نادان، پرسه می‌زند و خردمند، سفر می‌کند. و کسی که سفر کرد، فهمید: مردم شهری که همه در آن می لنگند ، به کسی که راست راه می رود می خندند.
  :: کسی که دلش مثل اقیانوس آرام ملتهب بود.

   

You need hope to cope

خودشناسی واقعی
۱۳٩٥/٩/۱٢ ساعت ۸:٥۳ ‎ب.ظ | نوشته ‌شده به دست کسی که دلش مثل اقیانوس آرام ملتهب بود. ( نظرات )

یکی از شاگردام پرسید:

به نظر شما بهترین تست روانشناسی برای نگرش سنجی فردی کدوم تست هستش؟

منم گفتم:

نیازی به تست نیست

در مرحلۀ اول برو تاریخچۀ مرورگرت (مثل فایرفاکس)، روی لپ تاپ یا موبایل باز کن

ببین چه جستجوهایی توی گوگل طی یک ماه گذشته انجام دادی

کلمات مهم رو مرتب کن

به شخصیتت پی می بری

روایی و پایایی بی نهایت بالایی داره

به همین سادگی




:: برچسب‌ها: جستجو, شخصیت, کلمات کلیدی, گوگل
شاعرشنیدنی ست ولی میل میل توست
۱۳٩٥/٩/۳ ساعت ۱۱:٥٢ ‎ق.ظ | نوشته ‌شده به دست کسی که دلش مثل اقیانوس آرام ملتهب بود. ( نظرات )
از تو بگذشتم و بگذاشتمت با دگران

رفتم از کوی تو لیکن عقب سرنگران

ما گذشتیم و گذشت آنچه تو با ما کردی

تو بمان با دگران وای به حال دگران

رفته چون مه به محاقم که نشانم ندهند

هر چه آفاق بجویند کران تا به کران

میروم تا که به صاحبنظری بازرسم

محرم ما نبود دیده‌ی کوته نظران

دل چون آینه‌ی اهل صفا می‌شکنند

که ز خود بی‌خبرند این ز خدا بیخبران

دل من دار که در زلف شکن در شکنت

یادگاریست ز سر حلقه‌ی شوریده سران

گل این باغ بجز حسرت و داغم نفزود

لاله رویا تو ببخشای به خونین جگران

ره بیداد گران بخت من آموخت ترا

ورنه دانم تو کجا و ره بیداد گران

سهل باشد همه بگذاشتن و بگذشتن

کاین بود عاقبت کار جهان گذران

شهریارا غم آوارگی و دربدری

شورها در دلم انگیخته چون نوسفران




:: برچسب‌ها: بگذشتم, شاعر, شنیدنی, شورها
بی قانونی، بی معرفتی
۱۳٩٥/٦/٢٩ ساعت ٥:٠۸ ‎ق.ظ | نوشته ‌شده به دست کسی که دلش مثل اقیانوس آرام ملتهب بود. ( نظرات )

دو سال پیش

تو یه زمستون سرد

حین رانندگی

یکی از دوستامو کنار جاده دیدم 

منتظر بود تا یه ماشین وایسه و سوار بشه

منم تا دیدمش خوشحال شدم

خودمو بهش نزدیک کردم

بوق زدم که بیاد سمت من

وقتی که وایسادم

 یه کامیون از پشت زد به ماشین

تو قانون ایران

به هر شکلی

اگه ماشین پشتی بزنه 

اون مقصره

یعنی اگه 10 تا ماشین به صورت پشت سر هم تصادف کنن

نفر عقبی باید خسارت ماشین جلویی بده تا آخر

خلاصه من که می دونستم به خاطر ترمز هیجانی من واسه دیدن دوستم

ماشین به من زده

خسارتی ازش نگرفتم

اما جالب اینجا بود

که دوستم با دیدن صحنه

راهشو کج کرد و رفت به یه سمت دیگه

من اونقدی که به ماشین خسارت وارد شده بود ناراحت نشدم

بیشتر به خاطر بی معرفتی دوستم ناراحت شدم

وقتی رسیدم خونه 

بابام ماشین و دید

بهم گفت: خسارت گرفتی

گفتم : نه

گفت مگه قانون نمی دونی

گفتم قانون می دونم

اما خودم یهویی ترمز زدم

راننده پشتی هم نتونست جمع کنه

.

.

.

به طور کلی

اون روز خیلی روز ناجوری بود

بی قانونی 

بی معرفتی 

درصورتی که قبلش 

فکر میکردم همه چیز قانونه

همه چیز معرفت و مردی

طی 5 دقیقه همه شون برعکس شد

.

.

.

.

.




:: برچسب‌ها: قانون, معرفت, دوست, تصادف
هارد تایم Hard Time
۱۳٩٥/٦/٢۸ ساعت ٢:٥٩ ‎ق.ظ | نوشته ‌شده به دست کسی که دلش مثل اقیانوس آرام ملتهب بود. ( نظرات )

امریکایى ها یک کلمه ى ترکیبى جالبى در زبان محاوره و روزمره خود دارند

بنام Hard time

که هر چه سعى کردم نتوانستم معادل فارسى انرا بیابم تا مفهوم واقعى را برساند.

ترجمه ى لغت به لغت "زمان دشوار" یا "زمان سخت " بسیار الکن و نارساست.

خیلى جالبه که سرگرمى ترجمه ى یه داستان کوتاه و ساده ى انگلیسى، مرا به کجاها برد

تا مجبور شوم به رفتارهاى خود در موقعیت هاى ناخوشایند و تاثیر ان بر دیگران،

با رویکرد انتقادى نگاه کنم.

هارد تایم، زمان سختى نیست که در اثر یک اتفاق،

تصادف یا عامل خارجى و حتى درونى فرد بوجود امده باشد.

هارد تایم را یک انسان به انسان دیگر میدهد. چگونه ؟

زندگى پر از اتفاقات ناخوشایند است و ادمها داراى نقاط ضعف فراوان.

عکس العمل ما در برابر پدیده هاى ناخوشایند ( از نظر ما ) و کیفیت روبرو شدن با ان است

که مفهوم هارد تایم مشخص میشود.

یک مثال : مادرى در حال بیدار کردن فرزندش براى رفتن به مدرسه است.

بچه در خواب عمیقى فرو رفته و زمان در حال از دست رفتن است.

موقعیت براى مادر کمى اضطراب اور است، چون ٢٠ دقیقه دیگر،

سرویس مدرسه زنگ اپارتمان را به صدا در خواهد اورد و یه عالمه کار مانده است.

 

مادر اول : هى پاشو دیگه، تنبل، الان اقا سرویس میاد و تو اماده نیستى میره،

کیفت که اماده نیست، صبحانه که اصلا وقتش نیست،

لباسهات کجاست ؟

پاشو دیگه ؟

چقدر میخوابى ؟

خوش بحال فلانى که بچه اش اینهمه حرص و جوش به مادرش نمیده.

( أشیاء اطاق را به هم میزند،

با دستش محکم تکانش میدهد،

خشم و اضطراب از صورتش هویداست...)

مادر دوم : بلند میشى عزیزم ؟

صبح قشنگت بخیر،

ابمیوه که دوست داشتى روى میزه،

اگه بلند نشى یه فرشته شکمو منتظره تا سهم تو را بخوره....

( مادر نرمه ى گوش فرزندش را نوازش میکنه،

پیشانى اش را لمس میکند و با استفاده از کلام و نگاه و حس لامسه،

یه انرژى عالى براى شروع یک روز خوب به جگر گوشه اش میدهد...

ولى مادر اول متاسفانه در موقعیت هارد تایم قرار دارد،

یعنى عرصه را به فرزندش تنگ میکند،

شاید دلیل بیدار نشدن کودک اولى اینه که نمیخواد چشمش را به روى یک روز تلخ و سیاه باز کند

و زیر اوار خشونت کلامى خرد شود.

البته در این موقعیت هم مانند موقعیت دیگر، مادر عاشق بچه اش است،

حاضر است جونش را برایش بدهد، بچه هم بنا بر غریزه عاشق مادرش است.

در هر دو موقعیت عشق و مسئولیت پذیرى و غیره وجود دارد،

 

اما هارد تایم نمى گذارد که

در موقعیت اول " فرهنگ عشق ورزیدن " هم در کنار عشق بوجود اید.

حداقل در مورد خودم میتوانم بگویم در زندگى،

 

هارد تایم هاى زیادى به اطرافیانم دادم......

 

علت ان ریشه هایى از خشم، اضطراب و افسردگى است

که به درجات متفاوت در همه ى ما وجود دارد

 اگر بدبینى داشته باشیم،

همه ى انسانها را یک تهدید بالقوه بدانیم،

مرتبا نیمه ى خالى لیوان را ببینیم،

همش منتظر اتفاقات بد باشیم،

مرتبا از چیزى بنالیم و مدام از چیزى انتقاد کنیم و ایراد بگیریم،

دیگران از غر غر ما به ستوه در خواهند امد و با انکه ممکن است عاشقانه دوستمان داشته باشند

اما به دنبال راه نجاتى براى فرار از موقعیت hard time خواهند گشت.

خوشبختى داشتن پول و خانه و اتومبیل شیک نیست.

خوشبختى آن است که به همدیگر در موقعیت هاى دشوار انسانى Hard time ندهیم.




:: برچسب‌ها: هارد تایم, عشق, مادر, hard time
نامه ای به پسرم 2
۱۳٩٥/۳/۳ ساعت ۱٠:٢٢ ‎ق.ظ | نوشته ‌شده به دست کسی که دلش مثل اقیانوس آرام ملتهب بود. ( نظرات )

برای دونستن جریان مراجعه کنید به پست نامه ای به پسرم

عنوان 10 مقاله منتخب دوم خرداد:

بررسی ویژگی های فیزیکی دو رقم نخود فرنگی

بررسی وضعیت تغذیه ای و برخی عوامل مرتبط با آن در کودکان

مدیریت بحران شهرها با تاکید بر سیل

کیفیت خدمات آموزشی از دیدگاه دانشجویان؛ مدل سروکوال

تحلیل محتوای کتاب درسی علوم تجربی پایه ششم ابتدایی بر اساس رویکرد پژوهش محوری

Effects of user factors and sign referent characteristics in participatory construction safety sign redesign

A review on nonlocal elastic models for bending, buckling, vibrations, and wave propagation of nano scale beams

Connecting physical watershed characteristics to climate sensitivity for California mountain streams 

Indicators of Resource Use Efficiency and Environmental Performance in Fish and Crustacean Aquaculture 

What comes with technological convenience? Exploring the behaviors and performances of learning with computer-mediated dictionaries




:: برچسب‌ها:
نامه ای به پسرم
۱۳٩٥/۳/٢ ساعت ٩:۱٩ ‎ق.ظ | نوشته ‌شده به دست کسی که دلش مثل اقیانوس آرام ملتهب بود. ( نظرات )

هر چی فکر می کنم که برای پسرم چه نامه ای بنویسم

نمی دونم از کجا شروع کنم

به هر حال باید نوشت

تلاشمو می کنم ببینم چی میشه؛

.

.

.

.

.

.

.

.

1395/3/1

"پسرم سلام"

من با مادرت هم زوری حرف می زنم

تو که دیگه جای خود داری 

هر چی فکر می کنم که چرا بهت تقوا رو توصیه نمی کنم واسه اینه که 

منو توصیه کردن و هنوز نمی دونم چیه

بلکه به تو نگمو تو بفهمی چیه

اینارو نمی گم فردا روزی، هر کاری خواستی بکنی

اینارو می گم که؛ واقعا هر کاری رو که دوست داشتی از صمیم قلب انجام بدی

مادرت و من در اثر یه لذت تو رو به این دنیای پر درد آووردیم

هرچقدر که دوست داری فحشمون بده

واقعا شرمنده ام برای ارتکاب به چنین کار زشتی

چیه خوشت اومد

خجالت بکش 

حالا پاشو برو یه چایی بریز بیار،

می دونم تو زیاد اهل چای نیستی

ولی واسه خودت ارزش قائل باش

واسه خودتم چای بیار

من که نمردم، خودم میزنم تو رگ

آ قربووووونش

همونطور که گفتم 

حوصله ندارم تو سن 30 سالگی و یه چهرۀ تقریبا 25 ساله

برات صحبت کنم

در نتیجه از امروز که 1 خرداد تموم شد تا 10 شب دیگه

صادقانه از میون این همه مقاله ای که در طول روز میخونم

فقط عنوان 10 تای اونارو میزارم 

که بفهمی پدرت عینکی نبود، عینکیش کردن

هر شب ساعت 12 مقاله های اون روز رو میزام

مراقب خودت باش

.

.

.

.

.

.

.

سه سنس در حالت پیگمان دار و بدون پیگمان , نسبت به بررسی مقاومت سراشیا ما اشعه ماوراء بنفش

مرگِ زمان، و هرمنوتیکِ عکسِ اجتماعی

تأثیرکمی و کیفی بیماری دیابت موش باردار بر جنین ها در مرحله قبل از لانه گزینی

مهارت های انسانی برای کسب و کار جهانی، هوش فرهنگی

نظریۀ تبعیت در اعمال حقوقی

In vitro fertilization (IVF) in mammals: epigenetic and developmental alterations. Scientific and bioethical implications for IVF in humans 

Comparing and Contrasting Expressionism, Abstract, and Pop Art

A study of an environmental-friendly parking policy

Group Steiner Tree Model for Energy Efficient Multicast in Duty-Cycle Wireless Sensor Networks

THE IMPORTANCE OF STRATEGIC LEADERSHIP FOR PORT MANAGEMENT: A DELPHI RESEARCH ON TOP MANAGERS OF TURKISH PRIVATE PORTS




:: برچسب‌ها: نامه پسر, نامه پدر, مقاله مهم, عنوان خوب
تعبیر یک خواب
۱۳٩٥/٢/۱٠ ساعت ۱۱:٢۳ ‎ق.ظ | نوشته ‌شده به دست کسی که دلش مثل اقیانوس آرام ملتهب بود. ( نظرات )

یه خواب عجیب و غریب دیدم

تعبیر اسلامی و خارجیش یه مضمون داشت

بدی تعبیرش اینه که یه عنصر داره

هر کاری می کنم حلش کنم نمیشه

مثل این می مونه که بهت بگن سعی کن نفس نکشی تا بقیه مشکلاتت حل بشه

خوب اگه نفس نکشی کلا دیگه مشکلات تو رو نمی بینن

چه رسد به اینکه تو بخوای اونارو هم حل کنی

 

عجیب درگیر هستم با این خواب

کلی هم کار دارم

چه کنم که نمیشه

 

خلاصه اینکه نسبت به خواباتون بی خیال نباشین

مثل من بشینید حسابی حرص بخورین

دم شما گرم




:: برچسب‌ها: