خونه باشه و البته اون گوشه که آشپزخونه است و بهش مي گن مرواريد در صدف
شهر هرت جايي است که مردم سوار تاکسي مي شن زود برسن سر کار تا کار کنن وپول تاکسيشونو در بيارن
شهر هرت جايي است که 33 بچه کشته مي شن و ماموراي امنيت شهر مي گن: به ما چه. مادر پدرا مي خواستند مواظب بچه هاشون باشند
شهر هرت جاييه که نصف مردمش زير خط فقرن اما سريالاي تلويزيونيشو توي کاخها مي سازن
شهر هرت جايي است که 2 سال بايد بري سربازي تا بليط پاره کردن ياد بگيري
شهر هرت جاييه که موسيق ي حرام است حرام
شهر هرت جايي است که همه با هم خواهر برادرن اما اين برادرا خواهرا رو که نگاه مي کنن ياد تختخواب مي افتن
شهر هرت جايي است که گريه محترم و خنده محکومه
شهر هرت جايي است که وطن هرگز مفهومي نداره و باعث ننگه
شهر هرت جايي است که هرگز آنچه را بلدي نبايد به ديگري بياموزي
شهر هرت جايي است که همه شغلها پست و بي ارزشند مگر چند مورد انگشت شمار
شهر هرت جايي است که وقتي مي ري مدرسه کيفتو مي گردن مبادا آينه داشته باشي
شهر هرت جايي است که دوست داشتن و دوست داشته شدن احمقانه، ابلهانه و ... است
شهر هرت جايي است که توي فرودگاه برادر و پدرتو مي توني ببوسي اما همسرتو نه ...
شهر هرت جايي است که وقتي از دختر مي پرسن مي خواي با اين آقا زندگي کني مي گه: نمي دونم هر چي بابام بگه
شهر هرت جايي است که وقتي مي خواي ازدواج کني 500 نفر ر و دعوت مي کني و شام مي دي تا برن و از بدي و زشتي و نفهمي و بي کلاسي تو کلي حرف بزنن
شهر هرت جايي است که هرگز نمي شه تو پشت بومش رفت مگر اينکه از يک طرفش بيفتي ..
شهر هرت جايي است که .......
خدايا اين شهر چقدر به نظرم آشناست !!!!!!
                                      "نويسنده نامشخص "



:: برچسب‌ها:
چند حکایت از گلستان
۱۳۸٥/۱۱/۱٠ ساعت ٧:۱۳ ‎ب.ظ | نوشته ‌شده به دست کسی که دلش مثل اقیانوس آرام ملتهب بود. ( نظرات )

*

شبانی(چوپانی) را پدری خردمند بود.روزی بدو گفت:ای پدر خردمند و دانا!

مرا آنگونه که از پیروان خرد مند می رود پندی بیاموز!

پدر گفت:به مردم نیکی کن،ولی به اندازه،نه به حدی که او را مغرور و خیره سر نماید.

 

شبانی با پدر گفت ای خردمند

مرا تعلیم ده پیرانه یک چند

بگفتا:نیک مردی کن نه چندان

که گردد خیره گرگ تیز دندان

 

**

منجمی به خانه در آمد،یکی مرد بیگانه را دید با زن او به هم نشسته.دشنام و سقط گفت و فتنه و آشوب بر خاست.

صاحبدلی که بر این واقف بود گفت:

 

تو بر اوج فلک چه دانی چیست؟

که ندانی در سرایت کیست؟!

 

***

حاتم طائی را گفتند:از تو بزرگ همت تر در جهان دیده ای یا شنیده ای؟

گفت:بلی،روزی چهل شتر قربان کرده بودم امرای عرب را،پس به گوشه صحرا به حاجتی برون رفته بودم،خار کنی را دیدم پشته فراهم آورده.گفتمش:به مهمانی حاتم چرا نروی که خلقی بر سماط او گرد آمده اند؟

گفت:

هر که نان از عمل خویش خورد

منت حاتم طائی نبرد

 

من او را به همت و جوانمردی از خود برتر دیدم.

 

****

پادشاهی پارسایی را دید،گفت:هیچت از ما یادآید؟

گفت:بلی،وقتی که خدا را فراموش میکنم.

 

آنکه چون پسته دیدمش همه مغز

پوست بر پوست بود همچو پیاز

 

پارسایان روی در مخلوق

پشت بر قبله می کنند نماز

 

چون بنده خدای خویش خواند

باید که به جز خدا نداند

 

*****

یکی از بزرگان را به محفلی اندر همی ستودند و در اوصاف جمیلش مبالغه می کردند.

سر بر آورد و گفت:من آنم که من دانم.

 

شخصم به چشم عالمیان خوش منظر است

وز خبث باطنم سر خجلت فتاده پیش

طاووس را به نقش نگاری که هست خلق

تحسین کنند و او خجل از پای زشت خویش

 

******

کسی مژده پیش انوشیروان برد،گفت:

شنیدم که فلان دشمن تو را خدای عزوجل برداشت.

گفت:هیچ شنیدی،که،مرا گذاشت.

 

*******

یکی از ملوک بی انصاف،پارسایی را پرسید:

از عبادتها کدام فاضل تر است؟گفت:

تو را خواب نیم روز تا در آن یک نفس خلق را نیازاری.

 

ظالمی را خفته دیدم نیم روز

گفتم:این فتنه است خوابش برده به

و آنکه خوابش بهتر از بیداری است

آنچنان بد زندگانی ،مرده، به




:: برچسب‌ها:
حرفای خوشگل و قشنگ
۱۳۸٥/۱۱/۱٠ ساعت ٧:۱۱ ‎ب.ظ | نوشته ‌شده به دست کسی که دلش مثل اقیانوس آرام ملتهب بود. ( نظرات )

*خداوند سبحان مي‌فرمايند:

«اي داوود! من پنج چيز را در پنج چيز قرار دادم ولي مردم در جاهاي ديگر مي‌جويند و نمي‌يابند:

 

علم را در گرسنگي و كوشش قرار دادم؛ ولي مردم در راحتي و آسايش مي‌جويند و نمي‌يابند.

عزت را در اطاعت از خود قرار دادم؛ ولي مردم در ديار پادشاهان مي‌جويند و نمي‌يابند.

غنا و بي‌نيازي را در قناعت قرار دادم؛ ولي مردم در زيادي مال مي‌طلبند و نمي‌يابند.

خشنودي خودم را در خشم گرفتن بر نفس قرار دادم؛ ولي مردم در رضايت نفس مي‌جويند و نمي‌يابند.

آرامش و آسايش را در بهشت قرار دادم؛ ولي مردم در دنيا مي‌طلبند و نمي‌يابند.»

 

*خداوند متعال میفرماید:

هر كس كه مرا مي‌شناسد و از من نافرماني كند بر او مسلط مي‌كنم كسي را كه مرا نمي‌شناسد.

 

اي محمد! بر تو باد خوش‌خلقي كه بدخلقي خير دنيا و آخرت را مي‌برد.

 

*به فرموده‌ي پيامبر(ص):

 

بخوريد و بياشاميد اما زياده‌روي نكنيد؛ چون اسراف باعث مي‌شود كه نعمت‌هاي خدا بي‌ارزش گردد.

 

چند پند از پيامبر اكرم به پسرعموي خود حضرت علي (ع):

 

اي علي! خداوند به دنيا مي‌فرمايد كه هر كس به من دل بست خدمت‌گزاري‌اش كن و هر كه به تو دل بست در شكنجه اش افكن.

 

اي علي! سه چيز حافظه را زياد مي‌كند و بلغم را از بين مي‌برد: مسواك, كندر و قرائت قرآن.

 

اي علي! هر كس صلوات بر من را از ياد ببرد راه بهشت را اشتباه رفته است.

 

اي علي! عجيب‌ترين مردم از نظر ايمان و بالاترين آن‌ها از نظر يقين, افرادي هستند كه در آخر زمان مي‌آيند, پيامبر را نديده و از نظرشان پنهان است ولي از روي كتاب و حديث ايمان مي‌آورند.

 

 

*امام علی(ع) می فرمایند:

 

خردمند زبان خود را رها نکند،تا که با دل خویش مشورت کند.

 

واجب عبادت است و واجبتر ترک معصیت.

 

آنچه را كه از عمرت مانده درياب و امروز و فردا نكن.

 بسيار كسان پيش از تو سرگرم امروز و فردا شدند

 و گرفتار اجل گشتند و غفلت زده مردند.

 

**********************************************************

زنان هوشيارتر از آن هستند که مردانگي خود را به همسران خود نشان بدهند.

 

آنكسي كه از رنج زندگي بترسد ، از ترس در رنج خواهد بود.

شكسپير

 

استعداد در فضاي آرام رشد ميكند و شخصيت در جريان كامل زندگي.  

گوته

 

بيش از هر چيز نخست بدان كه چه ميخواهي.  

فوخ

 

بردن ، همه چيز نيست ، اما تلاش براي بردن چرا.

لومباردي

 

اگر خاموش بنشيني تا ديگران به سخنت آورند ، بهتر از آنست كه سخن بگويي و خاموشت كنند.

سقراط

 

عادتمند كسي است كه به مشكلات و مصائب زندگي لبخند بزند.  

شكسپير

 

از استثنائـات است كه كسي را بـه خاطر آنچه كه هست دوست بدارند .

 اكثر آدمها چيزي را در ديگران دوست دارند كه خود به آنها امانت مي دهند : خودشان را ، تفسير و برداشت خودشان را از او. ..............

گوته

 

ماهي و مهمان دو روز اول خوب هستند ، از روز سوم بو مي گيرند.

 (البته از ديد اسپانيولي ها )

 

در روز عشاق براي دوستت كارتي بفرست و روي آن بنويس :

((از طرف كسيكه فكر ميكند تو بي نظيري.))

براون

 

عشق ما را ميكشد تا دوباره حياتمان ببخشد.

بوبن

 

مردان آفريننده کارهای مهمند و زنان به وجود آورنده مردان.

رومن رولان

 

جريان زندگی چيزی جز مبارزه ميان عاطفه وعقل نيست.

مارک تواين

 

آزادی متعلق به يک نفر نيست ، مال همه است.

اسپنسر

 

هر کس مرتکب اشتباهی شده ، اکتشافی هم نکرده است.

گاليله

 

با ديگران آنگونه رفتار کن که ميخواهی با تو رفتار شود.

براون

 

نياسائيد ، زندگی در گذر است . برويد و دليری کنيد ، پيش از آنکه بميريد ، چيزی نيرومند و متعالی از خود بجای گذاريد ، تا بر زمان غالب شويد.

گوته

 

عشق ما را می کشد تا دوباره حياتمان بخشد.

شكسپير

 

لبخند، حتی زمانيکه بر لبان يک مرده می نشيند ، بازهم زيباست.

کريستيان بوبن

 

نامه ، خاص ترين ياد بودی است که شخص از خود بجا می گذارد.

ناشناس

 

نيکی و سود خويش را در زيان ديگران مخواه.

زرتشت

 

من آينده را دوست دارم چون بقيه عمرم را بايد در آن بگذرانم.

کترينگ

 

برای آنکه عمر طولانی باشد ، بايد آهسته زندگی کنيم.

سيسرون

 

به گونه ای زندگی کنيد که وقتی فرزندانتان به ياد عدالت ، صداقت و مهربانی می افتند ، شما در نظرشان تداعی شويد.

جکسون براون

 

هرکس بايد روزانه يک آواز بشنود ، يک شعر خوب بخواند و در صورت امکان چند کلمه حرف منطقی بزند.

گوته

 

تواضع بيجا آخرين حد تکبر است.

لابروير

 

هيچکس بدبخت تراز کسی نيست که هميشه خوشبخت است.

هلندی

 

آنها که غائب اند ، کمال مطلوب اند و حاضرين معمولی و پيش و پا افتاده اند.

گوته

 

در دعوا اولين مشت را بزن و محکم هم بزن.

جکسون براون

 

فقط به ندای کودک درون خويش گوش بسپار نه هيچ. ......

کريستيان بوبن

 

سعادت ديگران بخش مهمی از خوشيختی ماست.

رنان

 

با مردمان نيک معاشرت کن تا خودت هم يکی از آنان به شمار روی.

ژرژهربرت

 

با تقوی و خوبی ميتوان سعادت آفريد.

زنون

 

برای شب پيری در روز جوانی چراغی بايد تهيه کرد.

پلوتارک

 

هرگز فرصت گفتن « دوستت دارم » را از دست مده.

براون

 

اميد با مرگ هم به گور نمی رود.

شيلر

 

مرور زمان به خودی خود بسياری از نگرانی ها را از بين می برد.

ديل کارنگی

 

هر چه نور بيشتر باشد ، سايه عميق تر است.

گوته




:: برچسب‌ها:
بياييد از تمام ظرفيت ها استفاده کنيم...
۱۳۸٥/۱۱/۱٠ ساعت ٧:٠٩ ‎ب.ظ | نوشته ‌شده به دست کسی که دلش مثل اقیانوس آرام ملتهب بود. ( نظرات )

من همیشه تو موقعه امتحانات می گردم تا بهترین شعر رو پیدا کنم

و پای برگ امتحان بنویسم که

استاد بیشترین ارفاق لازم رو موقع تصحیح برگه عنایت کنه.

تا حالابا شعرای زیادی کار کردم

ولی هیچکدوم مثل این ی بیت شعر از حافظ کار ساز نبوده و اون یک بیت اینه.

 

 

((ای آفتاب خوبان می جوشد اندرونم                              

یک ساعتم بگنجان در سایه عنایت))                             

  با تشکر از زحمات شما استاد گرانقدر                               




:: برچسب‌ها:
عزيزم آموخته ام که...
۱۳۸٥/۱۱/۱٠ ساعت ٧:٠٦ ‎ب.ظ | نوشته ‌شده به دست کسی که دلش مثل اقیانوس آرام ملتهب بود. ( نظرات )

آموخته ام که نگویم ای کاش آن کار را طور دیگری انجام داده بودم بلکه بگویم بار دیگر آن کار را طور

دیگری انجام خواهم داد.

 

آموخته ام که باید بر زمان مسلط باشم نه به زیر فرمان آن .

 

آموخته ام هر سفر دور و درازی با بر داشتن تنها یک گام آغاز می شود.

 

آموخته ام خطاهای دیگران را مانند خطاهای خویش تحمل کنم.

 

آموخته ام که مرد بزرگ به خود سخت میگیرد و مرد کوچک به دیگران.

 

آموخته ام که دانش خود را به دیگران آموزش دهم و دانش دیگران را بیا موزم بنابراین علم خود را انفاق کرده ام و آنچه  را نمی دانم آموخته ام.

 

آموخته ام بیش از آنکه مرا بفهمند دیگران را درک کنم.

 

آموخته ام بیش از آنکه دوستم بدارند دوست بدارم.

 

آموخته ام که همیشه فردی خوشبین باقی بمانم چراکه زندگی و موهبتهای آن را دوست دارم.

 

آموخته ام اگر از هر چیزی بهترینش را ندارم ولی از هر چیز که دارم بهترین استفاده را کنم.

 

آموخته ام لبخند ارزان ترین راهی است که می توان با آن نگاه را وسعت بخشید.

 

آموخته ام آن چرا امروز در دست دارم ممکن است آرزوی فرداهایم باشد.

 

آموخته ام که زندگی مثل یک نقاشی است با این تفاوت که در آن از پاک کن خبری نیست.

 

آموخته ام که هیچ روزی از امروز با ارزش تر نیست.

 

آموخته ام زیاده گویی شاید مقدمه ناشنوائی باشد.




:: برچسب‌ها:
پاسخ به نامه ها
۱۳۸٥/۱۱/۱٠ ساعت ٧:٠٥ ‎ب.ظ | نوشته ‌شده به دست کسی که دلش مثل اقیانوس آرام ملتهب بود. ( نظرات )

ابتدا تشکر می کنم از کسانی که به بنده نامه ارسال کردن(چه کتبی،ایمیل،اس ام اس،پی ام) و بنده رو لایق دونستن.

همین طور تشکر می کنم از دکتر جاسبی و آیت الله فاضل لنکرانی که همیشه پاسخگوی بنده حقیر بودن.

خوب شروع می کنیم

 

 Mlk_2020@gmail.com*

 

ایشون به احتمال زیاد یکی از دانشجو های هم کلاسی بنده هستن که خیلی از دستم شاکی که نامه ای با ضمیمه ای از فهش های رنگین برام فرستادن.آقا یا خانم محترم خدمتت عرض کنم که تهمت زدن کار راحتی نیست و اینکه پشت سر من غیبت می کنی و همه جا این حرفی رو که تو میزنی پخش شده اصلا صحت نداره به هر حال لازمه که چند تا نکته رو اینجا بگم در مورد غیبت.

ی روز یکی از علمای بزرگ اسلام از دنیا میره شبی که از دنیا رفته بود میاد به خواب پسرش.

پسرش تو عالم رویا از پدر می پرسه اون دنیا چطوریه؟

پدرش تو جواب می گه:پسرم تو این دنیا کیفر ی غیبت تمام ثواب ی حج مقبول رو می شوره میبره.

اگه با این قانع نشدی پس بزار ی حدیث از امام جعفر صادق(ع) بگم، که می فرمایند:

حکم کسی که غیبت می کند مانند کسی است که دایما شراب مصرف می کند.

بازم بگم

امام جعفر صادق(ع) می فرمایند:

غیبت کننده اگر توبه کند آخرین کسی است که وارد بهشت می شود و اگر توبه نکند اولین

کسی است که وارد جهنم میشود.

 

Mahsa_k2003@yahoo.com*

 

ایشون وقتی که می خواستن این نامه رو بنویسن درجه تبشون روی 1300 بوده چونکه بد جور دلش از من پر بوده  میدونید چی میگه:

میگه چیه خودتو لوس کردی از طریق وبلاگ مخ دخترار و میزنی؟

خوب به هر حال باید به این سئوال هم جواب داد.

اولا بنده  قبل از اینکه با کسی رابطه بر قرار کنم نگا نمی کنم ببینم طرف دختر یا پسر بلکه  به چشم یک انسان بهش نگاه می کنم ثانیا امام علی(ع) می فرمایند:از دو راه میشه ی انسان رو شناخت یکی طریقه حرف زدنش و دیگری از روی چهرش.به هر حال بعد اینکه بنده این انسان مقابل رو شناختم تشخیص میدم که باهاش رابطه داشته باشم یا نه.

و من الان تو رو به عنوان ی انسان قبول دارم و با توجه کردن به طریقه حرف زدنت تشخیص میدم که دیگه باهات رابطه نداشته باشم.

 

Sayaresabet@yahoo.com*

 

بنده ی سئوال کردم که خدا رو چطوری شناختی ایشون ی سری جوابای که بیشتر شبیه صوتی بود دادن بعد وقتی کم آووردن این سئوال رو از بنده پرسیدن که اگه واقعیت رو بخواین خدا رو از ابداع و خلق این همه احکام و دستورات شناختم.واقعا شما نیگا کنید ما واسه هر کارمون که انجام میدیم ی دستور داریم که ما رو هدایت کنه

ولی امام علی(ع) نظرشون ی چیز دیگست

ایشون میفرمایند:من خدا رو از اونجایی شناختم که همیشه کارها اونطوری که من میخواستم پیش نمیرفت.

به هر حال خانم گرامی ی چیز مهمتر از همه اینکه هر که خود را شناخت خدای خود را خواهد شناخت.

با تشکر از نامه هایی که برام میفرستی امیدوارم که خط بد من رو تحمل کنی.

 

Rahimi_m63@yahoo.com*

 

آقای رحیمی اولین وسایل آزمایشگاهی رو امام صادق بود که ساخت و به عنوان مثال از گل بالن ژوژه رو ساختن و باید افتخار کنیم که امام صادق(ع) از بنیانگذاران علم شیمی هستند.

راستی بچه ها ی چیزی:

کسانی که سئوالاتی تخصصی در زمینه شیمی دارند به ایمیل بنده ارسال کنن تااگه خدا خواست تونستم حواب بدم جوابش رو بگیرن.

 

sorenax@yahoo.com*

 

ایشون از با معرفتترین دوستای بنده(نگو دوست بگو خواهر) هستن و همیشه نسبت به ایشون ی حس خوبی دارم و خواهم داشت.دعا یادت نره.

 

ای دل غمدیده حالت به شود دل بد مکن* وین سر شوریده باز آید به سامان غم مخور

دور گردون گر دو روزی بر مراد ما نرفت*      دائما یکسان نباشد حال دوران غم مخور

هان مشو نومید چون واقف نه ای از سر غیب* باشد اندر پرده بازیهای پنهان غم مخور

ای دل از سیل فنا بنیاد هستی برکند*   چون تو را نوح است کشتیبان ز طوفان غم مخور

در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم*   سرزنش ها گر کند خار مغیلان غم مخور

حافظا در کنج فقر و خلوت شب های تار*      تا بود وردت دعا و درس قرآن غم مخور

 

Bird_bipar@yahoo.com*

 

ایشون حسابی از بنده تعریف کردن و بنده هم به وبلاگتون سر زدم که از در و دیوارش احساسات نور افکنی می کرد.امیدوارم که همیشه تو جاده احساسات نور بالا حرکت کنی.

 

Smsjook430@yahoo.com*

 

تو کل عمرم ایمیل این مدلی ندیده بودم آدمم مگه انقد....

ایشون حسابی بنده رو مورد لطف خودشون قرار دادن و بالای 50 تا فهش واقعا زشت به بنده هدیه دادن که من هم در جواب فقط می تونم بگم:

خودتی

 

Mansour_chem@yahoo.com*

منصور جون دستت درد نکنه عکسا رسید.امیدوارم تو امتحانا موفق باشی.




:: برچسب‌ها:
بيايد با هم دعا کنيم * خدامو نو صدا کنيم
۱۳۸٥/۱۱/۱٠ ساعت ٧:٠٠ ‎ب.ظ | نوشته ‌شده به دست کسی که دلش مثل اقیانوس آرام ملتهب بود. ( نظرات )

از امام علی(ع) می پرسن راحت ترین کار دنیا چیه؟

ایشون می فرمایند:طلب حاجت از خداوند توانا.

به خاطر همین من تو این قسمت چند تا دعای مشتی

می کنم شما بگید آمین.

خدایا؛

به من توفیق تلاش در شکست،

صبر در نومیدی،

رفتن بی همراه،

جهاد بی سلاح،

کار بی پاداش،

فداکاری در سکوت،

دین بی دنیا،

مذهب بی عوام،

عظمت بی نام،

خدمت بی نان،

ایمان بی ریا،

خوبی بی نمود،

گستاخی بی خامی،

مناعت بی غرور،

عشق بی هوس،

تنهایی در انبوه جمعیت،

دوست داشتن بی آنکه دوست بداند،

روزی کن.

((آمین))

 

 




:: برچسب‌ها:
اوصاف پارسايان
۱۳۸٥/۱۱/۱٠ ساعت ٦:٥٧ ‎ب.ظ | نوشته ‌شده به دست کسی که دلش مثل اقیانوس آرام ملتهب بود. ( نظرات )

بسم الله الرحمن الرحيم

روايت شده: يکي از ياران اميرالمومنين عليه السلام که او را همام مي گفتند و مردي عابد بود به حضرت عرضه داشت: اهل تقوا را چنانکه گويي آنان را مي بينم براي من وصف کن. امام در پاسخ او درنگ کرد، سپس فرمود: اي همام، تقواي الهي پيشه کن و کار نيک انجام بده، زيرا خداوند با اهل تقوا و اهل کار نيک است. همام به اين مقدار سخن قناعت نکرد و حضرت را قسم داد. حضرت خدا را سپاس و ثنا گفت و بر پيامبر - که

درود خدا بر او و آلش باد – درود فرستاد و سپس فرمود:

 

اما بعد، خداوند پاک و برتر مخلوقات را آفريد در حالي که از اطاعتشان بي نياز، و از گناهشان ايمن بود، زيرا عصيان عاصيان به او زيان نمي رساند، و طاعت مطيعان او را سود نمي دهد. پس روزي آنان را در ميانشان تقسيم کرد، و هر کس را در دنيا در جايي که سزاوار بود قرار داد. پرهيزکاران در اين دنيا اهل فضائل اند، گفتارشان صواب، پوشاکشان اقتصادي، و رفتارشان افتادگي است. از آنچه خدا بر آنان حرام کرده چشم پوشيده، و گوشهاي خود را وقف دانش با منفعت نموده اند. آنان را در بلا و سختي و آسايش و راحت حالتي يکسان است، و اگر خداوند براي اقامتشان در دنيا زمان معيني را مقرر نکرده بود از شوق به ثواب و بيم از عذاب به اندازه چشم به هم زدني روحشان در بدنشان قرار نمي گرفت.

خداوند در باطنشان بزرگ، و غير او در ديدگانشان کوچک است. آنان با بهشت چنانند که گويي او را ديده و در فضايش غرق در نعمتند، و با عذاب جهنم چنانند که گويي آن را مشاهده نموده و در آن معذبند. دلهايشان محزون، همگان از آزارشان در امان، بدن هاشان لاغر، نيازهايشان سبک، و نفوسشان با عفت است. روزي چند را در راه حق صبر کردند که براي آنان راحتي جاويد به دنبال آورد، اين است تجارتي سودآور که خداوند براي آنان مهيا نمود.

دنيا آنان را خواست و آنان آن را نخواستند، به اسارتشان کشيد و آنان با پرداخت جانشان خود را آزاد کردند.

به هنگام شب براي عبادت برپايند، در حالي که اجزاي قرآن شمرده و سنجيده تلاوت کنند، خود را به آيات قرآن اندوهگين ساخته، و داروي دردشان را از آن برگيرند. . چون به آيه اي بشارت دهنده بگذرند به مورد بشارت طمع کنند، و روحشان از روي شوق به آن خيره گردد، و گمان برند که مورد بشارت در برابر آنهاست. و چون به آيه اي بگذرند که در آن بيم داده شده گوش دل به آن دهند، و گمان برند شيون و فرياد عذاب بيخ گوش آنان است.

 

قامت به رکوع خم کرده اند، به وقت سجده پيشاني و دست و زانو و انگشتان پا بر زمين مي گذارند، و از خداوند آزادي خود را از عذاب مي طلبند. اما به هنگام روز، بردباران و دانشمندان و نيکوکاران و پرهيزکارانند. بيم از حق جسمشان را چون تير تراشيده لاغر کرده، مردم آنان ر ا مي بينند به تصور اينکه بيمارند، ولي بيمار نيستند، و مي گويند ديوانه اند، در حالي که امري عظيم آنان را بدين حال درآورده.

به طاعت اندک خشنود نمي شوند، و طاعت زياد را زياد ندانند، بنابراين خود را به کوتاهي در بندگي متهم کنند، و از عبادت خود در وحشتند. هرگاه يکي از آنان را تمجيد کنند ار آن تمجيد بيم نموده و گويد: من از ديگران به خود آگاه ترم، و پروردگارم از خودم به من داناتر است؛ خداوندا، مرا به آنچه درباره ام گويند مگير، و از آنچه مي پندارند بهتر گردان، و زشتي هايي را که از من خبر ندارد بر من ببخش.

از نشانه هاي ديگرشان آن است که هر کدام را داراي نيرومندي در دين، دورانديشي با نرمي، ايمان همراه با يقين، حرص در دانش، علم با بردباري، ميانه روي در توانگري، فروتني در عبادت، آراستگي در تهيدستي، بردباري در سختي، جويايي در حلال، نشاط در هدايت، و دروي از طمع بيني. در عين به جا آوردن اعمال شايسته ترسان است. شب مي کند در انديشه شکر، و روز مي کند در انديشه ذکر. شب را به سر مي برد با خوف، و روز مي نمايد دلشاد: خوف از غفلتي که او را در آنچه بر او سنگين است از او پيروي نکند او نيز آنچه را که نفس به آن رغبت دارد به او نمي دهد.

روشني چشمش در آن چيزي است که جاويد است، و بي رغبتيش در آن است که فاني شدني است. بردباري را با دانش، و گفتار را با عمل آميخته مي کند. آرزويش کم و کوتاه، لغزشش اندک، دلش فروتن، نفسش قانع، خوراکش اندک، زندگيش آسان، دينش محفوظ، شهوتش مرده و خشمش فروخورده است. خيرش را متوقع، و از شرش در امانند.

اگر در ميان غافلان باشد از ذاکرانش به حساب آرند، و اگر در ميان ذاکران باشد در شمار غافلانش نيارند. از آن که بر او ستم کرده بگذرد، به آن که او را محروم نموده عطا کند، و با کسي که با او قطع رحم نموده صله رحم نمايد. زبان دشنام ندارد، گفتارش نرم است، زشتيش پنهان، و خوبيش آشکار است، نيکي اش روي آورده، و شرش روي گردانده، در حوادث آرام، در ناخوشيها شکيبا، و در خوشيها شاکر است. بر دشمن ستم نمي کند، و به خاطر محبوبش مرتکب گناه نمي شود. پيش از حاضر کردن شاهد، خود اقرار به حق مي نمايد. امانت را تباه نمي کند، و آنچه را به يادش آرند به فراموشي نمي سپارد، احدي را با لقب زشت صدا نمي کند، به همسايه نمي زند، به بلاهايي که به سر مردم مي آيد شادي نمي نمايد، در باطل وارد نمي شود، و از حق خارج نمي گردد. اگر سکوت کند سکوتش غمگينش نکند، و اگر بخندد قهقهه نزند، چون به او ستم روا دارند صبر پيشه سازد تا خدا انتقامش را بگيرد.

 

از خود در رنج است، و مردم از او در راحتند. در امر آخرت خود را به زحمت اندازد، و مردم را از جانب خود قرين آسايش کند. دوريش از آن که دوري مي کند محض زهد و پاک ماندن، و نزديکي اش به آن که نزديک مي شود به خاطر نرمي و رحمت است، دوريش از راه تکبر و خودخواهي، و نزديکي اش از باب مکر و فريب نيست.

راوي گفت: چون سخن به اينجا رسيد همام فريادي برکشيد و جان داد. حضرت فرمود: به خدا قسم از چنين پيشامدي بر او مي ترسيدم. سپس ادامه داد: اندرزهاي رسا با اهلش اينگونه معامله مي کند! يکي از حاضران فضول به حضرت گفت: خودت چه حالي داري؟ فرمود: واي بر تو، هر اجلي را وقت معيني است که از آن نمي گذرد، و علتي است که از آن تجاوز نمي کند. بازايست و ديگر اينچنين مگوي که اين سخني بود که شيطان بر زبانت جاري ساخت.




:: برچسب‌ها:
عشق تو خورده بودم، میان شیر مادر
۱۳۸٥/۱۱/۱٠ ساعت ٦:٥٠ ‎ب.ظ | نوشته ‌شده به دست کسی که دلش مثل اقیانوس آرام ملتهب بود. ( نظرات )

بینندگان محترم وبلاگ به خاطر ایام محرم الحرام نمیتونم مطلب طنز بزارم

ولی چند تا شعر خوشگل تقدیم میکنم که واقعن زیباست:

 

عشق حسین تو قلبم، نباشه من می میرم

تا زنده ام همیشه، ازش مدد میگیرم

 

قلندرم قلندر، غلام کوی حیدر

عشق تو خورده بودم، میان شیر مادر

 

******************************

 

نون و قلم نبی ست، و ما یسطرون حسین

طاق فلک علی ست، و به عالم ستون حسین

خلقت تمام حضرت زهراست، خون حسین

هستی تمام ظاهر و ما فی البطون حسین

با یک قیامت است هم الغالبون حسین

در این قیام نقطه پرگار زینب است

 

 

*****************************

سرباز لشگر من شش ماهه اصغر من

نشکفته غنچه عشق گشتی تو پرپر من

لای لای علی، علی جان

لای لای علی، علی جان

لب تشنه پر کشیدی از دوش من پریدی

لبخند تو مرا کشت اشک مرا ندیدی

لای لای علی، علی جان

لای لای علی، علی جان

در خیمه قحط آب حرم در التهاب

بابا برات بمیره دل مادر کباب

لای لای علی، علی جان

لای لای علی، علی جان

با قلب پاره پاره با آن همه شراره

نشسته مادر تو کنار بارگاهت

لای لای علی، علی جان

لای لای علی، علی جان

 

 

*****************************

بابا بابا ببین شکسته شدم

عمو عمو بیا که خسته شدم

امون نمیده ابری که میباره روی گونم

دیگه رسیده وقتش که بیاد به لب جونم

عمه میدونه بابا جون منو میخوای ببری

برام میخونه با گریه تو عازم سفری

تا آخر راه به انتظارت میمونم

زیر لگدها نماز حاجت میخونم

بابا بابا ببین شکسته شدم

عمو عمو بیا که خسته شدم

به من همیشه میگفتی، دختر باهوشم

بیا ببین که اسمم هم شده فراموشم

سکینه گفته تا رفتی تو خیمه خوابیدم

یادم نرفته خوابی که تو خیمه ها دیدم

میون خیمه دعای بارون یادمه

بارون تیر و مَشک عمو جون یادمه

شب سیاه و دشت پر از خون یادمه

وای تپش تپش تو رو صدا میزنم

نفس نفس خدا خدا میزنم

تا آخر راه به انتظارت میمونم

زیر لگدها نماز حاجت میخونم

 

دانلود مداحی حاج محمود کریمی

 




:: برچسب‌ها:
نکته ای برای دوستان
۱۳۸٥/۱۱/۱٠ ساعت ٦:٤٧ ‎ب.ظ | نوشته ‌شده به دست کسی که دلش مثل اقیانوس آرام ملتهب بود. ( نظرات )

با عرض سلام به خدمت دوستان

امروز میخوام در مورد  چیزی حرف بزنم که خیلی از این موضوع ناراحتم و اون این که من وقتی  به دوستام خوبی میکنم به جای اینکه حتی ی تشکر خشک و خالی از من بشه فکرای خاصی در مورد من میکنن و جالب اینکه حرفشون رو در کمال... به من میگن.

 

به هر حال بنده که خودم از خودم خبر دارم باور کنید من عاشق این جمله هستم که می گه:

 

دین همان محبت است و محبت همان دین

 

اصلا آدمی نیستم که خوبی رو فدای دو تومن پول کثیف این و اون یا کسب مقام کاذب یا چهار تا سئوال امتحانی یا چند تا تعریف پوچ و خالی کنم چون بهترین و بالاترین مخلوقات خدا در پاکی(فرشتگان) در برابر من(انسان) سر تعظیم فرود آووردن و همه اونا به خاطر من آفریده شدن.حالا میخوام ی شعر از حافظ بگم که تائیدی بر کلام من باشه:

 

 رفتم به باغ صبحدمی تا چینم گلی                        آمد به گوش ناگهم آواز بلبلی

 مسکین چو من به عشق گلی گشته مبتلا             واندر چمن فکنده ز فریاد غلغلی

می گشتم اندر آن چمن و باغ دم به دم                  می کردم اندر آن گل و بلبل تاملی

گل یار حسن گشته و بلبل قرین عشق                  ان را تفضلی نه و این را تبدل

چون کرد در دلم اثر آواز عند لیب                          گشتم چنان که هیچ نماندم تحملی

بس گل شکفته می شود این باغ را ولی          کس بی بلای خار نچیده ست از او گلی

حافظ مدار امید فرج از مدارچرخ                             دارد هزار عیب و ندارد تفضلی

به هر حال کسی که چشم به داشته های دیگران دوخته از اونجایی که به روزگار دل بسته و روزگار هم پشتوانه محکمی نیست مطمئن باشید زمین خواهد خورد به قولی دیر و زود داره ولی سوخت و سوز نداره.

از چرخ به هر گونه همی دار امید                      وز گردش روزگار می لرز چو بید

 گفتی که پس از سیاهی رنگی نبود                  پس موی سیاه من چرا گشت سفید

 

 

شعری از ژوليده خراسان

 

 دل غمدیده ما درجهان غمخوار هم دارد 

برای راز دل، دل  محرم اسرار   هم دارد

                             

سخن بسیار دارد دل  ز جور  روزگار  اما   

اگر گوید سخن داند ضرر بسیار هم دارد

                             

نمی گویم به غیر حق بعالم گرچه می دانم 

که گوش  از بهر بشنیدن در و دیوار هم دارد

 

سر  سبزم   زبان سرخ  آخر  میدهد بر باد

                                  چرا چون حرف حق گفتن طناب دار هم دارد

 

هنوز ای مدعی  اندر فراز دار  درعالم  

علی درمکتب خود میثم تمار هم دارد

 

 بجای نوش دائم میزنی نیش ونمی دانی

که این راه و روش را عقرب جرار  هم دارد

 

مکن ظلم و ستم ظالم بترس از آه مظلومان

 که صبح  روشن هر فرد  شام تار هم دارد

 

 به گرد هیچ بهر هیچ درعالم مپیچ ای هیچ

که این پیچیدگی را در طبیعت مارهم دارد

 

غنی حق ضعیفان را به غارت می برد اما

نمی داند جهان  یک خالق جبار هم دارد

 

 بترس از آتش قهر خدا  کز بهر ما ایزد

 اگر دارد بهشت و آب کوثر نارهم دارد

 

گنه کارم من ژولیده  یارب خود تومی دانی

که گل باآنهمه حسن و لطافت خارهم دارد

 

                                                     با تشکر          

        مدیریت وبلاگ




:: برچسب‌ها:
ی خبر خوش
۱۳۸٥/۱۱/٧ ساعت ٢:٥٠ ‎ق.ظ | نوشته ‌شده به دست کسی که دلش مثل اقیانوس آرام ملتهب بود. ( نظرات )

سلام بچه ها؛

من الآن اومدم که به بگم به زودی با ی عالمه مطلب دارم میام

و همچنین قصد دارم به تمام نامه هایی تا حالا به من رسیده جواب بدم

 خوب دیگه زیاد مزاحمتون نمیشم باید برم بخوابم فردا امتحان دارم.

خیلی مخلصم.




:: برچسب‌ها: